روایت جابر جعفی (قرقیسیا)

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین…

عنوان بحث بررسی احادیث صیحه و ندای آسمانی بود تا ببینیم از روایات چه استفاده ای می‌شود. روایات متعددی را نقل کردیم، که عمدتا از کتب خاصه است و بعضا هم از کافی شریف رسیدیم به روایت جابربن یزید جعفی از امام باقر.

این روایت مفصل است در سه مورد در اول روایت و آخر روایت به صیحه اشاره دارد، از اشاره هم بیشتر زیرا شناخت مردم از قیام حضرت مهدی و به اشتباه نیفتادن مردم را ربط می‌دهد به جریان صیحه.

این روایت با توجه به طول و تفصیلش و اعتنای خاصی که در کتابهای ما به این روایت شده، کتب متعددی از قدماء و متأخرین و معاصرین این روایت را نقل کرده‌اند.

مطالب زیادی در این روایت هست که هر کدام شایسته و جای بحث دارد و همین امر باعث شد در روایت بیشتر دقیق شویم و محتوا را بیشتر بررسی کنیم. در مکانها «جابیه» بود، نسبت به بعضی از ملیتها که نام برده شده تأمل کردیم.«من ناحیه الترک» تبیین شد که اینها «أقاصی المشرق» هستند که تصریح می‌کنند مراد «چین» است. در ارتباط با رمله، جزیره، تأمل و دقت نظری بود.

نسبت به بعض اشخاص: أصهب، أبقع که ندیدم کسی با اطمینان تطبیق دهد که اینها کیانند.

انچه که در روایت و لغت آمده توصیف اینها ست.

در این روایت جریانی را نقل می‌کند که سه پرچم با هم اختلاف می‌کنند: «ثُمَّ یَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِکَ عَلَى ثَلَاثِ رَایَاتٍ رَایَهِ الْأَصْهَبِ وَ رَایَهِ الْأَبْقَعِ وَ رَایَهِ السُّفْیَانِیِّ» انها همزمانند و با هم اختلاف خواهند داشت. و می‌گوید «فَیَلْتَقِی السُّفْیَانِیُّ بِالْأَبْقَعِ فَیَقْتَتِلُونَ فَیَقْتُلُهُ السُّفْیَانِیُّ وَ مَنْ تَبِعَهُ (سفیانی با أبقع در گیر می‌شود و او را می‌کشد) ثُمَّ یَقْتُلُ الْأَصْهَبَ (با أصهب در گیر می‌شود او را هم می‌کشد) ثُمَّ لَا یَکُونُ لَهُ هِمَّهٌ إِلَّا الْإِقْبَالَ نَحْوَ الْعِرَاقِ (موانع را برمی‌دارد و همتش ٱن است که برود سمت عراق) یَمُرُّ جَیْشُهُ بِقِرْقِیسِیَاءَ (در مسیرش به عراق به قرقیسیا می‌رسد که آنجا کشتار و جنگ سختی راه می‌افتد) فَیَقْتَتِلُونَ بِهَا فَیُقْتَلُ بِهَا مِنَ الْجَبَّارِینَ مِائَهُ أَلْفٍ (صد هزار نفر از جباران آنجا کشته می‌شوند).[۱]

وَ یَبْعَثُ السُّفْیَانِیُّ جَیْشاً إِلَى الْکُوفَهِ (بعد درگیری برای کوفه نیرو می‌فرستد)

قرقیسیا

در رابطه با قرقیسیا حرفهایی زده می‌شود[۲] که در این حادثه عظیم قرقیسیا، که قبل از ظهور هم هست (در روایات هم آمده) میلیونها نفر از آمریکایی، اروپایی، روسی، ترک، مصری، مغربی و ارتش شام در این جنگ شرکت می‌کنند که کشته می‌شوند و بعد از آن سفیانی ظاهر می‌شود.

می خواهد بگوید از مجموعه روایات استفاده می‌شود سفیانی هیچ نقشی در این جنگ ندارد.

بعد هم جا را معلوم می‌کنند

باید مفصلاً بحث کنیم زیرا تطبیق داده اند قرقیسیا را بر آرماگدون. آیا همین طور است؟ در حالیکه آرماگدون (طبق نقل بعض شرق شناسان) شمال فلسطین است، و آنجا کشتار واقع می‌شود. اما قرقیسیا از لحاظ جغرافیایی شمال غربی عراق است.

ابن خردابه (متوفای ۳۰۰) می‌گوید: «قرقیسیا و هى على‏ الفرات‏ و على الخابور و الرّحبه و الدّالیه و عانات و هیت و الحدیثه و الزاب‏»[۳]

اینها مناطق شمال غرب عراق است.

یا «ابن بشار» (متوفای ۳۸۰ ق) در احسن التقاسیم[۴] می‌گوید:

مدن الفراتیه (شهرهایی که روی فرات هستند بزرگترین آنها چهار تا هستند) الدالیه، الحدیثه، عانه، قرقیسیا.

صاحب مراصدالاطلاع «حموینی»[۵]

بلد على‏ الخابور عند مصبه، و هى على الفرات، جانب منها على‏ الخابور و جانب على الفرات، فوق رحبه مالک بن طوق.

همه همین را می‌گویند مشخص تر شمال غربی عراق

همان مناطق استحفاظی کمیل بن زیاد در زمان امیرالمؤمنین بود.[۶]

پس اولا منطقه قرقیسیا در عراق است و غیر از آرماگدون است در شمال فلسطین.

ثانیا درگیری قرقیسیا همزمان با ظهور سفیانی است و سفیانی یک طرف معادله است نه اینکه بعد جریان قرقیسیا (که گفتند آرماگدون است) سفیانی ظاهر شود.

ضمن اینکه روایاتی از خاصه و عامه در رابطه با قرقیسیا رسیده هرچند روایات عامه را معمولا نعیم بن حماد در فتن نقل می‌کند که بارها گفتیم روایت هم نیست

روایات قرقیسیا:

«از حکم بن نافع عن جراح بن أرطاه…» این آقا چقدر اعتبار دارد.

روایت بعدی هم از جراح است

البته روایت سومی آن (با نادیده گرفتن سند) از عماریاسر است، که اگر ثابت شود از عمار است ما شکی درشخصیت و جلالت عمار نداریم اما مشکل طریق روایت به عمار است.

روایت چهارم آن هم از ولید بن مسلم است

و روایت پنجم هم از جراح است که هیچیک از روایات به معصوم ختم نمی‌شود.

روایت ششم هم از ولیدبن مسلم است[۷]

اما روایات خاصه

هم در«کافی» شریف آمده در روضه آمده، و در کتابهای دیگر، چند روایت هم نقل شده.

روایت اول (قرقیسیا) از روضه کافی ص ۲۹۵

مُحَمَّدُ بْنُ‏ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِ‏ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُیَسِّرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ قَالَ: یَا مُیَسِّرُ کَمْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ قِرْقِیسَا قُلْتُ هِیَ قَرِیبٌ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ سَیَکُونُ بِهَا وَقْعَهٌ لَمْ یَکُنْ مِثْلُهَا مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَا یَکُونُ مِثْلُهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ مَأْدُبَهٌ لِلطَّیْرِ تَشْبَعُ مِنْهَا سِبَاعُ الْأَرْضِ وَ طُیُورُ السَّمَاءِ یُهْلَکُ فِیهَا قَیْسٌ وَ لَا یَدَّعِی لَهَا دَاعِیَهٌ قَالَ وَ رَوَى غَیْرُ وَاحِدٍ وَ زَادَ فِیهِ وَ یُنَادِی مُنَادٍ هَلُمُّوا إِلَى لُحُومِ الْجَبَّارِینَ‏.[۸]

امام به میسر فرمود: «چقدر فاصله دارید تا منطقه قرقیسیا»

میسر می‌گوید: گفتم نزدیک فرات[۹]

امام می‌فرماید: کشتاری آنجا راه می‌افتد که از زمانی که خدای تعالی آسمانها و زمین را آفرید کشتاری به این حجم اتفاق نیفتاده (حتی جریان چنگیز که فاجعه ای بود برای بلاد اسلامی) و حتی تا قیامت چنین اتفاقی نمی‌افتد (معلوم می‌شود بعد از جریان قرقیسیا که مقارن ایام سفیانی است و حرکت سفیانی هم طبق روایات با ظهور امام زمان فاصله ندارد. پس معلوم می‌شود بعد از ظهور امام زمان دنیا هست و اینکه عده ای می‌گویند امام زمان هفت سال حکومت می‌کنندو بعد هم تمام می‌شود، درحالیکه اینگونه نیست و عجیب است در بعض کتب هم با صراحت این مطلب را می‌گوید که امام زمان هفت سال حکومت می‌کند و بعد هم عمرشان سر می‌آید و در حالیکه امام از کوچه ای گذر می‌کنند زنی سنگی را بر سر امام می‌اندازد و آن حضرت به شهادت می‌رسند درحالیکه معلوم نیست این مطلب را از کجا نقل می‌کند. عجبا همه عالم از نحوه شهادت امام مطلعند الا خود ایشان.!!

حرفهایی بدون سند و مدرک. در هیچ یک از کتابهای معتبر ما اصلا این قضیه نیامده. مدت حکومت امام عصر نامعلوم است هفت سال است؟ هفتاد سال هم گفته اند و هفتاد سال هم آیا به سالهای الآن است؟ یا با توجه به روایتی که داریم که اشاره می‌کند به خورشید سرعت حرکتش کم می‌شود و وقتی حرکت خورشید کم شد، حرکت زمین کم شد آیا روز ۲۴ ساعت است؟ ایا یکسال ۳۶۵ روز است؟ طبیعی است که بیشتر می‌شود. در هر صورت باید روی اینها دقت کرد.

مرحوم والد ما در کتاب الشیعه و الرجعه هفتاد سال را می‌پذیرد ولی باید مشخص شود که چه سالهایی است.

تازه بعد امام زمان هم حکومتهایی وجود دارد، و الا بحث رجعت چه می‌شود در حالیکه رجعت از مسلمات و از ضروریات معتقدات مذهب ماست.

این هم یک قرینه است می‌فرماید بعد کشتار قرقیسیا نظیر این کشتار رخ نمی‌دهد تا آسمانها و زمین هستند.

(در ادامه روایت امام صادق به میسره آن حضرت می‌فرمایند)

(سفره ای گسترده می‌شود از لاشه های این کشته ها)

مَأْدُبَهٌ[۱۰] لِلطَّیْر تَشْبَعُ مِنْهَا سِبَاعُ الْأَرْضِ وَ طُیُورُ السَّمَاءِ

(درنده های زمین و پرندگان آسمانها سیر می‌شوند)

یُهْلَکُ فِیهَا قَیْسٌ (آیا قیس طایفه است یا کنایه است؟ اینها هلاک می‌شوند)[۱۱]

وَ لَا یَدَّعِی لَهَا دَاعِیَهٌ (هیچ فریادخواهی نخواهند داشت)

روایت دوم (قرقیسیا)

در غیبت نعمانی از ابن ابی یعفور از امام باقر[۱۲]:

أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ هَوْذَهَ الْبَاهِلِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ إِسْحَاقَ النَّهَاوَنْدِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ الْبَاقِرُ إِنَّ لِوُلْدِ الْعَبَّاسِ‏ وَ الْمَرْوَانِیِّ لَوَقْعَهً بِقِرْقِیسَاءَ یشِیبُ فِیهَا الْغُلَامُ الْحَزَوَّرُ وَ یَرْفَعُ اللَّهُ عَنْهُمُ النَّصْرَ وَ یُوحِی إِلَى طَیْرِ السَّمَاءِ وَ سِبَاعِ الْأَرْضِ اشْبَعِی مِنْ لُحُومِ الْجَبَّارِینَ ثُمَّ یَخْرُجُ السُّفْیَانِیُّ.

ولد العباس: اشاره به بنی العباس است و این از دلائل کسانی است که می‌گویند حکومت عباسیین دوباره بر می‌گردد.

المروانی: طایفه قیس از همین‌ها و طرفدار مروانی‌ها هستند اینها با هم درگیر می‌شوند.

اما ربطش با آمریکا و روس و… چیست؟

َیشِیبُ فِیهَا الْغُلَامُ الْحَزَوَّرُ[۱۳]: خرور بخوانیم یا… چند وجه نقل شده

کسی که آن اوضاع را می‌بیند تعادلش را از دست می‌دهد و نمی‌تواند آن حوادث را ببیند.

پیروزی در آنجا نیست. به پرندگان گفته می‌شود که بروید و از گوشت جباران بخورید.

طبق این سفیانی در معادله نیست و در گیری بین مروانی‌ها و بنی عباس است بعد می‌فرماید:

«ثُمَّ یَخْرُجُ السُّفْیَانِیُّ».

اما طبق روایت گذشته[۱۴] که مورد اعتنا و توجه است، سفیانی جزء معادله است.

روایت سوم (قرقیسیا)

نعمانی از امام صادق[۱۵]

حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ حُذَیْفَهَ بْنِ الْمَنْصُورِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ‏ مَائِدَهً وَ فِی غَیْرِ هَذِهِ الرِّوَایَهِ مَأْدُبَهً بِقِرْقِیسِیَاءَ یَطَّلِعُ مُطَّلِعٌ مِنَ السَّمَاءِ فَیُنَادِی یَا طَیْرَ السَّمَاءِ وَ یَا سِبَاعَ الْأَرْضِ هَلُمُّوا إِلَى الشِّبَعِ مِنْ لُحُومِ الْجَبَّارِینَ‏.

خدای تعالی سفره ای آماده کرده (در کجا) در قرقیسیا، ندایی از آسمان می‌رسد که:ای پرندگان آسمانی و ای درندگان زمین شما دعوت شده اید به این سفره…

اینجا دارد «هَلُمُّوا إِلَى الشِّبَعِ مِنْ لُحُومِ الْجَبَّارِینَ» و در روایت قبل نعمانی همین را داشت «فَیُقْتَلُ بِهَا مِنَ الْجَبَّارِینَ»[۱۶]

روایت چهارم همان روایت جابر جعفی است که نقل کردیم[۱۷]

روایت پنجم (قرقیسیا)

از غیبت طوسی است و همان است که ابن حماد نقل می‌کند که سند منتهی می‌شود به عمار یاسر[۱۸]

قَرْقَارَهُ عَنْ نَصْرِ بْنِ اللَّیْثِ الْمَرْوَزِیِّ عَنِ ابْنِ طَلْحَهَ لَلْجَحْدَرِیِ‏ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ لَهِیعَهَ عَنْ أَبِی زُرْعَهَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ رَزِینٍ‏ عَنْ عَمَّارِ بْنِ یَاسِرٍ أَنَّهُ قَالَ‏…

وَیْلٌ‏ لِأَهْلِ‏ الْأَرْضِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ وَ یُخْسَفُ بِغَرْبِیِّ مَسْجِدِهَا حَتَّى یَخِرَّ حَائِطُهَا وَ یَظْهَرُ ثَلَاثَهُ نَفَرٍ بِالشَّامِ کُلُّهُمْ یَطْلُبُ الْمُلْکَ رَجُلٌ أَبْقَعُ وَ رَجُلٌ أَصْهَبُ وَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ أَبِی سُفْیَانَ یَخْرُجُ فِی کَلَبٍ…

وای به اهل زمین از این مصیبتی که نزدیک شده، قسمت غربی مسجد فرو می‌ریزد.

سه نفر ادعای حکومت دارند «أبقع» «أصهب» و «سفیانی» که طایفه کلب مدافع او هستند…

بعد هم اشاره به درگیری‌ها دارد.

اما آن جریان در روایت جابربن یزید جعفی که سفیانی بعد درگیری با أبقع و أصهب[۱۹] می‌آید طرف قرقیسیا. پس لشکر سفیانی طرف معادله است و در قرقیسیا کشتار توسط همین‌ها انجام می‌گیرد البته از آنها هم زیاد کشته می‌شود (فیقتتلون بها) از همدیگر می‌کشند

فَیَقْتَتِلُونَ بِهَا فَیُقْتَلُ بِهَا مِنَ الْجَبَّارِینَ مِائَهُ أَلْفٍ (عده ای از جبارین کشته می‌شوند)

وَ یَبْعَثُ السُّفْیَانِیُّ جَیْشاً إِلَى الْکُوفَهِ (سپاهی که فرستاده است قرقیسیا هلاک می‌شوند. نیروهای دیگر را به کوفه می‌فرستد) وَ عِدَّتُهُمْ سَبْعُونَ أَلْفاً (تعدادشان هفتاد هزار نفرند)[۲۰]

فَیُصِیبُونَ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَهِ قَتْلًا وَ صُلْباً وَ سَبْیاً[۲۱] (سفیانی می‌آید به طرف کوفه و تمام هم و غم او این است که تشیع را محو کند؛ لذا می‌کشد، به دار می‌آویزد[۲۲] و بعد از کشتن مردها زنها اسیر می‌کنند ومی برند

فَبَیْنَا هُمْ کَذَلِکَ إِذْ أَقْبَلَتْ رَایَاتٌ مِنْ قِبَلِ خُرَاسَانَ وَ تَطْوِی الْمَنَازِلَ طَیّاً حَثِیثاً

روایت دارد که سفیانی با خراسانی و یمانی در یک سالند و یک ماه ویک روز، یعنی هم زمان با حرکت سفیانی، خراسانی هم هست، (البته اگر روایتش را بپذیریم) به علاوه همزمان با حرکت خراسانی یمانی هم هست.

اینجا دارد که سفیانی در نقل و انتقال است که پرچمی به یاری شیعه‌ها حرکت می‌کند اما خیلی سریع حرکت میکنند زمین زیر پای آنها حرکت می‌کند.

وَ مَعَهُمْ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ

چند نفری هم از یاران حضرت مهدی همراه اینها هستند حال آیا از همان سیصدو سیزده نفرند که البته ممکن است آنها در مکه باشند وممکن هم هست که جزء اینها باشند زیرا خودشان خبر ندارند از احضارشان و ناگهان می‌بینند در مکه هستند (یسلبون من فرشهم) یا شبانه اعلام می‌شود به اینها که ماموریت دارید و سریعا خود را برسانید وهمان شب حرکت می‌کنند

ثُمَّ یَخْرُجُ رَجُل مِنْ مَوَالِی أَهْلِ الْکُوفَهِ فِی ضُعَفَاءَ فَیَقْتُلُهُ أَمِیرُ جَیْشِ السُّفْیَانِیِّ

موالی یعنی چه؟ در مقباس الهدایه مامقانی ج ۳، ص۱۴۳ (۷جلدی) بحث مفصلی راجع به موالی دارد. اما آنچه اختیار می‌کنند: مولی وموالی کسانی اند که عرب غیر اصیلند.

این اوضاع را که می‌بیند به دفاع بر می‌خیزد اما آنها بر همین شخص هم غالب می‌شوند و او را می‌کشند.

بَیْنَ الْحِیرَهِ وَ الْکُوفَهِ

قبلا تا حیره فاصله زیاد بود اما الان همه به هم وصل شده اند و جزء کوفه هستند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

[۱]. ظاهرا عدد کنایه از کثرت است

[۲]. در برخی مجلات آمده

[۳]. المسالک و الممالک (ابن خرداذبه) ص۷۴

[۴]. احسن التقاسیم فى معرفه الاقالیم ۱۳۸ إقلیم أقور….. ص: ۱۳۶ مدن‏ الفراتیّه أکبرهنّ رحبه ابن طوق قرقیسیا غانه الدّالیه الحدیثه،

[۵]. مراصد الاطلاع على اسماء الامکنه و البقاع ج‏۳ ۱۰۸۰ (قرقیسیاء)….. ص۱۰۸۰

[۶]. (کمیل شهید)که دشمن به آنها حمله کرد و او هم به آنها حمله کرد. که مولا از او گله کرد و فرمود: این درست نیست جایی که به تو سپرده شده نتوانی از آن محافظت نمایی و به تو ضربه بزنند و تو از جای دیگر به آنها ضربه بزنی.

[۷].البته تعبیر روایت می‌کنیم تعبیر مسامحی است

[۸]. الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۸، ص۲۹۵

[۹]. باز مشخص می‌کند که قرقیسیا کجاست

[۱۰]. مادبه: سفره

[۱۱]. اینها نواصبند که دنبال سر شیعه می‌گردند و خون شیعه نزدشان مباح است. اللهم اشغل الظالمین بالظالمین. عجیب است نصرت را از طرفین بر می‌دارد و هیچ غالب و مغلوبی نیست

[۱۲]. الغیبه (للنعمانی) ص۳۰۳

[۱۳]. الحزور- بالحاء المفتوحه و الزاى، مخففا و مشددا- بمعنى الغلام القوى و الذی کاد أن یدرک.

[۱۴].روایت جابر بن یزید از امام باقر

[۱۵]. الغیبه (للنعمانی) ص۲۷۸

[۱۶].الغیبه للنعمانی، ص ۲۷۹ باب ۱۴- که در جلسه ۳۲ مطرح شد

[۱۷]. در جلسه ۳۲ خوانده شد

[۱۸]. الغیبه (للطوسی)/ کتاب الغیبه للحجه ص۴۶۳

[۱۹]. در جلسه ۳۲ روایت نقل شده

[۲۰].اگر بر لفظ هم جمود کنیم هفتاد هزار نفر تا دندان مسلح کم نیستند

[۲۱].خدایا بلا‌ها را از سر امت اسلام بالاخص پیروان مکتب اهل بیت دور کن، شرشان را به خودشان بر گردان…

[۲۲].روایات را ببینید بچه‌های کوچک را به دار می‌آویزد به جرم اینکه نا مشان حسن و حسین است یا اینها را می‌سوزاند یا در دیگهای روغن می‌اندازد البته نمونه هایش را مردم عراق دیدند کتاب اسالیب التعذیب را ببینید که در زمان صدام منتشر شد مطالعه کردم تا صبح خوابم نبرد دستگاههایی که افراد را داخل آن می‌کردند و چیزی ازآنها باقی نمی ماند الا موی سرشان. چقدر از شیعه را اینگونه از بین بردند.

بعد از سقوط صدام عده‌ای آمدند منزل ما و یک لیستی همراهشان بود که در یکی از زندانهای بصزه (۶۰۰۰ ) نفر را اعدام کرده بودند. اگر سفیانی نیامده آل ابی سفیان کار خود را کردند.مردم عراق مردم خوبی هستند در اربعین گاه جمعیت به بیست و دو میلیون نفر میرسند و می‌گویند مانور است ومی خواهیم ضدیت خود را با وهابی‌ها نشان دهیم و ولایت خود را نسیت به اهل بیت ابراز کنیم کوچک و بزرگ حرکت می‌کنند…

.

.

.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.