بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زمانناروحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداء

سخن پیرامون بررسی روایات سفیانی در کتب اربعه و عمدتا کتاب شریف کافی بود،قبل از ورود به بحث استدراکی از بحث های قبل مطرح و دو مطلب را بیان کنم [هرچند مطلب دوم در جلسات قبل بیان نشده است]

مطلب اول: تعدد سفیانی

مساله اول تعدد سفیانی است [در جلسات ۴،۵،۶ از  بحث سفیانی، حول این موضوع صحبت نمودیم] جلسات قبل گفتیم که در منابع عامه از تعدد سفیانی سخن به میان آمده و در تاریخ هم چند نفری به نام سفیانی خروج کرده اند ولی در روایات ما به چنین معنائی تصریح نشده است.

مرحوم مجلسی روایتی را در بحارالانوار به نقل ازالغیبه نعمانی می اورد و استظهار بر تعدد سفیانی می کنند. اما بیان روایت:

«الغیبه للنعمانی أَحْمَدُ بْنُ هَوْذَهَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِیِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ السُّفْیَانِیِّ فَقَالَ وَ أَنَّى لَکُمْ بِالسُّفْیَانِیِّ حَتَّى یَخْرُجَ قَبْلَهُ الشَّیْصَبَانِیُّ یَخْرُجُ بِأَرْضِ کُوفَانَ یَنْبُعُ کَمَا یَنْبُعُ الْمَاءُ فَیَقْتُلُ وَفْدَکُمْ فَتَوَقَّعُوا بَعْدَ ذَلِکَ السُّفْیَانِیَّ وَ خُرُوجَ الْقَائِمِ ع»[۱]

از جابر جعفى نقل کرده که گفت: از امام محمد باقر پرسیدم: سفیانى کى خواهد آمد؟ فرمود:

سفیانی کجا[وشماکجا]تا این که قبل از سفیانی، شیصبانی خروج کند،وقتى آب در زمین کوفه جوشید و لشکر شما (شیعیان) را بقتل رسانید، منتظر سفیانى و آمدن قائم باشید.

مرحوم مجلسی ذیل روایت می فرمایند:

بیان: یظهر منه تعدد السفیانی إلا أن یکون الواو فی قوله و خروج القائم زائدا من النساخ

از روایت استظهار می شود که سفیانی متعدد است و این در صورتی است که واو از متن روایت باشد«بَعْدَ ذَلِکَ السُّفْیَانِیَّ وَ خُرُوجَ الْقَائِمِ» و اگر واو از نساخ باشد،روایت تعدد سفیانی را نمی رساند.

بنده نمی دانم که از کجای این متن تعدد سفیانی استفاده می شود،ظاهر،خلاف بیان مرحوم مجلسی می باشد «فتأمل» علاوه بر این که روایت مشکل سندی هم دارد،عمروبن شمر یکی از افراد موجود در سند روایت توثیق ندارد، مرحوم خوئی در مورد ایشان می فرماید:

«أقول: الرجل لم تثبت وثاقته، فإن توثیق علی بن إبراهیم القمی إیاه معارض بتضعیف النجاشی، فالرجل مجهول الحال، هذا وقد وثقه المحدث النوری فی المستدرک [مرحوم نوری در مستدرک (الجزء ۳،الفائدهالخامسه،فی شرح مشیخه الفقیه فی طریق الصدوق إلى جابر بن یزید الجعفی) عمروبن شمر را توثیق کرده است] واعتمد فی ذلک على روایه الاجلاء وخمسه من أصحاب الاجماع عنه، وعلى اعتماد الشیخ المفید علیه. والجواب عن ذلک قد تقدم غیر مره، وقلنا إن روایه الاجلاء، أو أصحاب الاجماع عن شخص، وکذلک اعتماد القدماء علیه، لا تدل على وثاقته. وطریق الصدوق إلیه: محمد بن موسى بن المتوکل – رضی الله عنه -، عن علی بن الحسین السعد آبادی، عن أحمد بن أبی عبد الله البرقی، عن أبیه، عن أحمد بن النضر الخزاز، عن عمرو بن شمر، والطریق صحیح، إلا أن طریق الشیخ إلیه ضعیف بأبی المفضل، وبالارسال، فإن حمید بن زیاد المتوفى سنه (۳۱۰) لا یمکن أن یروی عن أصحاب الباقر بواسطه واحده. طبقته فی الحدیث وقع بهذا العنوان فی إسناد کثیر من الروایات تبلغ مائه وسبعه وستین موردا. فقد روى عن أبی عبد الله، وعن أبیه، وجابر (وروایاته عنه تبلغ مائه وواحدا وأربعین موردا…)» [۲]

مرحوم خوئی می فرمایند: «الرجل لم تثبت وثاقته»،چرا مرحوم خوئی در مورد عمربن شمر این تعبیر را به کار می برند،با این که باید بگویند: الرجل ضعیف ؛علت این است که مرحوم خوئی هنوز از مبنای خودشان[توثیقات کامل الزیارات ابن قولویه] برنگشته بودند و از طرفی عمروبن شمرهم دراسناد کامل الزیارات قرار دارد،لذا تضعیف نجاشی را با توثیق کامل الزیارات متعارض می داند و نتیجه پس از تساقط هردو [تضعیف و توثیق] عدم ثبوت وثاقت برای عمروبن شمر می باشد.مرحوم خوئی بعدها از این مبنا عدول کرده و قائل به عدم شمول توثیقات کامل الزیارات برای همه اسناد کتاب شدند.

استاد: عمرو بن شمرکثرت روایت داشته و در کتب اربعه نیز بالغ بر ۱۰۰ روایت از او نقل و ۵ نفر از اصحاب اجماع هم از او نقل روایت می کنند، لذا اگر کسی این مبانی [کثرت روایات،نقل اصحاب اجماع از او و…] را قبول داشته باشد،عمروبن شمر در نزد او توثیق دارد هرچند مرحوم خوئی هیچ کدام از این مبانی را قبول ندارد.

نتیجه: روایت طبق بعضی از مبانی مشکل دارد و اگر مشکل هم نداشته باشد ظهور در تعدد سفیانی ندارد. فتأمل، پس ما همان کلام قبل را تکرار می کنیم که در نصوص ماتعدد سفیانی نیامده است.

مطلب دوم: آیا عباسیان هنگام ظهور امام زمان برمی گردند؟

بعضی از معاصرین براین عقیده هستند که هنگام ظهور امام زمان دولت عباسیان دوباره برپا می شود و شاید روایاتی هم براین معنا داشته باشد. یکی از آن روایات، روایت بحارالانوار به نقل از الغیبه نعمانی است.

روایتی در مورد وجود دولت بنی عباس در هنگام ظهور:

«لغیبه للنعمانی عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْقُرَشِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا ع أَصْلَحَکَ اللَّهُ إِنَّهُمْ یَتَحَدَّثُونَ أَنَّ السُّفْیَانِیَّ یَقُومُ وَ قَدْ ذَهَبَ سُلْطَانُ بَنِی الْعَبَّاسِ فَقَالَ کَذَبُوا إِنَّهُ لَیَقُومُ وَ إِنَّ سُلْطَانَهُمْ لَقَائِم» [۳]

حسن بن ابراهیم نقل کرده که گفت: بحضرت امام رضا عرضکردم مى‏گویند: قائم در وقتى ظهور میکند که دولت بنى عباس منقرض شده باشد. فرمود: دروغ گفته‏اند. موقع ظهور او هنوز دولت بنى عباس برقرار است.

توجیه مرحوم مجلسی در مورد روایت بدا:

روایت بدا:

«قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو هَاشِمٍ دَاوُدُ بْنُ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِیُّ قَالَ کُنَّا عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الرِّضَا ع فَجَرَى ذِکْرُ السُّفْیَانِیِّ وَ مَا جَاءَ فِی الرِّوَایَهِ مِنْ أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع هَلْ یَبْدُو لِلَّهِ فِی الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ یَبْدُوَ لِلَّهِ فِی الْقَائِمِ فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِیعَادِ وَ اللَّهُ لا یُخْلِفُ الْمِیعاد»[۴]

مرحوم مجلسی، در موردروایت بدا توجیهی دارند:

«ثم إنه یحتمل أن یکون المراد بالبداء فی المحتوم البداء فی خصوصیاته لا فی أصل وقوعه کخروج السفیانی قبل ذهاب بنی العباس و نحو ذلک» [۵]

شاید بدا در محتوم،بدا در خصوصیات سفیانی باشد، نه بدا در اصل خروج سفیانی؛ و یکی از آن خصوصیات [که احتمال بدا در آن می باشد] خروج سفیانی در هنگام حکومت عباسیان است.

پس این سنخ روایات را با توجیه علامه مجلسی می توان حل کرد بدون این که قائل به روی کار آمدن حکومت بنی عباس شویم.

روایتی دیگر در بیان وجود دولت بنی عباس هنگام خروج سفیانی:

«الغیبه للنعمانی مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنِ الْفَزَارِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ یَسَارٍ عَنِ الْخَلِیلِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْبَطَائِنِیِّ قَالَ رَافَقْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع مِنْ مَکَّهَ إِلَى الْمَدِینَهِ فَقَالَ یَوْماً لِی لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ خَرَجُوا عَلَى بَنِی الْعَبَّاسِ لَسُقِیَتِ الْأَرْضُ دِمَاءَهُمْ حَتَّى یَخْرُجَ السُّفْیَانِیُّ قُلْتُ لَهُ یَا سَیِّدِی أَمْرُهُ مِنَ الْمَحْتُومِ قَالَ مِنَ الْمَحْتُومِ ثُمَّ أَطْرَقَ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ مُلْکُ بَنِی الْعَبَّاسِ مَکْرٌ وَ خَدْعٌ یَذْهَبُ حَتَّى لَمْ یَبْقَ مِنْهُ شَیْ‏ءٌ وَ یَتَجَدَّدُ حَتَّى یُقَالَ مَا مَرَّ بِهِ شَیْ‏ء»[۶]

کتاب الغیبه از بطائنى نقل مى‏کند که گفت: به حضرت امام موسى کاظم از مکه تا مدینه همسفر بودم. روزى آن حضرت بمن فرمود: اگر اهل آسمان و زمین‏ علیه بنى عباس قیام کنند. بطورى که زمین از خون آنها سیراب شود، مادام که سفیانى خروج نکرده بى‏اثر است. عرض کردم: آقا، آمدن سفیانى حتمى است؟

فرمود: آرى حتمى است. آنگاه سر مبارک را پائین انداخت؛ و بعد سر برداشت و فرمود: دولت بنى عباس بر پایه حیله و نیرنگ قرار گرفته، این دولت طورى از میان خواهد رفت که اثرى از آن باقى نماند. آنگاه دوباره حکومت آنها تجدید مى‏شود بطورى که گوئى آسیبى بآن نرسیده است.

این روایت ناظر به فراز و نشیب و قوت وضعف حکومت آن‌ها دارد، عبارت «یذهب» شاید اشاره به این باشد که حکومت آن قدر ضعیف می شود که می گویند دیگر اثری از آن نیست و دوباره حکومت قوتی و توان پیدا می کند که گویا اتفاقی نیفتاده است.پس این روایت هم دلالتی بر وجود دوباره دولت عباسیان درهنگام خروج سفیانی ندارد.امادنباله روایات کافی شریف:

روایت چهارم کافی در مورد سفیانی:

«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی هَاشِمٍ عَنِ الْفَضْلِ الْکَاتِبِ قَالَ کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَتَاهُ کِتَابُ أَبِی مُسْلِمٍ فَقَالَ لَیْسَ لِکِتَابِکَ جَوَابٌ اخْرُجْ عَنَّا فَجَعَلْنَا یُسَارُّ بَعْضُنَا بَعْضاً فَقَالَ‌ای شَیْ‏ءٍ تُسَارُّونَ یَا فَضْلُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِکْرُهُ لَا یَعْجَلُ لِعَجَلَهِ الْعِبَادِ وَ لَإِزَالَهُ جَبَلٍ عَنْ مَوْضِعِهِ أَیْسَرُ مِنْ زَوَالِ مُلْکٍ لَمْ یَنْقَضِ أَجَلُهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ حَتَّى بَلَغَ السَّابِعَ مِنْ وُلْدِ فُلَانٍ قُلْتُ فَمَا الْعَلَامَهُ فِیمَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَکَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ لَا تَبْرَحِ الْأَرْضَ یَا فَضْلُ حَتَّى یَخْرُجَ السُّفْیَانِیُّ فَإِذَا خَرَجَ السُّفْیَانِیُّ فَأَجِیبُوا إِلَیْنَا یَقُولُهَا ثَلَاثاً وَ هُوَ مِنَ الْمَحْتُوم» [۷]

فضل کاتب مى‏گوید: خدمت امام صادق بودم که نامه‏اى از ابو مسلم خراسانى براى ایشان رسید. حضرت فرمود: نامه تو جواب ندارد، برو. ما شروع کردیم با هم به نجوا کردن. فرمود: اى فضل! چه سخنى را با هم نجوا مى‏کنید! همانا خدا براى شتاب بندگان شتاب نمى‏کند و از جاى برآوردن کوهى آسانتر است از ساقط کردن حکومتى که هنوز عمرش به پایان نرسیده. سپس فرمود: همانا فلان پسر فلان تا به هفتمین فرزند فلان رسید. من عرض کردم: قربانت گردم پس چه نشانى میان ما و شماست؟ امام فرمود: اى فضل! از جاى خود حرکت نکن تا سفیانى خروج کند و هنگامى که سفیانى خروج کرد به سوى ما رو آرید، و این سخن را سه بار باز گفت، و سفیانی از نشانه‏هاى حتمى [ظهور حضرت قائم‏] است.

مرحوم مازندرانی در شرح اصول کافی بیان خوب و مفصلی ذیل روایت دارند.

بیان مرحوم مازندرانی درشرح روایت:

«فأتاه کتاب أبی مسلم فقال لیس لکتابک جواب اخرج عنا) الخطاب فی الموضعین للرسول وهو یطلب منه (علیه السلام) الخروج لطلب الخلافه بعد استیصال بنی أمیه[۸] بل یعرص علیه الخلافه

خطاب امام در دو جا به پیک نامه رسان است که وقتی پیک بعد از برچیده شدن بساط امویین از امام درخواست قیام برای خلافت، را می کند [به او می فرماید که نامه ات جوابی ندارد واز نزد ما خارج شو]

وإنما لم یقبله (علیه السلام) لعلمه بأن هذا الأمر لا یتمشى وأن خلافه بنی عباس بعد بنی أمیه أمر مقدر حتما وأن خروجه موجب لهلاکه وهلاک شیعته

وامام درخواست پیک را قبول نکرد چون هنوز زمینه حکومت آل محمد فرا نرسیده نبودو خلافت بنی عباس بعد از حکومت بنی امیه امری مقدر و حتمی بود، لذا قیام امامموجب بروز مشکلاتی و حتی کشته شدن امام و شیعیانش می شد.

وقد نقل أنهم نصبوا السفاح قبل عود الرسول إلیهم

ونقل هم شده بود که عباسیان سفاح را قبل از برگشتن پیک، به خلافت برگزیده بودند[حکومتشان پابرجاشده بود و خلیفه هم معین گشته بود]مرحوم مازندرانی در ادامه نکاتی را می فرمایند:

نکته اول:

واعلم أن أبا مسلم کان من أهل إصفهان ولما کان ابتداء خروجه على بنی أمیه من مرو نسب إلیه وقیل له المروزی

ابومسلم از اهل اصفهان است ولی چون ابتدا قیامش بر علیه بنی امیه از مرو بوده به او نسبت مرو داده شده واو را مروزی گویند.

نکته دوم:

وکان معینا لإبراهیم بن محمد بن علی بن عبد الله بن عباس فی أمر الخلافه فلما قتل إبراهیم فی الشام و فرّ أخواه سفاح وأبو جعفر المنصور إلى الکوفه وتوجه أبو مسلم و عساکره إلیها کتب إلى أبی عبد الله (علیه السلام) واستدعا للخلافه فلم یقبله (علیه السلام).

ابومسلم همکار ابراهیم بن محمد بن علی بن عبد الله بن عباس در امر خلافت بود پس هنگامی که ابراهیم در شام کشته شد، دو برادر ابراهیم[سفاح و ابوجعفر منصور] به سوی کوفه گریختند،ابومسلم نیروهایش را به سوی کوفه فرستاد و سپس نامه‌ای به امام صادق برای قیام و خلافت نوشت که امام نپذیرفت.

نکته سوم:

(فجعلنا یسار بعضنا بعضا) المساره والسرار «باکسى راز گفتن» یقال: ساره فی أذنه مساره وسرارا وتساروا: إذا تناجوا وکان سبب المساره حرصهم على ظهور دین الحق وإرادتهم تعجیله،

دلیل درگوشی و نجوا گفتن این بود که این‌ها مشتاق تشکیل حکومت حق و عجول در این اراده ـ خواست ـ بودند.

(فقال:‌ای شیء تسارون یا فضل؟) الاستفهام للإنکار والتوبیخ دون الحقیقه

استفهام انکاری و برای توبیخ است یعنی امام می داند که این‌ها چه می گویند ولی از باب توبیخ، از این‌ها سوال می کند.

(إن الله عز وجل لا یعجل لعجله العباد) فلا یقدم ما أخره حتما لإراده العباد تقدیمه (ولإزاله جبل عن موضعه) ونقله إلى موضع آخر (أیسر من زوال ملک) هو ملک بنى عباس (لم ینقض أجله) المقدر حتما وفیه مبالغه عرفا على عدم إمکان زواله لا إمکانه مع صعوبه والزوال هنا بمعنى الإزاله تقول أزلته وزولته وزلته بالکسر إذا أزلته فلا یردان الصحیح هو الإزاله خصوصا مع رعایه التقابل

بیان امام [ولإزاله جبل عن موضعه…] مبالغه عرفی است بر این معنا که زوال حکومت بنی عباس [تازمان مقدرش] ممکن نمی باشد نه این که زوالش ممکن،ولی مشکل و سخت باشد.

نکته چهارم:

(ثم قال) تأکیدا لما ذکر وتوضیحا له (أن فلان بن فلان) وفلان بن فلان (حتى بلغ السابع من ولد فلان) یعنی العباس والمقصود أنه عد الأول والثانی إلى السابع من خلفاء بنی عباس بأسمائهم وأسماء آبائهم وإنما لم یذکر البواقی (مابقی خلفاء را ذکر نکرد) لأن المقصود بیان أن هذا الزمان لیس زمان ظهور الحق ورجوع الخلافه إلى أهلها وذکر هذا القدر کاف فی بیانه…

کلام امام «ان فلان بن فلان»[تا هفت نفر]در مورد خلفاء بنی عباس است که یک به یک به حکومت می رسند و اما این که تعداد بیشتری از خلفاء بنی عباس را ذکر نکرد چون مقصودامام این بود که اکنون زمان خلافت اهل بیت فرا نرسیده است و الا امام در مقام بیان حصر خلفای عباسی نبودند و ذکر همین مقدار کافی بود.

نکته پنجم:

واعلم أن خبر «أنّ» محذوف تقدیره یصیرون أو یملکون الخلافه أو نحوهما هذا ویبعد أن یراد بقوله (علیه السلام) «إن فلان بن فلان» الصاحب (علیه السلام) وبیان نسبه إلى نفسه المقدسه وأنه الذی یظهر دین الحق ویعود إلیه الخلافه وإن کان هذا أنسب بقوله (فما العلامه فیما بیننا وبینک) یدل على خروج صاحب الأمر وتملکه للخلافه (قال: لا تبرح الأرض یا فضل)‌ای لا تزول بقیام الساعه (حتى یخرج السفیانی)

[احتمالی است که] منظور از فلان،امام زمان باشد و امام صادق نسب امام را تا خودشان ادامه دادند. البته این احتمال بعید است هرچند این احتمال مناسب قول فما العلامه فیما بیننا وبینک» که دلالت بر ظهور امام زماندارد،می باشد، بنابراین امام فرمودند:‌ای فضل از جای خود حرکت مکن یعنی بساط زمین برچیده نمی شود تا این که سفیانی خروج کند.

نکته ششم:

مرحوم مازندرانی در ادامه، روایاتی را نقل می کند که یکی از این روایات، روایت شیخ صدوق است که طبق آن، امر سفیانی از محتومات است:

روى الصدوق فی کتاب کمال الدین بإسناده عن أبی عبد الله (علیه السلام) قال: إن أمر السفیانی من الأمر المحتوم وخروجه فی رجب وفی حدیث آخر «یخرج ابن آکله الأکباد وهو رجل ضخم الهامه بوجهه أثر الجدری إذا رأیته حسبته أعور اسمه عثمان وأبوه عنبسه وهو من ولد أبی سفیان» و «فی آخر أنک لو رأیت السفیانی رأیت أخبث الناس أشقر أحمر أزرق، وفی آخر أنه یملک کور الشام الخمس دمشق وحمص وفلسطین والأردن و نسرین فتوقعوا عندذلک الفرج»

نتیجه نهائی:

طبق چهار روایت کافی شریف، سفیانی از علائم حتمی ظهور امام زمان است.

وآخر دعوا نا أن الحمد لله رب العالمین

[۱] . بحار الأنوار، ج‏۵۲، ص۲۵۰، باب ۲۵

[۲] . معجم رجال الحدیث ، السید الخوئی ، ج ۱۴ ، ص ۱۱۷ – ۱۱۸

[۳] . بحار الأنوار، علامه مجلسی ، ج‏۵۲ ، ص ۲۵۱، باب ۲۵

[۴] . الغیبه للنعمانی ، ص ۳۰۳ ، باب ۱۸/بحار الأنوار ، علامه مجلسی ، ج‏۵۲، ص ۲۵۱

[۵] . بحار الأنوار ، علامه مجلسی ، ج‏۵۲، ص ۲۵۱

[۶] . بحار الأنوار، ج‏۵۲، ص۲۵۰، باب ۲۵

[۷] . الکافی، کلینی، ج‏۸، ص ۲۷۴

[۸] . شرح أصول الکافی ، مولی محمد صالح المازندرانی ، ج ۱۲ ، ص ۳۸۸ – ۳۹۰

.

.

.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *