زمان نداء

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفدا.

بحث راجع به زمان نداء بود که بالاخره این ندا شب است یا روز؟

گفته شد که روایات دو گونه است، مضمون بعضی از روایات این است که ندا در روز است و مضمون برخی دیگر این است که ندا در شب است. ظاهرا ایندو دسته روایت با یکدیگر متعارضند. برای رفع تعارض بر فرض صحت سند هر دو دسته توجیهاتی بیان شده است:

توجیه اول:

جمع بین روایات ندا از طریق روایاتی که همانندی و یکسان بودن روز قدر با شب قدر را بیان می‌کنند، که گفتیم این وجه جمع درست نیست، زیرا مراد روایت، همانندی روز و شب در فضیلت است و ربطی به اطلاق شب بر روز ندارد.

توجیه دوم:

این بود که گفته شد این نداء در طلوع فجر واقع می‌شود و طلوع فجر جامع بین شب و روز است. این وجه هم زمانی قابل اعتناست که در روایات اللیل آمده باشد، در حالیکه در برخی روایات تصریح شده که ندا اول اللیل است.

توجیه سوم:

اینکه در برخی روایات لیل آمده و در برخی دیگر نهار، به حسب اختلاف امکنه است، یعنی روایاتی که در آنها کلمه لیل آمده نظر به مناطقی دارد که وقتی ندای جبرئیل سر داده می‌شود در آنجا لیل است و روایاتی که در آنها نهار آمده جائی را می‌گویند که ندا مصادف با روز شده است، زیرا ما مناطقی داریم که ۱۲ ساعت یا بیشتر با ما اختلاف ساعت دارند.

این توجیه هم قابل قبول نیست، زیرا روایات نوعا بر امکنه صدور حمل می‌شوند، به عبارتی روایات در هر جا که صادر شده باید بر همان جا هم حمل شود. علاوه بر اینکه این چنین مسائل در آن زمان اصلا معهود نبوده است.

توجیه چهارم:

اینکه بگوئیم این اختلاف در زمان ندا به خاطر تکرارست که یکی در اول روز و دیگری در اول شب است. و استناد به روایتی از کتاب تاویل می‌کنند:

روى عمرو بن شمر عن جابر بن یزید عن أبی جعفر قال قوله عز و جل فَإِذا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ قال: الناقور هو النداء من السماء ألا إن ولیکم فلان بن فلان القائم بالحق ینادی به جبرئیل فی ثلاث ساعات من ذلک الیوم فَذلِکَ یَوْمَئِذٍ یَوْمٌ عَسِیرٌ عَلَى الْکافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ یعنی بالکافرین المرجئه الذین کفروا بنعمه الله و بولایه علی بن أبی طالب[۱]

این ثلاث ساعات زمان ندا را می‌خواهد بیان کند یعنی سه ساعت از طلوع آفتاب گذشته است. نه اینکه سه دفعه تکرار می‌کند. زیرا وقتی می‌خواهند به یک عرب بگویند، سه ساعت از آفتاب گذشته این‌گونه تعبیر می‌شود.

توجیه پنجم:

اینکه بگوئیم اختلاف روایات به خاطر مضمون ندا بوده، زیرا دو ندا با دو مضمون وجود دارد، چون روایتی که لیل دارد یک مضمون و روایتی که نهار دارد مضمونی دیگر دارد و شما با دقت در روایت به این معنا خواهید رسید. زیرا مضمون روایت نهار تاکید بر حقانیت امیر المومنین است که می‌گوید: الحق فی علیو شیعته؛ که در آخر همان روز ندائی در مقابل این خواهد بود که تاکید بر حقانیت شجره ملعونه است. اینرا نیز باید بحث کرد که آیا مراد خود شیطان است یا اینکه کنایه از شیطان یا شیاطین است؟ و وقتی گفته می‌شود حق در شیعیان فلانی است، حال آیا واقعا نیاز به این دارند؟ به عبارتی آیا ائتلاف گسترده ای بین جریان تکفیری و به عنوان مثال آمریکا و دیگران حاصل می‌شود؟ و چه زمینه ای برای پذیرش ولایت حضرت علی پدید می‌آید که آنها در مقابل آن، ولایت و حکومت دیگران را مطرح می‌کنند. به نظر ما این توجیه قابل قبول است و حق این است که دو ندا با دو مضمون وجود دارد.

بررسی مضمون روایات ندای در شب و ندای در روز:

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَهَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْحَلَبِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ…قُلْتُ وَ کَیْفَ النِّدَاءُ قَالَ یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَوَّلَ النَّهَارِ أَلَا إِنَّ عَلِیّاً وَ شِیعَتَهُ هُمُ الْفَائِزُونَ قَالَ وَ یُنَادِی مُنَادٍ فِی آخِرِ النَّهَارِ أَلَا إِنَّ عُثْمَانَ وَ شِیعَتَهُ هُمُ الْفَائِزُونَ[۲] این روایت را قبلا بحث کردیم.

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید ابن عقده قال حدثنی أحمد بن یوسف بن یعقوب أبو الحسن الجعفی من کتابه قال حدثنا إسماعیل بن مهران قال حدثنا الحسن بن علی بن أبی حمزه[۳] عن أبیه و وهیب بن حفص عن أبی بصیر عن أبی جعفر محمد بن علی أنه قال:… ثم قال الصیحه لا تکون إلا فی شهر رمضان لأن شهر رمضان شهر الله و الصیحه فیه هی صیحه جبرئیلإلى هذا الخلق ثم قال ینادی مناد من السماء باسم القائمفیسمع من بالمشرق و من بالمغرب لا یبقى راقد إلا استیقظ و لا قائم إلا قعد و لا قاعد إلا قام على رجلیه فزعا من ذلک الصوت فرحم الله من اعتبر بذلک الصوت فأجاب فإن الصوت الأول هو صوت جبرئیل الروح الأمینثم قالیکون الصوت فی شهر رمضان فی لیله جمعه لیله ثلاث و عشرین فلا تشکوا فی ذلک و اسمعوا و أطیعوا و فی آخر النهار صوت الملعون إبلیس ینادی ألا إن فلانا قتل مظلوما لیشکک الناس و یفتنهم فکم فی ذلک الیوم من شاک متحیر قد هوى فی النار فإذا سمعتم الصوت فی شهر رمضان فلا تشکوا فیه أنه صوت جبرئیل و علامه ذلک أنه ینادی باسم القائم و اسم أبیه حتى تسمعه العذراء فی خدرها فتحرض أباها و أخاها على الخروج و قال لا بد من هذین الصوتین قبل خروج القائمصوت من السماء و هو صوت جبرئیل باسم صاحب هذا الأمر و اسم أبیه و الصوت الثانی من الأرض و هو صوت إبلیس اللعین ینادی باسم فلان أنه قتل مظلوما یرید بذلک الفتنه فاتبعوا الصوت الأول و إیاکم و الأخیر أن تفتنوا به‏[۴]

أحمد بن إدریس عن علی بن محمد بن قتیبه عن الفضل بن شاذان عن الحسن بن محبوب عن أبی حمزه الثمالی قال قلت لأبی عبد الله إن أبا جعفر کان یقول:...فقال أبو عبد اللهو اختلاف بنی فلان من المحتوم و قتل النفس الزکیه من المحتوم و خروج القائم من المحتوم قلت و کیف یکون النداء قال ینادی مناد من السماء أول النهار یسمعه کل قوم بألسنتهم ألا إن الحق فی علی و شیعته ثم ینادی إبلیس فی آخر النهار من الأرض ألا إن الحق فی عثمان و شیعته فعند ذلک یرتاب المبطلون[۵]

این مضمون ندای روز است، اما مضمون ندای جبرئیل در شب این نیست بلکه تاکید بر امامت امام زمان است.

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید ابن عقده قال حدثنی أحمد بن یوسف بن یعقوب أبو الحسن الجعفی من کتابه قال حدثنا إسماعیل بن مهران قال حدثنا الحسن بن علی بن أبی حمزه عن أبیه و وهیب بن حفص عن أبی بصیر عن أبی جعفر محمد بن علی أنه قال:… ثم قال الصیحه لا تکون إلا فی شهر رمضان لأن شهر رمضان شهر الله و الصیحه فیه هی صیحه جبرئیلإلى هذا الخلق ثم قال ینادی مناد من السماء باسم القائمفیسمع من بالمشرق و من بالمغرب لا یبقى راقد إلا استیقظ و لا قائم إلا قعد و لا قاعد إلا قام على رجلیه فزعا من ذلک الصوت فرحم الله من اعتبر بذلک الصوت فأجاب فإن الصوت الأول هو صوت جبرئیل الروح الأمینثم قالیکون الصوت فی شهر رمضان فی لیله جمعه لیله ثلاث و عشرین فلا تشکوا فی ذلک و اسمعوا و أطیعوا و فی آخر النهار صوت الملعون إبلیس ینادی ألا إن فلانا قتل مظلوما لیشکک الناس و یفتنهم فکم فی ذلک الیوم من شاک متحیر قد هوى فی النار فإذا سمعتم الصوت فی شهر رمضان فلا تشکوا فیه أنه صوت جبرئیل و علامه ذلک أنه ینادی باسم القائم و اسم أبیه حتى تسمعه العذراء فی خدرها فتحرض أباها و أخاها على الخروج و قال لا بد من هذین الصوتین قبل خروج القائمصوت من السماء و هو صوت جبرئیل باسم صاحب هذا الأمر و اسم أبیه و الصوت الثانی من الأرض و هو صوت إبلیس اللعین ینادی باسم فلان أنه قتل مظلوما یرید بذلک الفتنه فاتبعوا الصوت الأول و إیاکم و الأخیر.[۶]

این روایت مشکل سندی دارد.

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنا علی بن الحسن التیملی قال حدثنا عمرو بن عثمان عن الحسن بن محبوب عن عبد الله بن سنان قال کنت عند أبی عبد الله ع: فسمعت رجلا من همدان یقول له إن هؤلاء العامه[۷] یعیرونا و یقولون لنا إنکم تزعمون أن منادیا ینادی من السماء باسم صاحب هذا الأمر و کان متکئا فغضب و جلس ثم قال لا ترووه عنی و ارووه عن أبی و لا حرج علیکم فی ذلک (به حضرت گفتند که به ما ایراد و اشکال می‌کنند که از شما نقل روایت می‌کنیم حضرت فرموند از پدرم نقل کن) أشهد أنی قد سمعت أبییقول و الله إن ذلک فی کتاب الله عز و جل لبین حیث یقول إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ فلا یبقى فی الأرض (همه ایمان می‌آورند) یومئذ أحد إلا خضع و ذلت رقبته لها فیؤمن أهل الأرض إذا سمعوا الصوت من السماء ألا إن الحق فی علی بن أبی طالب‏و شیعته قال فإذا کان من الغد صعد إبلیس فی الهواء حتى یتوارى عن أهل الأرض ثم ینادی ألا إن الحق فی عثمان بن عفان و شیعته (حال چه جریانی حاکم است که ابلیس در آن دوران به کمک آن جریان می‌رود؟) فإنه قتل مظلوما فاطلبوا بدمه‏[۸]

در این روایت ندارد که ندا صبح است یا شب؟ ولی این مضمون با روایاتی که اول النهار را بیان می‌کند، مطابقت دارد.

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنی علی بن الحسن عن علی بن مهزیار عن حماد بن عیسى عن الحسین بن المختار قال حدثنی ابن أبی‏ یعفور قال قال لی أبو عبد الله ع: أمسک بیدک هلاک الفلانی اسم رجل من بنی العباس و خروج السفیانی و قتل النفس و جیش الخسف و الصوت قلت و ما الصوت أهو المنادی فقال نعم و به یعرف صاحب هذا الأمر ثم قال الفرج کله هلاک الفلانی من بنی العباس.[۹]

این صوت و این ندا مضمونش معرفی حضرت صاحب الامر است نه تاکید بر حقانیت امیر المومنین است.

حدثنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنا القاسم بن محمد بن الحسن بن حازم قال حدثنا عبیس بن هشام الناشری عن عبد الله بن جبله عن عبد الصمد بن بشیر عن أبی عبد الله جعفر بن محمد و قد سأله عماره الهمدانی فقال له: أصلحک الله إن ناسا یعیرونا و یقولون إنکم تزعمون أنه سیکون صوت من السماء فقال له لا ترو عنی و اروه عن أبی کان أبی یقول هو فی کتاب الله إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ فیؤمن أهل الأرض جمیعا للصوت الأول فإذا کان من الغد صعد إبلیس اللعین حتى یتوارى من الأرض‏ فی جو السماء ثم ینادی ألا إن عثمان قتل مظلوما فاطلبوا بدمه…[۱۰]

حدثنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنی أحمد بن یوسف بن یعقوب أبو الحسن الجعفی قال حدثنی إسماعیل بن مهران قال حدثنا الحسن بن علی بن أبی حمزه عن أبیه و وهیب عن أبی بصیر عن أبی جعفر قال: یقوم القائمفی وتر من السنین… فلا یزالون بتلک الحال حتى ینادی مناد من السماء فإذا نادى فالنفیر النفیر فو الله لکأنی أنظر إلیه بین الرکن و المقام یبایع الناس بأمر جدید و کتاب جدید و سلطان جدید من السماء أما إنه لا یرد له‏ رایه أبدا…

با توجه به روایاتی که ذکر گردید، این توجیهی که برخی بیان نموده اند توجیه بدی نیست، زیرا روایاتی که تاکید بر امامت حضرت امیرعلیه السلام می‌کنند، برخی از آنها مطلق بوده و در آنها عبارت نهار یا لیل نیست و برخی دیگر مقیدند. لذا بعید نیست که این روایات را بر روایتی که از نظر سند مشکل ندارد و مرحوم مجلسی نیز سندشان را تقویت می‌کند، حمل کنیم، اما روایاتی که تاکید بر امامت حضرت مهدی دارند بعضی از آن مقید به لیل شده و برخی دیگر مطلق است. پس دو سنخ روایت داریم و باید روایات مطلق را حمل بر روایات مقید کنیم اگر قابل حمل باشند زیرا برخی از آنها متناقض و متعارضند. به هر حال به نظر ما این جمع، جمع خوبی است.

این قبیل روایات به صراحت به تعدد نداها اذعان دارد در حالی که مرحوم صدر می‌فرماید: یک ندا بیشتر نیست.

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنا علی بن الحسن عن أبیه عن أحمد بن عمر الحلبی عن الحسین بن موسى عن فضیل بن محمد مولى محمد بن راشد البجلی عن أبی عبد الله أنه قال: أما إن النداء من السماء باسم القائم فی کتاب الله لبین فقلت فأین هو أصلحک الله فقال فی طسم تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ قوله إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ قال إذا سمعوا الصوت أصبحوا و کأنما على رءوسهم الطیر.[۱۱]

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنی علی بن الحسن التیملی قال حدثنا محمد و أحمد ابنا الحسن عن علی بن یعقوب الهاشمی عن هارون بن مسلم عن عبید بن زراره عن أبی عبد الله أنه قال: ینادى باسم القائم فیؤتى و هو خلف المقام فیقال له قد نودی باسمک فما تنتظر ثم یؤخذ بیده فیبایعقال قال لی زراره الحمد لله قد کنا نسمع أن القائمیبایع مستکرها فلم نکن نعلم وجه استکراهه فعلمنا أنه استکراه لا إثم فی [۱۲]

این ندا به نام حضرت است و غیر از ندائی است که حقانیت را بیان میکند این روایت اشاره دارد به ندائی که همزمان است با اعلان ظهور زیرا ما چند ندا داریم لذا این ندا آن ندای مورد بحث نیست.

حدثنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنی أحمد بن یوسف بن یعقوب قال حدثنا إسماعیل بن مهران قال حدثنا الحسن بن علی عن أبیه و وهیب بن حفص عن ناجیه القطان أنه سمع أبا جعفر یقول: إن المنادی ینادی أن المهدی من آل محمد فلان بن فلان باسمه و اسم أبیه فینادی الشیطان إن فلانا و شیعته على الحق یعنی رجلا من بنی أمیه[۱۳]

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنا علی بن الحسن عن العباس بن عامر بن رباح الثقفی عن عبد الله بن بکیر عن زراره بن أعین قال سمعت أبا عبد الله یقول: ینادی مناد من السماء إن فلانا هو الأمیر و ینادی مناد إن علیا و شیعته هم الفائزون قلت فمن یقاتل المهدی بعد هذا فقال إن الشیطان ینادی إن فلانا و شیعته هم الفائزون لرجل من بنی أمیه قلت فمن یعرف الصادق من الکاذب قال یعرفه الذین کانوا یروون حدیثنا و یقولون إنه یکون قبل أن یکون و یعلمون أنهم هم المحقون الصادقون.[۱۴]

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید بهذا الإسناد عن هشام بن سالم قال سمعت أبا عبد الله یقول: هما صیحتان صیحه فی أول اللیل و صیحه فی آخر اللیله الثانیه قال فقلت کیف ذلک قال فقال واحده من السماء و واحده من إبلیس فقلت و کیف تعرف هذه من هذه فقال یعرفها من کان سمع بها قبل أن تکون.[۱۵]

سند این دو سنخ روایت مشکل ندارد، لذا جمع بین ایندو روایت به این است که بگوئیم دو ندا با دو مضمون وجود دارد، یکی در اول النهار که تاکید بر حقانیت امیر المومنین است و روایت دیگر که عبارت اللیل را دارد، تاکید بر امامت امام زمان است.

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

[۱]. تاویل الایات ص ۷۰۸

[۲]. کافی ج۸ ص۳۱۰

[۳]. راجع به علی ابن ابی حمزه بطائنی کرارا گفته شده که هرچند مورد اختلاف نظر است ولی نمی توان از کنار روایاتش گذشت زیرا تقریبا ۷۰۰ مورد در کتب اربعه از او روایت نقل شده است. آنهم با توجه به مقدمه ای که مثلا مرحوم صدوق دارد که هر چه نقل می کنم حجت است بینی و بین الله و یا با توجه به مقدمه مرحوم کلینی در مقدمه که می گوید: همه روایات این کتاب را برای دقت و برای عمل جمع نموده ام. لذا کثیرالروایه بودن اشخاص یکی از قرائن و شواهد در اثبات وثاقت است.

[۴]. الغیبهللنعمانی ص : ۲۵۳

[۵]. الغیبهللطوسی ص : ۴۳۵

[۶]. الغیبه للنعمانی ص ۲۵۳

[۷]. تعبیر عامه در روایات آمده و اصطلاح فقهای ما نیست.

[۸]. لغیبهللنعمانی ص ۲۶۰

[۹]. الغیبه للنعمانی ص ۲۵۷

[۱۰]. الغیبهللنعمانی ص : ۲۶۱

[۱۱]. الغیبه للنعمانی ص۲۶۳

[۱۲]. الغیبهللنعمانی ص : ۲۶۳

[۱۳]. الغیبه للنعمانی ص ۲۶۴

[۱۴]. الغیبه للنعمانی ص ۲۶۵

[۱۵]. الغیبهللنعمانی ص : ۲۶۵

.

.

.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *