بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداء

مقدمه

خداوند تبارک و تعالی را شاکر هستیم که موفق شدیم عزای حضرت زهرا را بپا کنیم و در مراسم بزرگ بانوی اسلام شرکت فعال داشته باشیم. این از الطاف خداوند بر ما و شماست.

بحث ما راجع به بررسی روایاتی بود که برای عدم مشروعیت قیام قبل از ظهور امام زمان، به آن استدلال شده بود. یکی از روایاتی که خیلی به آن، استناد می‌کنند، روایتی است که مرحوم کلینی در کافی شریف، آن را بیان کرده است.

بیان روایت                   

« عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کُلُّ رَایَهٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ‏ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»[۱]

ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کند که فرمود: هر پرچمى که پیش از قیام حضرت‏ قائم برافراشته شود صاحب آن طاغوت و سرکشى است که در برابر خداى عز و جل (چون بتهاى ساختگى) پرستیده شود.

اولین کسی که این روایت را در کتابش نقل کرده، مرحوم کلینی است. شکی نداریم که کتاب شریف روضه از خود کلینی است. تشکیکی که از بعضی متاخرین[۲] شنیده شده، ظاهرا بی مورد است. بزرگانی مثل شیخ طوسی و صاحب معالم العلما و نجاشی تصریح کرده و حتی عناوین ابواب را هم بیان کرده و گفته‌اند که این کتاب هم، جزء کافی شریف است. البته این سخن، به این معنا نیست که تمام روایات کافی، صحیح است.[۳] تمام روایات کافی شریف مورد بررسی سندی قرار گرفته و می‌گیرد.

منابع روایت

کلینی،کافی ؛ ج‏۸ ؛ ص۲۹۵

نعمانی، الغیبه،ص ۱۱۵،ح۹ (البته در سند مقداری تفاوت دارد ولی متن همین است)

حر عاملی، وسایل الشیعه، جلد ۱۵،ص ۵۲ چاپ جدید

مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲،ص ۱۴۳ (مرحوم مجلسی،معاصر مرحوم حر عاملی هستند و از هم روایت هم نقل می‌کنند، اثبات الهداه روایاتی را از بحارالانوار، نقل می‌کند و تصدیق هم می‌کند.

فیض کاشانی، الوافی، ج۲فص ۲۴۹[۴]

سند روایت

« عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ»

حسین بن مختار مشکل دارد.

گاهی اوقات که می‌گوییم،روایات ناهی از قیام مشکل سندی دارد، شاید برای برخی تازگی داشته باشد، می‌گویند: روایات را، وسائل الشیعه نقل کرده است.بله! ایشان نقل کرده است، ولی مگر ایشان تعهد کرده که هرچه نقل کند،صحیح باشد؟ به فرض،اگر هم صحیح باشد، نظر خودشان است. در همین باب نگاه کنید، عنوان که می‌دهد می‌فرماید «باب حکم الخروج بالسیف» نه باب حرمه الخروج بالسیف. اصلا عناوین وسایل، فتاوای خودشان است. گاهی حکمی را از روایت استفاده می‌کنند و فتوا می‌دهند، مثلا وجوب کذا، حرمت کذا، و اگر بفرمایند: باب حکم، یعنی نظری ندارند و به نتیجه نهائی نرسیده‌اند.

پس مشکل این روایت- خصوصا حسین بن مختار- مشکل سندی است. راجع به ایشان، دو نظر است. عده ای او را تضعیف کرده‌اند. شیخ طوسی تصریح کرده که ثقه نیست و واقفی است. بر همین اساس علامه حلی هم او را تضعیف کرده است. محقق حلی درکتاب شریف شان، «المعتبر» روایتی را نقل می‌کند که در سندش همین فرد است و روایت را به خاطر او تضعیف می‌کند. جمع دیگری هم مثل مرحوم شیخ بهایی در مشرق الشمسین در ذیل روایتی می‌فرماید: به این روایت نمی‌شود استناد کرد چون در سندش حسین بن مختار است که واقفی است.[۵]

عده ای، مثل: ابن عقده، حسین بن مختار را قبول دارد.ابن عقده خودش مشکل عقیدتی دارد و زیدی است ولی مورد وثوق است. مرحوم نعمانی در مقدمه الغیبه از ایشان چه تعبیرات مهمی دارد و همچنین شیخ طوسی و دیگران.

بیان مرحوم خوئی

«و حکى العلامه فی الخلاصه، عن ابن عقده، عن علی بن الحسن: أنه کوفی، ثقه.

أقول: ذکره العلامه فی القسم الثانی من الباب من فصل الحاء و ترک العمل بروایته من جهه بنائه على أنه واقفی»

علامه حلی در بخش دوم خلاصهالاقوال نظر ابن عقده را مطرح می‌کند و می‌گوید حسین ابن مختار واقفی است وآقای ابن عقده به نقل از علی بن الحسن، او را ثقه می‌داند ولی بعد می‌فرماید که من عمل به روایتش، نمی‌کنم چون واقفی است

«و الأصل فی ذلک شهاده الشیخ فی رجاله على وقفه و یرده

اصل انتساب واقفی بودن حسین بن مختار به شیخ طوسی در رجال شان برمی گردد.و این قابل مناقشه است.

«أولا: أن الوقف لا یمنع العمل بالروایه بعد کون راویها ثقه، و الحسین بن المختار ثقه کما عرفت.»

اول: صرف واقفی بودن – به شرط ثقه بودن راوی – مانع از عمل به روایت او، نمی‌شود و حسین بن مختار ثقه است همانطور که دانستیم (به عبارتی دیگر،انحراف در مذهب موجب ضعف نمی‌شود. منافاتی ندارد که صدوق و راستگو باشد ولی منحرف باشد. مثل افرادی که عامی هستند (مثل غیاث بن ابراهیم و حفص بن غیاث و…) ولی قبول شان دارند)

«و ثانیا: أنه لم یثبت وقفه لشهاده المفید بأنه من أهل الورع من الشیعه و روى فی الکافی: الجزء ۱ کتاب الحجه ۴ فی باب الإشاره و النص على أبی الحسن الرضا ع (۷۲)، الحدیث ۹ بسند صحیح، عن الحسین بن المختار وصیه الکاظم ع إلى أبی الحسن الرضا ع»

دوم: واقفی بودن ایشان ثابت نیست، چون شیخ مفید شهادت داده است که از پرهیزگاران شیعه است،ضمنا ایشان طبق روایت کافی، ناقل روایت نص بر امامت امام رضا از قول امام کاظم، می‌باشد.[چون واقفی‌ها امامت امام رضا را قبول ندارند]

«و رواه الصدوق بسندین صحیحین مثله العیون: باب نص أبی الحسن موسى بن جعفر ع، على ابنه الرضا علی بن موسى بن جعفر ع بالإمامه و الوصیه (۴)، الحدیث ۲۳ و ۲۴، و هذا لا یجتمع مع وقفه»

و همچنین شیخ صدوق، به دو سند صحیح در کتاب العیون خود، همین روایت را از حسین بن مختار نقل می‌کند و این وایات، با واقفی بودن حسین بن مختار، جمع نمی‌شود.

«على أن سکوت النجاشی و الشیخ نفسه فی الفهرست، من ذکر مذهبه و الغمض فیه شاهد على عدم وقفه»

و دیگر اینکه، نجاشی و شیخ طوسی در رجال شان، از مذهب حسین بن مختار، سخن نگفته‌اند و همین عدم

بیان مذهب، شاهد بر واقفی نبودن حسین بن مختار است.

«و کیف کان فالرجل من الثقات بلا إشکال»[۶]

و به هر حال، بدون شک، حسین بن مختار ثقه است.

در جواب مرحوم خوئی باید گفت که طبق مبنای شما، انحراف در مذهب موجب ضعف نمی‌شود، البته به شرطی که وثاقت راوی ثابت شده باشد. شما از کجا، وثاقت حسین بن مختار را بدست آورده اید تا مبنای خودتان را در مورد او، جاری نمایید؟

وَ آخِرُ دَعْوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین

 

[۱]. کلینی،کافی ؛ ج‏۸ ؛ ص۲۹۵

[۲]. این شبهه در مستدرک از طرف ملاخلیل قزوینی بیان شده و خود مرحوم نوری به آن جواب می دهد

«و لکن فی ریاض العلماء فی ترجمه العالم الجلیل المولى خلیل القزوینی: و من أغرب أقواله القول بأن الکافی بأجمعه قد شاهده الصاحب (علیه السلام) و استحسنه، و أنه کلّ ما وقع فیه بلفظ: (و روی) فهو مروی عن الصاحب (علیه السلام) بلا واسطه، و انّ جمیع أخبارها حقّ واجب العمل بها، حتى أنه لیس فیه خبر للتقیه و نحوها،و انّ الروضه لیس من تألف الکلینی، بل هو من تألیف ابن إدریس و ان ساعده فی الأخیر بعض الأصحاب، و ربّما ینسب هذا القول الأخیر إلى الشهید الثانی، و لکن لم یثبت‏.

[ جواب مرحوم نوری] و لا یخفى ما فی الکلام الأخیر بعد تصریح هؤلاء الأعلام و اتحاد سیاق الروضه و سائر کتب الکافی و عدم وجود ما ینافیه و ما به یصلح نسبته إلى الحلی و نقل الأصحاب عنها قدیما و حدیثا کنقلهم عن غیرها من کتب الکافی و اللّه العاصم و منه التوفیق» (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ؛ الخاتمهج‏۳ ؛ ص۵۳۶)

به نظر بنده اصلا، نیازی به طرح شبهه و جواب شبهه نیست چون انتساب کتاب، کاملا واضح است.

[۳]. خدمت «آیت الله خرسان» یکی از بزرگان نجف اشرف در سفر زیارتی نوروز بودیم که ایشان هم تاکید داشت که ما نگفتیم و نمی‌گوییم تمام کافی شریف صحیح است. ما این حرف را نمی‌زنیم و این حرف اخباریین است. هر کتابی بجز قرآن کریم یاخذ و یترک! بعضی از مطالبش اخذ می‌شود و بعض از مطالبش را اخذ نمی‌کنیم. [فرمایش مرحوم خویی را در مقدمه کتاب شریف معجم ببینید، ایشان می‌فرماید: کسانی که می‌گویند همه‌ی کافی صحیح است این حرف حرف درستی نیست.]

[۴]. مرحوم فیض، همان روایات کتب اربعه را بیان می کنند و گاهی بیاناتی هم ذیل روایات، نقل می‌فرماید که انصافا ارزشمند است. مخصوصا اگر چاپهای قدیمی ۳جلدی را داشته باشید مزید بر فایده است و بیانات مرحوم شعرانی را هم دارد. حالا چرا وافی مثل کتابهای دیگر بروز و ظهور نداشته است؟ از مرحوم والد وقتی سوال کردم. تعبیرشان این بود که تبویب را به هم زده است و تبویب ایشان، غیرمألوف است. تبویب وافی، مثل تبویب وسایل نیست. صاحب شرایع اولین کسی بود که کتابهای فقهی را اینطور تبویب کرد. کتابهای قبل از محقق حلی این تبویب را ندارد. به فرمایش آیت الله العظمی آشیخ محمد علی اراکی که از اعاظم دینی ما بوده ببینید که چقدر محقق حلی تبویبش متین، حساب شده و فنی بوده که بعد از ایشان هرکس آمد و کتاب فقهی نوشت طبق همان تبویب حرکت کرد و حتی کتب حدیثی مثل کتاب شریف مرحوم حر عاملی باز هم همان تبویب است.

[۵]. سوال یکی از دانش پژوهان: شاید بگوییم که این روایت را قبل از انحراف، نقل کرده است؟این مبناست، [یادم می آید زمانی که درس رجال آیت الله شبیری زنجانی می رفتیم، ایشان بین قبل از انحراف و بعد از انحراف، فرق می گذاشتند.] کبرویا این حرف خوبی است ولی از کجا معلوم که روایت را قبل از انحراف نقل کرده است. باید قرائن بر این مساله، احراز شود.

[۶]. خوئی، معجم‏رجال‏الحدیث ج : ۷ ص : ۳۵۵

.

.

.

2 پاسخ
  1. سرباز مهدی
    سرباز مهدی گفته:

    با سلام
    نویسنده این مقاله یا خیلی بیسواد است یا خیلی مغرض

    روایات حرمت قیام متعدد هستند، و این بررسی های رجالی دروغین به صحت آن ها خدشه وارد نمیکند.

    تصریح میکنم نویسنده این مقاله هم خیلی خیلی مغرض است و هم خیلی بیسواد

    اللهم عجل لولیک الفرج

    پاسخ
    • مدیر سایت
      مدیر سایت گفته:

      با سلام و تشکر بابت نظرتون؛
      ابتدائا باید عرض کنم که این مطلب مقاله نیست، بلکه همونطور که در تیتر مشخصه، پانزدهمین جلسه از درس خارج مهدویت امسال آیت الله طبسی است.

      اگر دقت بشود، تمامی مباحثی که مطرح شده، مستدل و بر اساس ادله اصولی محکم و قواعد رجالی استوار شده.
      صرف تهمت زدن که قابل قبول نیست؛ اگر دلیلی برای این ادعا دارید، بصورت علمی بیان بفرمایید.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.