بحث در خروج و مدت زمان حکومت و قیام سفیانی بود

روایت بیست و پنجم

یک روایت داریم که به ظاهر با نه ماه حکومت تعارض دارد چون مدت حکومت اورا هشت ماه دانسته است

حدثنا أبی و محمد بن الحسن رضی الله عنهما قالا حدثنا محمد بن أبی القاسم ماجیلویه عن محمد بن علی الکوفی قال حدثنا الحسین بن سفیان عن قتیبه بن محمد عن عبد الله بن أبی منصور البجلی قال سألت أبا عبد الله ع عن اسم السفیانی فقال و ما تصنع باسمه إذا ملک کور[۱] الشام الخمس دمشق و حمص و فلسطین و الأردن و قنسرین فتوقعوا عند ذلک الفرج قلت یملک تسعه أشهر قال لا و لکن یملک ثمانیه أشهر لا یزید یوما»[۲]

این روایت با روایت نعمانی تعارض ظاهری دارد (تعارض در ۸ یا ۹ ماه است) ولی تعارض فرع بر حجیت است و روایت نعمانی از حیث سند موثقه بود و مشکل سندی نداشت. اما در این روایت عبدالله بن ابی منصور بجلی «مهمل فی الرجال» و لا اقل مرحوم خویی و مامقانی و مرحوم اردبیلی در جامع الرواه و…اسمی از این شخص نیاورده. مرحوم آقای نمازی کتاب مستدرکات خود را ناظر به این سه کتاب نوشته در ج ۴ ص۴۷۲ تصریح می‌کند که اسمی از این شخص نیاورده‌اند و مهمل است.

حسین بن سفیان راوی دیگر است که مشترک بین ثقه و مهمل است و در نتیجه تأثیر می‌گذارد و بر فرض رفع اشتراک، مشکل عبدالله بجلی باقی هست و راوی سوم دیگر محمد بن علی کوفی است که فقط تلعکبری از او نقل می‌کند و شیخ اجازه اوست و از او سماع داشته و تاثیر شیخوخت بودن در وثاقت اختلافی است. مرحوم مامقانی لااقل حسن بودن را می‌پذیرد. بالاخره در این روایت سه راوی مشکل دار داریم و این روایت نمی تواند با روایت نعمانی تعارض کند. و بر فرض حجیت هر دو، تعارض در حجیت بعض مضمون است نه تمام مضمون. و تعارض در ۸ یا ۹ ماه است و اینجا اختلاف مبنا است ک آیا قابل تفکیک هست یا نه؟ تفکیک در حجیت مبنایی است. و اگر پذیرفته بشود اشکالی نیست ولی به نظر استاد این تفکیک تمام نیست و تعارض در حجیت باقی می‌ماند.

روایت بیست و ششم

روایت چهارم فقط زمان خروج را مشخص می‌کند «من المحتوم خروج السفیانی فی رجب»

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنا القاسم بن محمد بن الحسن بن حازم من کتابه قال حدثنا عبیس بن هشام عن محمد بن بشر الأحول عن عبد الله بن جبله عن عیسى بن أعین عن معلى بن خنیس قال سمعت أبا عبد الله ع یقول من الأمر محتوم و منه ما لیس بمحتوم و من المحتوم خروج السفیانی فی رجب »[۳]

در سند این روایت بحث در معلی بن خنیس است و مرحوم خویی بعد از توجیه روایات ذامه نتیجه گیری می­کند و او را از اصحاب خاص می‌داند و…..و در انتها اورا شهید کردند و امام شخصا مدعی خون او شدند «کان من اهل الجنه حین قتله داود بن علی.. » و آقای خویی در نتیجه معلی بن خنیس را توثیق می‌کند و تضعیف نجاشی را رد می‌کند چون به علت غلو بوده و…) .

و من اول خروجه الی آخره خمسه عشر شهرا یقاتل فیها سته اشهر و اذا ملک کور الخمس لم یزد علیها یوما و در روایات دیگر داریم از زمان استقرار و تثبیت او تا ظهور نه ماه فاصله است که قابل جمع است با هم دیگر به اینکه.

در روایت دیگر معلی بن خنیس نقل میکند «من الامر محتوم و مالیس بمحتوم و من المحتوم خروج السفیانی فی رجب»

اگر در خروج سفیانی در ماه رجب چند روایت پیدا کردیم آن هم حتمی میشود و الا فلا (یعنی این خصوصیت حتمیت نخواهد داشت)

نتیجه اینکه تا اینجا اصل خروج سفیانی محتوم است.

خلاصه بحث:

تا اینجا چهار روایت در مورد مدت حکومت سفیانی گذشت روایت اول مشکل سند نداشت ولی تشکیک بین ۹ تا ۱۲ ماه بود که مشکل در متن داشت وروایت دوم تمام بود و با روایت سوم از کمال الدین تعارض داشت که مدت حکومت را ۸ ماه تعیین می‌کرد و سندا تمام نبود. وروایت چهارمی فقط زمان خروج راتعیین کرد.ما قائل به تفاوت بین زمان ظهور و زمان خروج سفیانی نیستیم و مرحوم مجلسی، فقط در بین زمان ظهور و خروج حضرت مهدی فرق می‌گذارد.

[۱]. کور (جمع کوره به معنای شهر و ناحیه)

[۲]. کمال‏الدین، ج ۲، ص ۶۵۲

[۳]. الغیبهللنعمانی، ص۳۰۰

.

.

.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.