http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام جلسه 2 بحث روایات خراسانی ـ‌ درس خارج مهدويت ‌ – 89/06/27 - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  ۱۱ / ۰۸ / ۱۳۹۱

جلسه ۲ بحث روایات خراسانی ـ‌ درس خارج مهدویت ‌ – ۸۹/۰۶/۲۷

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداه.

بحث ما در ادامه مباحث سال گذشته، راجع به خراسانی است که آیا خراسانی از علائم ظهور است یا خیر؟ومنظور از آن چه کسی است؟ آیا مراد ابو مسلم خراسانی یا مرحوم سید ابن طاووس است؛ یا مقصود شخصی است که قبل از ظهور امام می‌آید؟ اصولا آیا او دارای چهره مثبتی است یاخیر؟ آیا روایات وارده در این این زمینه از نظر سند مورد تایید است یا خیر؟

احساس می‌شود افراط وتفریطی درمساله وجود دارد. برخی خراسانی را آنقدر مثبت وجدی گرفته‌اند که می‌گویند اوجزء فرماندهان است و برخی از فتوحات عملیات‌ و جنگ‌ها را حضرت به دست او انجام می‌دهند، درمقابل برخی دیگر می‌گویند ماتنها دو روایت داریم که هر دوی آنها مشکل دارند، ما باید اولاً ببینیم در این مبحث، چند روایت وجود دارد و از آنها چه مطلبی استفاده می‌شود، و آیا آنها اعتبار سندی دارند یاخیر؟ واگر این روایات به حد استفاضه رسید آیا مجددا نیاز به بررسی سندی خواهیم داشت یا خیر؟ که دراینصورت باید بررسی شودآیا اصل خراسانی به حد تواتریا استفاضه رسیده یا ویژگیهای آن؟

روایت اول:

اولین روایتی که مورد بحث است روایتی است از امام باقر علیه السلام که ما آن‌را در بحث یمانی مطرح کردیم که بخشی از آن عبارت است از:

لابد من بنی فلان ان یملکوا فاذا ملکوا ثم اختلفواتفرق ملکهم وتشتت امرهم حتی یخرج علیهم الخراسانی والسفیانی…هذا[۱]من المشرق[۲] وهذا من المغرب یستبقان الی الکوفه کفرسی رهان[۳] هذا من هنا وهذا من هنا حتی یکون هلاک بنی فلان[۴] اما لا یبقون منهم احدا…ثم قال خروج السفیانی والیمانی والخراسانی فی سنه واحده فی شهر واحد وفی یوم واحد، نظام کنظام الخرز[۵]یتبع بعضه بعضا فیکون البعث[۶] من کل الوجه ویل لمن ناواهم ولیس فی الرایات رایه اهدی من رایه الیمانی[۷]

مراد این فراز از روایت چیست ؟ آیا مراد ازأ «هدی» که در اینجا آمده این است که هم رایت یمانی وهم رایت سفیانی و هم رایت خراسانی همه هدایت گرهستند اما این رایت یمانی است که از همه هدایتگرتراست؟ یا اینکه مراداز افعل تفضیل تنها دربرابررایت خراسانی است، به این بیان که رایت یمانی تنها از رایت خراسانی هدایتگرتر است. (بنا به قرائن دیگرکه سفیانی را خارج از رایت هدایت بدانیم)

از شیعه کسانی که این روایت را نقل کرده‌اند به ترتیب زمانی عبارتند از:

اولین کسی که این روایت را نقل کرده فضل بن شاذان است که کتابش در دسترس نیست ومرحوم شیخ طوسی این روایت را در کتاب غیبت از ایشان نقل کرده‌اند.

الغیبه مرحوم نعمانی (صفحه ۲۶۲ باب ۱۴ ح ۱۳)

مختصر بصائر الدرجات (با نقل سه روایت به این مضمون)

نوادرالاخبار[۸] ص۲۵۹ (بالاختصار)

اثبات الهداه، ج۳، ص۷۳۵

بحارالانوارج۵۲ ص۲۳۰ (با کمی اختلاف)

بشارهالاسلام ص۸۲ (بالاختصار)

اما ناقلین این روایت از اهل سنت:

سلمی درعقدالدررص۱۴۴باب۴ درسه جا

سفارینی در لوائح، ج۲، ص۸ این روایت را از امام جعفرصادق نقل می‌کند.

اکنون به بحث سندی این روایت می‌پردازیم:

مرحوم نعمانی در کتاب الغیبه می‌فرماید:

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید بن عقده، قال: حدثنی أحمد بن یوسف بن یعقوب أبو الحسن الجعفی من کتابه، قال: حدثنا إسماعیل بن مهران، قال: حدثنا الحسن بن علی بن أبی حمزه، عن أبیه ووهیب بن حفص، عن أبی بصیر، عن أبی جعفر محمد بن علی (علیهما السلام )، أنه قال:…

امّا احمد بن محمد بن سعید بن عقده، این شخص زیدی است اما موثق بوده ومرحوم نعمانی وشیخ طوسی او را توثیق می‌کنند، ازطرفی اهل سنت نیز اورا تایید می‌کنند؛ لذا مشکلی ندارد.

و امّا احمد بن یوسف بن یعقوب ابوالحسن جعفی، ما در جلسات سال گذشته راجع به او بحث کرده، که توثیقی در مورد او پیدا نکردیم.

و امّا اسماعیل بن مهران، او مشکلی ندارد.

و امّا حسن بن علی بن ابی حمزه، مشکل ما در همین شخص است

راجع به علی بن ابی حمزه بطائنی اشاره کردیم، کسی که قریب ۷۰۰ روایت در کتب اربعه دارد، نمی‌توان او را کنار گذاشت، لذا می‌گوئیم اوصدق خبری دارد و لو اینکه دراعتقاد مشکل دارد، بحث مفصلی دراین زمینه شد که دیگر نیازی به تکرار نیست.

امّا وهیب بن فحص، این روایت از دو طریق یکی وهیب ودیگری علی بن ابی حمزه نقل شده است.

تحقیقی پیرامون حسن بن علی بن ابی حمزه:

اکنون کسی که در آن بحث است حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی است، محمد بن مسعود درمورد اومی گوید: سالته عن علی بن حسن بن ابی حمزه فطعن علیه وکان ابوه قائد ابی بصیر، پس محمد بن مسعود عیاشی صاحب تفسیر از ابن فضال که از شخصیتهای معروف است نقل می‌کند که بر او طعن زده است.

ابن غضائری: واقف ابن واقف، ضعیف فی نفسه وابوه اوثق منه.

ابن فضال می‌گوید: إنی لاستحیی من الله (از خدا شرم دار م) أن اروی عن حسن بن علی وحدیث الرضا فیه مشهور[۹].

محمد بن مسعود عیاشی می‌گوید ازعلی بن فضال درمورد حسن بن علی پرسیدم او گفت: کذاب، ملعون، رویت عنه احادیث کثیره وکتبتُ عنه تفسیر القرآن کله من اوله الی آخره إلا أنی لا استحل (جایز نمی دا نم) أن أروی عنه حدیثا واحداً.

این مطالب را از نجاشی، ابن الغضائری و کشی نقل کردیم؛ لکن همه اینها از ابن فضال نقل کرده‌اند.

ابن فضال را مراجعه کنید ببینید چه کسی است؟ او از شخصیتهای معروف شیعه است که البته بعدا دچار انحراف شد وراجع به او گفته‌اند خذوا ما رَوَوا وذَروا ما رأوَا، (کاری به اعتقاداتشان نداشته باشید) مطالب مهمی از نجاشی در مورد او وجود دارد مثلا در مورد سجده های طولانی او گفته‌اند که آنقدر سجده هایش طولانی بوده که پرنده‌ها روی بدنش می‌نشستند.

ابن فضال می‌گوید: حکی لی ابو الحسن عن بعض اشیاخه ان حسن بن علی بن ابی حمزه رجل سوء، و در ذیل ترجمه شعیب عقر قوفی گفته‌اند ابن مهران غالی است وحسن بن علی بن ابی حمزه کذاب است. تا اینجا عبارت های در مورد ایشان؛ مذموم، مطعون، ضعیف، کذاب ولا استحل در مورد ایشان گفته شده که همه این عبارات از یک نفر است؛ یعنی «ابن فضال»

دومین شخصی که او را جرح کرده است، ابن غضائری است. البته کتابش مورد اشکال است، شخص سوم که او را جرح کرده[ بعض اشیاخه] است که معلوم نیست چه کسی است.این‌ها که ذکر شد تضعیفات بود. اما توثیقاتی هم درباره حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی وجود دارد:

اولا: قرارداشتن حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی در سند کتاب کامل الزیارات، درصورتی که بگوئیم توثیقات ابن قولویه مشایخ با واسطه وبی واسطه را شامل است، بطائنی توثیق میشود.

ثانیا: قرار داشتن در کتاب تفسیر قمی، درصورتی که توثیقات قمی را قبول داشته باشیم، ایشان ثقه است.

ثالثا: اکثار روایت، ایشان در حدود ۴۹ روایت به اسم: حسن بن علی درکتب اربعه دارد که البته ممکن است به عناوین و اسامی دیگر نیز روایات دیگری داشته باشد.

رابعا: او صاحب کتاب است، شیخ طوسی می‌فرماید: له کتاب، وشیخ هم به کتاب او طریق دارد.

حال آیا این قرائن برای توثیقات او کفایت می‌کند؟

بررسی توثیقات عام:

  1. توثیقات کامل الزیارات وتفسیر قمی را ما قبلا قبول داشتیم اما از این مبنا بر گشتیم هرچند مبنای مرحوم خوئی درمورد تفسیر قمی، بنا بر وثاقت و قبول اسناد قمی است.
  2. آیا داشتن کتاب کفایت می‌کند یا خیر؟ داشتن اصل را برخی کافی می‌دانند، اما داشتن کتاب کفایت نمیکند. ضمنا طریق داشتن مرحوم شیخ یا صدوق هم به او کفایت نمی کند.
  3. درنتیجه کثرت روایات باقی می‌ماند که اگر آنرا قبول داشته باشیم، نوبت به تعارض بین آن تضعیفات واین مورد از توثیق می‌رسد.

وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین

[۱] سفیانی- بل خراسانی که از مشرق بلاد عرب خروج می کند اما سفیانی از مغرب یعنی شام است.

[۲] برای تتمه بحث باید روایات رایات سود وروایات من المشرق را ببینیم که چه قدر اعتبار وچه قدر ارتباط دارد.

[۳] به معنای اسبان مسابقه که باهم حرکت می کنندوهیچ یک بر دیگری سبقت نمی گیرند.

[۴] از روایات دیگر باید استفاده کرد وشاید مراد از بنی فلان عباسیان باشدزیرا سفیانی خودش از امویین است.

[۵] دانه های تسبیح که پشت سرهم هستند.

[۶] بل انبعاث و وثوب و خروج و برانگیخته شدن

[۷]. پرچم یمانی

[۸] مرحوم فیض کاشانی

[۹] انت وأصحابک کالحمیر، اینجا ظاهرا یک اشتباهی شده زیرا این جمله در مورد پدر ایشان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7182