http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام جلسه سی و سوم ‌-درس خارج مهدویت ‌- 11/ 10 /91 - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  ۱۱ / ۰۲ / ۱۳۹۲

جلسه سی و سوم ‌-درس خارج مهدویت ‌- ۱۱/ ۱۰ /۹۱

.

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداه.

.

مقدمه

.

بحث، پیرامون بررسی ادله و شواهد کسانی است که مدعی اند، امام زمان۴ ذریه و فرزندانی دارد که بعد از آن حضرت، امور را به دست می گیرند. یکی از آن ادله، خبری بود که یعقوب بن یوسف ضرّاب اصفهانی نقل می کند. طبق ادعای این ها، ایشان دعا را – کیفیت صلوات بر پیامبر۹ و جانشینان آن حضرت – از امام زمان۴ دریافت می کند که در دو قسمت از دعا، از ذریه حضرت نامی به میان آمده است. یک عبارت به این صورت آمده است:

.

«اللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِی نَفْسِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ رَعِیَّتِهِ وَ خَاصَّتِهِ وَ عَامَّتِهِ وَ عَدُوِّهِ وَ جَمِیعِ أَهْلِ الدُّنْیَا مَا تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ بَلِّغْهُ أَفْضَلَ أَمَلِهِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ»

.

و در عبارت دیگر، این گونه بیان شده است:

.

«وَ صَلِّ عَلَى وَلِیِّکَ وَ وُلَاهِ عَهْدِهِ وَ الْأَئِمَّهِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فِی أَعْمَارِهِمْ وَ زِدْ فِی آجَالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ أَقْصَى آمَالِهِمْ دِیناً وَ دُنْیَا وَ آخِرَهً إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر»

.

در جلسه قبل گفته شد که اولین منبع چاپی که به دست ما رسیده و روایت را نقل کرده است، دلائل الامه جناب طبری شیعی می باشد. البته قبل از او ابو العباس احمد بن علی الرازی الخضیب الأیادی در کتاب الشفاء و الجلاء فی الغیبه، نقل کرده است ولی این کتاب فعلا در دسترس نیست.

.

بررسی روایت

.

در پایان خبر این گونه آمده است که یعقوب بن یوسف ضرّاب اصفهانی می گوید: آن پیرزن به من گفت، [ آن شخص] می فرماید: وقتى درود بر پیغمبرت می‌فرستى، چه می‌گوئى؟ گفتم: می‌گویم: «اللّهم صلّ على محمّد و آل محمّد و بارک على محمّد و آل محمّد کافضل ما صلّیت و بارکت و ترحّمت على ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید»

.

فَقَالَتْ: لَا، إِذَا صَلَّیْتَ عَلَیْهِمْ فَصَلِّ عَلَیْهِمْ کُلِّهِمْ وَ سَمِّهِمْ. فَقُلْتُ: نَعَمْ.فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْغَدِ نَزَلَتْ وَ مَعَهَا دَفْتَرٌ صَغِیرٌ قَدْ نَسَخْنَاهُ فَقَالَتْ: یَقُولُ لَکَ: إِذَا صَلَّیْتَ عَلَى نَبِیِّکَ فَصَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى أَوْصِیَائِهِ عَلَى هَذِهِ النُّسْخَهِ فَأَخَذْتُهَا وَ کُنْتُ أَعْمَلُ بِهَا.

گفت: نه! وقتى خواستى بر آنها درود بفرستى بر همه آنها درود بفرست و یک یک را نام ببر. گفتم: بله؛ فرداى آن روز نیز پیر زن در حالى که دفتر کوچکى در دست داشت از غرفه به زیر آمد و گفت: می‌فرماید: وقتى خواستى درود بر پیغمبر ۹ بفرستى‏ این طور که در این نسخه نوشته است بر آن حضرت و جانشینانش درود بفرست. من دفترچه را گرفتم و از روى آن می‌خواندم.

.

اشکال

.

* در عبارت «یَقُولُ لَکَ» نامی از امام زمان۴ نیامده است بر خلاف آن چه که ادعا کرده‌اند.

.

وَ رَأَیْتُهُ عِدَّهَ لَیَالٍ قَدْ نَزَلَ مِنَ الْغُرْفَهِ وَ ضَوْءُ السِّرَاجِ قَائِمٌ وَ خَرَجَ، فَکُنْتُ أَفْتَحُ الْبَابَ وَ أَخْرُجُ عَلَى أَثَرِ الضَّوْءِ وَ أَنَا أَرَاهُ- أَعْنِی الضَّوْءَ- وَ لَا أَرَى أَحَداً حَتَّى یَدْخُلَ الْمَسْجِدَ، وَ أَرَى جَمَاعَهً مِنَ الرِّجَالِ مِنْ بُلْدَانٍ کَثِیرَهٍ یَأْتُونَ بَابَ هَذِهِ الدَّارِ، قَوْمٌ عَلَیْهِمْ ثِیَابٌ رَثَّهٌ یَدْفَعُونَ إِلَى الْعَجُوزِ رِقَاعاً مَعَهُمْ، وَ رَأَیْتُ الْعَجُوزَ تَدْفَعُ إِلَیْهِمْ کَذَلِکَ الرِّقَاعَ وَ تُکَلِّمُهُمْ وَ یُکَلِّمُونَهَا وَ لَا أَفْهَمُ عَنْهُمْ، وَ رَأَیْتُ مِنْهُمْ جَمَاعَهً فِی طَرِیقِنَا حَتَّى قَدِمْنَا بَغْدَادَ»[۱]

بعد از آن هم چندین شب، همان مرد را می‌دیدم که از غرفه پائین آمد و نور چراغ پشت سر او باقى است. من در خانه را باز کرده و از پى آن روشنى می‌رفتم ولى در آن روشنائى کسى را نمی‌دیدم تا آنکه بمسجد الحرام رفت. جماعتى از مردم را که از شهرهاى متفرقه آمده بودند، می‌دیدم که به در آن خانه مى‏آمدند و بعضى نامه‏هائى که با خود داشتند به پیر زن می‌دادند و پیر زن هم نامه را بر می‌گردانید و به آن‌ها می‌داد. آن‌ها با پیر زن صحبت می‌کردند و پیر زن هم با آنها گفتگو می‌نمود ولی من کلام شان را نمی‌فهمیدم و من بعضى از آنها را موقع برگشتن در راه بغداد دیدم.

.

منابع روایت

.

  • اولین ناقل روایت، جناب طبری (قرن ۵) در دلائل الامامه (ص۵۵۱، ح ۵۲۴) است. طبری سند روایت را این گونه بیان می دارد: « نَقَلْتُ هَذَا الْخَبَرَ مِنْ أَصْلٍ بِخَطِّ شَیْخِنَا أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ الْغَضَائِرِیِّ (رَحِمَهُ اللَّهُ)، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْقَاسَانِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ سَنَهَ ثَمَانٍ وَ ثَمَانِینَ وَ مِائَتَیْنِ بِقَاسَانَ بَعْدَ مُنْصَرَفِهِ مِنْ أَصْبَهَانَ، قَالَ: حَدَّثَنِی یَعْقُوبُ بْنُ یُوسُفَ بِأَصْبَهَانَ، قَال:»[۲]

.

* در جلالت غضائری هیچ بحثی نیست.

.

* ابوالحسن علی بن عبدالله کاشانی که در سند روایت است، ما نامی از او در کتب رجالی نیافتیم. آقای نمازی هم در مستدرکات (ج۵ ص ۴۰۵) در مورد ایشان می فرماید: لم یذکروه ( منظور از ذکر نکردن مرحوم نمازی این است که نام کاشانی در سه کتاب: معجم الرجال خوئی،تنقیح المقال مامقانی و جامع الروات اردبیلی ذکر نشده است)، پس این شخصیت، مهمل می باشد.

.

* اشکال دیگری هم که می توان وارد کرد این است که طبری شیعی از غضائری نقل نمی‌کند بلکه می گوید: « نَقَلْتُ هَذَا الْخَبَرَ مِنْ أَصْلٍ بِخَطِّ شَیْخِنَا أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ الْغَضَائِرِیِّ» یعنی وجاده است. ایا به وجاده می توان یقین پیدا کرد؟

.

* حسین بن محمد در این روایت چه کسی است؟ این نام مشترکات زیادی دارد. پس ضمن مشخص شدن او، باید موثق بودن او هم معلوم گردد.

.

* یعقوب بن یوسف اصفهانی، در دوران غیبت صغرا بوده و از قدماست لذا باید نامی از او به میان آمده باشد در حالی که نام او را هم نیافتیم. البته بنده نمی‌خواهم متن را رد کنم ولی بعضی عبارات آن با نصوص دیگر تعارض دارد و إلا مضمون روایت، قوی است.

.

  •  شیخ طوسی در الغیبه (ص ۲۵۳) این روایت را نقل کرده است. سند روایت، این گونه است:

«أَخْبَرَنَا جَمَاعَهٌ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُکْبَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیٍّ الرَّازِیِّ قَالَ عَنْ أَبِی الْحُسَیْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْأَسَدِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ الْأَشْعَرِیُّ الْقُمِّیُّ قَالَ حَدَّثَنِی یَعْقُوبُ بْنُ یُوسُفَ الضَّرَّابُ الْغَسَّانِیُّ فِی مُنْصَرَفِهِ مِنْ أَصْفَهَانَ قَالَ‏»

.

عنوان فصلی که شیخ طوسی این خبر را نقل کرده، این است: «فصل أخبار بعض من رأى صاحب الزمان ۴ و هو لا یعرفه أو عرفه فیما بعد» گویا، ایشان خبر را قبول کرده است.

.

* طبق سند شیخ طوسی، احمد بن علی رازی [ در جلسه قبل گفته شد] مشکل دارد.

.

  • · مصباح المتهجد، سیدبن طاووس، ص۳۶۳ (در مصباح این گونه آمده است: «دعاء آخر مروی عن صاحب الزمان» گویا نسبت می دهند به صاحب الزمان)
  • · الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۶۱؛ ایشان از دلائل نقل می کند.
  • · سید بن طاووس در جمال الاسبوع، ص۴۹۴
  • · مرحوم حر عاملی در دو کتاب: الإیقاظ من الهجعه بالبرهان على الرجعه، ص۳۹۴ از مصباح المتهجدین و کتاب إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، ج۳، ص ۶۸۵ از الغیبه طوسی نقل می کند
  • · سید هاشم بحرانی در دو کتاب؛ تبصره،ج۱، ص و کتاب مدینه المعاجز ج۸،ص ۱۲۳ از طبری
  • · بحارالانوار در دو جا این روایت را نقل می کند. (ج۵۲،ص ۱۷ از طوسی و ج ۹۴، ص۷۸ از جمال الاسبوع)
  • · مرحوم نوری، ج۱۶، ص ۸۹ از طوسی نقل می کند

.

* پس ناقلین این روایت؛ یا از طبری و یا از شیخ طوسی نقل می کنند و اگر کسی از جمال الاسبوع نقل نماید، در واقع به جد بزرگوار او یعنی شیخ طوسی برمی گردد.

.

در نتیجه: اگر مستند ما کتاب دلائل الامامه باشد، مشکلش این است که «وجاده» است و اگر مستند ما شیخ طوسی باشد مشکلش این است که از رازی نقل کرده است که او هم؛ غالی است هر چند بعضی دیگر هم که در سند روایت اند، مهمل هستند.

.

اشکالات دیگر روایت:

.

* در روایت نقل شده که پیرزن خود را خاله امام زمان۴ معرفی می کند. شما جریان خریداری مادر امام زمان۴ توسط قاصدی که امام هادی۷ می فرستد و همچنین، جریان ولادت امام زمان۴ را ملاحظه نمایید، هیچ اشاره ای به این مورد نشده است بنابراین، نقل مذکور، خبر شاذ است. ( مانند جریان علی بن مهزیار و یکی از دلائل کسانی که جریان علی بن مهزیار را قبول نمی‌کنند این است که مشتمل بر مطلب شاذ است و شاذ بودن آن این است که می گوید: امام زمان۴ برادری به نام موسی دارد. البته ما در کتاب تا ظهور چنین استدلالی را نپذیرفتیم و نقل های متفاوت را  هم بیان کردیم)

.

* شخصیت این پیرزن چگونه است؟ با این که در روایات، اشاره ای به او نشده است، چگونه می توان در یک مسأله اعتقادی – ائمه از نسل امام زمان۴ و اداره امور بدست فرزندان امام زمان۴ بعد از او –  به چنین خبری اعتماد کرد؟

.

* در همه این روایت و جریان های آن، یک مورد هم تصریح به بودن امام زمان۴ نشده است، بلکه در همه موارد، حدس و گمان بر بودن آن حضرت، جاری شده است.

.

* ما نمی‌خواهیم همه این متون را رد کنیم بلکه علم اجمالی به صدور بعضی از ادعیه در زمان غیبت صغرا داریم. ما بعضی از ادعیه را در جلد شش معجم الاحادیث المهدی۴، گردآوری کرده‌ایم.

.

.

وَ آخِرُ دَعْوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین

.

————————————————————————————————————————————————-



[۱].  دلائل الامامه، طبری، ص ۵۵۱ ؛ طوسی، الغیبه، ص۲۵۳؛ بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج‏۵۲، ص: ۲۱

[۲]. دلائل الامامه، طبری، ص ۵۵۱

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4993