سُلَیم بن قیس و کتاب او

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی و ارواح من سواه لتراب مقدمه الفدا.

عرض شد که اصل سلیم بن قیس یکی از اصول معتبره ماست و با توجه به اینکه روایات متعددی در ارتباط با امام زمان روحی فداه در این کتاب آمده و ما هم به مناسبت صیحه آسمانی و محل ظهور حضرت از این کتاب روایاتی را نقل کردیم، ناچار شدیم که خود کتاب و مولف آن را ارزیابی کنیم. و به این نتیجه رسیدیم که سه اشکال اساسی بر این کتاب وارد شده که دو اشکال در ارتباط با متن و یک اشکال در رابطه با سند است. نتیجه این شده که برخی مدعی اند که این کتاب موضوع و مجعول است. البته این قبیل ادعاها واقعا اگر مقرون به دلیل محکم نباشد، بی اساس است.

مرحوم استرآبادی مطلبی را در ارتباط با دو اشکال متنی فرمودند، به این بیان که، این نسخه ای که من دارم از کتاب سلیم بن قیس در این نسخه این مطلب هست که عبدالله بن عمر بوده که پدرش را وعظ کرده نه محمد بن ابی بکر لذا مشکلی از این حیث وجود ندارد، چون در جنگ بدر واحد ۱۲ یا ۱۳ سال داشته و بعد از دورانی که می‌خواست پدرش را وعظ کند در ۲۳ هجری جوان بوده است.

و قال المیرزا فی رجاله الکبیر: إن ما وصل إلیّ من نسخه هذا الکتاب، المذکور فیه أن عبد الله بن عمر وعظ أباه عند الموت و أن الأئمه ثلاثه عشر مع النبی ص، و شی‏ء من ذلک لا یقتضی الوضع (انتهى).[۱]

اما اشکال دوم که درباره تعداد ائمه گفته اند مراد مع النبی ص بوده است، زیرا پیامبر اکرم ص نیز علاوه بر دارا بودن مقام نبوت، مقام امامت را نیز داراست.

سپس مرحوم خوئی می‌فرماید:

و قال الفاضل التفریشی فی هامش النقد: قال بعض الأفاضل: رأیت فیما وصل إلّی من نسخه هذا الکتاب أن عبد الله بن عمر وعظ أباه عند موته و أن الأئمه ثلاثه عشر من ولد إسماعیل و هم رسول الله ص مع الأئمه الاثنی عشر و لا محذور فی أحد هذین (انتهى). و أنی لم أجد فی جمیع ما وصل إلیّ من نسخ من هذا الکتاب إلا کما نقل هذا الفاضل و الصدق مبین فی وجه أحادیث هذا الکتاب من أوله إلى آخره فکان ما نقل ابن الغضائری محمول على الاشتباه.

سپس آقای خوئی می‌فرماید: أقول: و مما یدل على صحه ما ذکره صاحب الوسائل و الفاضلان التفریشی و الأسترآبادی: مرحوم خوئی درصدد تثبیت جواب و ردّ اشکال دوم درباره ائمه هستند لذا به نقل از مرحوم نعمانی در کتاب غیبت از کتاب سلیم بن قیس چندین روایت نقل می‌کند که تبیین این می‌کند که اگر گفته شده ائمه ثلاثه عشر یعنی با پیامبر اکرم ص، در اینجا به دو سه روایت درباره تعداد ائمه ع اشاره می‌کنیم:

روایت اول: أن النعمانی روى فی کتاب الغیبه بإسناده عن سلیم بن قیس فی کتابه:… یا أیها الذین آمنوا… فی هذا لیکون الرسول شهیدا علیکم و تکونوا شهداء على الناس. فقام سلمان – رضی الله عنه – عند نزولها فقال یا رسول الله ص: من هؤلاء الذین أنت شهید علیهم و هم شهداء على الناس… فقال رسول الله – ص -: عنى الله بذلک ثلاثه عشر إنسانا: أنا و أخی علیا و أحد عشر من ولده (الحدیث).[۲]

روایت دوم: نعمانی به سندش از کتاب سلیم بن قیس:

و بهذا الإسناد عن عبد الرزاق بن همام قال حدثنا معمر بن راشد عن أبان بن أبی عیاش عن سلیم بن قیس الهلالی قال لما أقبلنا من صفین مع أمیر المؤمنین ع نزل قریبا من دیر نصرانی إذ خرج علینا شیخ من الدیر جمیل الوجه حسن الهیئه و السمت معه کتاب حتى أتى أمیر المؤمنین فسلم علیه ثم قال… ثم أحد عشر رجلا من ولد محمد و ولده أولهم یسمى باسم ابنی هارون شبر و شبیر و تسعه من ولد أصغرهما (یعنی من ولد الحسین) واحد بعد واحد آخرهم الذی یصلی عیسى ابن مریم خلفه و ذکر باقی الحدیث بطول[۳]

روایاتی که در کتاب سلیم آمده مبین این مطلب است و اعتقادات ما نیز همین است.

روایت سوم: که مرحوم خوئی نقل می‌کند روایتی است که باز نعمانی از سلیم نقل کرده است:

عن سلیم بن قیس الهلالی قال قلت لعلی ع إنی سمعت من سلمان و من المقداد و من أبی ذر أشیاء… فأقبل علی ع و قال قد سألتَ فافهم الجواب‏ علیک النسیان و لا الجهل و قد أخبرنی الله عز و جل أنه قد استجاب لی فیک و فی شرکائک الذین یکونون من بعدک و إنما تکتبه لهم قلت یا رسول الله و من شرکائی قال الذین قرنهم الله بنفسه و بی فقال یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ… قلت یا رسول الله سمهم لی فقال ابنی هذا و وضع یده على رأس الحسن ثم ابنی هذا و وضع یده على رأس الحسین ثم ابن له على اسمک یا علی ثم ابن له محمد بن علی ثم أقبل على الحسین و قال سیولد محمد بن علی فی حیاتک فأقرئه منی السلام ثم تکمله اثنی عشر إماما قلت یا نبی الله سمهم لی فسماهم رجلا رجلا منهم و الله یا أخا بنی هلال مهدی هذه الأمه الذی یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا[۴]

روایت چهارم: و بإسناده عن عبد الرزاق قال حدثنا معمر بن راشد عن أبان بن أبی عیاش عن سلیم بن قیس إن علیا ع قال لطلحه فی حدیث طویل عند ذکر تفاخر المهاجرین و الأنصار بمناقبهم و فضائلهم یا طلحه أ لیس قد شهدت رسول الله ص حین دعانا بالکتف لیکتب فیها ما لا تضل الأمه بعده و لا تختلف… إن جبرئیل أخبره بأن الله تعالى قد علم أن الأمه ستختلف و تفترق ثم دعا بصحیفه فأملى علی ما أراد أن یکتب فی الکتف و أشهد على ذلک ثلاثه رهط سلمان الفارسی و أبا ذر و المقداد و سمى من یکون من أئمه الهدى الذین أمر المؤمنین بطاعتهم إلى یوم القیامه فسمانی أولهم ثم ابنی هذا حسن ثم ابنی هذا حسین ثم تسعه من ولد ابنی هذا حسین کذلک یا أبا ذر و أنت یا مقداد قالا نشهد بذلک على رسول الله ص فقال طلحه و الله لقد سمعت من رسول الله ص یقول لأبی ذر ما أقلت الغبراء و لا أظلت الخضراء ذا لهجه أصدق و لا أبر من أبی ذر و أنا أشهد أنهما لم یشهدا إلا بالحق و أنت أصدق و أبر عندی منهم.[۵]

روایت پنجم: و بإسناده عن عبد الرزاق بن همام عن معمر بن راشد عن أبان بن أبی عیاش عن سلیم بن قیس قال قال علی بن أبی طالب ع مررت یوما برجل سماه لی فقال ما مثل محمد إلا کمثل نخله نبتت فی کباه فأتیت رسول الله ص فذکرت ذلک له فغضب رسول الله ص و خرج مغضبا و أتى المنبر ففرغت الأنصار إلى السلاح لما رأوا من غضب رسول الله ص قال فما بال أقوام یعیرونی بقرابتی (چرا اینطور نسبت به من و نسبت به اقربای من برخورد می‌کنید)… أن مثلی فی أهل بیتی کمثل نخله نبتت فی أصل حش ألا إن الله خلق خلقه و فرقهم فرقتین فجعلنی فی خیر الفرقتین و فرق الفرقه ثلاث شعب فجعلنی فی خیرها شعبا و خیرها قبیله ثم جعلهم بیوتا فجعلنی فی خیرها بیتا حتى خلصت فی أهل بیتی و عترتی و بنی أبی أنا و أخی علی بن أبی طالب نظر الله سبحانه إلى أهل الأرض نظره و اختارنی منهم ثم نظر نظره فاختار علیا أخی و وزیری و وارثی و وصیی و خلیفتی فی أمتی و ولی کل مؤمن بعدی (این جمله در کتابهائی مثل طبرانی آمده ولی در کتابهائی مثل بخاری حذف شده است)… ثم إن الله نظر نظره ثالثه فاختار أهل‏ بیتی من بعدی و هم خیار أمتی أحد عشر إماما بعد أخی واحدا بعد واحد کلما هلک واحد قام واحد[۶]

پس روایتی که در کتاب سلیم آمده اشاره به همین مطلب است که ائمه اولشان رسول الله است و بعد دوازده امام علیهم السلام.

بنابراین مرحوم خوئی می‌فرمایند که این اشکال قابل دفع است. اما مطلبی که ابن الغضائری نقل کرده و در این کتاب آمده که ان الائمه ثلاثه عشر صحیح نیست. چون ممکن است در نسخه ای که به دست ابن الغضائری رسیده این عبارت بوده و شیخ مفید هم تصریح کرده که این نسخه در آن دست برده شده است؛

مرحوم خوئی: روایه أن الأئمه ثلاثه عشر لا صحه له، غایه الأمر أن النسخه التی وصلت إلیه کانت مشتمله على ذلک و قد شهد الشیخ المفید أن فی النسخه تخلیطا و تدلیسا، سپس مرحوم خوئی بیشتر تبیین می‌کند که چه کسانی در آن دست برده‌اند. و بذلک یظهر الحال فیما ذکره النجاشی فی ترجمه هبه الله بن أحمد بن محمد من أنه عمل کتابا لأبی الحسین العلوی الزیدی و ذکر أن الأئمه ثلاثه عشر مع زید بن علی بن الحسین‏، یعنی شخصی به نام هبهالله بن احمد برای خوش آمد شخصی زیدی به نام ابوالحسین علوی زیدی این روایت را جعل کرده است که ان الائمه ثلاثه عشر، یعنی سیزده تا به همراه زید. اما مستند ایشان: احتج بحدیث فی کتاب سلیم بن قیس الهلالی که ان الائمه اثنا عشر من ولد امیر المومنین.

پس ریشه تدلیس و تخلیط هم معلوم شد.

اما اشکال وعظ: و أما وعظ محمد بن أبی بکر أباه عند موته فلو صح فهو و إن لم یمکن عاده إلا أنه یمکن أن یکون على نحو الکرامه و خرق العاده. و على ذلک فلا وجه لدعوى وضع کتاب سلیم بن قیس أصلا.

ما نمی توانیم بگوئیم که کتاب موضوع است به خاطر یک چنین امری که ثابت نیست لذا می‌فرماید: مشتمل بودن کتابی بر یک امر یا دو امر باطل دلیل بر وضع نیست، در حالی که این مشکل در برخی کتابهای ما نیز هست. مثلا درکتاب کافی نمونه آن آمده است، و فی الکافی الشریف الذی هو من امتن الکتب الحدیث و اتقنها پس همه اشکالات متنی دفع شد.

اشکال سندی و جواب آن:

ادعای برخی این است که سند این کتاب فقط به یک نفر و آن هم ابان ابن ابی عیاش که ضعیف است منتهی می‌شود، پس نمی توان بر آن اعتماد کرد.

جواب: عقیقی تصریح می‌کند که سند این کتاب فقط به یک نفر بر می‌گردد. اما مرحوم خوئی در مقام جمع می‌فرماید: عقیقی اشتباه کرده یقینا چون در کتاب کافی و غیر کافی نیز از سلیم از طریق دیگری نقل روایت شده است. پس اینطور نیست که طریق فقد ابان باشد و او هم ضعیف.

از طرفی ابن الغضائری نیز گفته که طریق منحصر است به ابان ولی ایشان می‌فرماید: این ادعای انحصار از جانب عقیقی باطل است و ادعای ابن الغضائری هم مردود است، به دلیل کلام نجاشی و شیخ، زیرا هردو می‌فرمایند: حماد بن عیسی از ابراهیم بن عمر صنعانی از خود سلیم کتاب را نقل می‌کنند. پس طریق دیگری نیز در اینجا وجود دارد بنابراین مشکل حل شد.

اما ابن الغضائری هر دو طریق را ضعیف دانسته است حال ابن الغضائری گفته ضعیف است ولی نجاشی او را توثیق کرده و اصلا تضعیف ابن الغضائری قابل معارضه با نجاشی نیست و اصلا خود کتاب غضائری قابل اعتماد نیست. لا طریق لنا الی کتاب سلیم المروی بطریق حماد عن ابراهیم بن عمر. البته طریق دوم هم مشکل دارد چر؟ فان فی الطریق ابو سمینه محمد بن علی صیرفی و هو ضعیف کذاب.

پس تا اینجا دو طریق داریم که یکی ابان است که توثیق نشده و دیگری ابراهیم بن عمر یمانی است که در این طریق دوم شخص صیرفی وجود دارد که مشکل دارد. البته ابو سمینه را قمی‌ها متهم کرده اند به غلو، وضع و جعل و ما هرچه تلاش کردیم نتوانستم توثیقش کنیم. اما در طریق اول که طریق ابان ابن ابی عیاش است نمی توان از کنار آن به راحتی گذشت و دست برداشت زیرا انصافا فرمایش فرزند مرحوم مامقانی بسیار متین است، ایشان بعد از آوردن نظریات شیعه و سنی راجع به ابان و تامل در آن و سنخ روایاتی که او نقل کرده و روایات اعاظم می‌فرماید: وقتی ما در این سه نکته تامل می‌کنیم:

ارزیابی شیعه و سنی ۲٫ سنخ روایات ولائی که او نقل کرده است، روایاتی که در راستای غدیر و ابطال پروژه سقیفه است. ۳٫ شخصیتهائی که از او نقل روایت کرده‌اند.

یلزمنا الجزم ان المترجم کان امامیا مستبصرا یعنی ابی عیاش شخصی عامی بود و بعد شیعه شده وان اقل ما یقال فیه انه حسن. من می‌گویم از حسن هم چیزی بالاتر است، به عنوان مثال مواضعی که عامه نسبت به ایشان دارند را ببینید:

ذهبی: ابان بن ابی عیاش الزاهد ابو اسماعیل البصری احد الضعفاء.

شعیب بن الحرب از شعبه نقل می‌کند: لان اشرب من بول الحمار حتی اروی احب الی من ان اقول حدثنا ابان. مگر ابان چه گفته که اینقدر برایتان سخت است از او نقل کنید؟

شعبه: لان یزنی الرجل خیر من ان یروی عن ابان.

ابان یکتب عن انس: ما زال نعرفه بالخیر منذ کان، آدم خوبی بود اما بعدا مشکل پیدا کرد زیرا اول من اهلک ابان احادیث جمع… این سنخ روایات که او نقل می‌کند برای ما مشکل ساز شده همانند این قبیل روایات:

ام سلمه می‌گوید: کان جبرئیل عند النبی ص و الحسین معی فبکی فترکته فدنی من النبی ص فقال جبرئیل اتحبه قلت نعم قال ان امتک ستقتله ان شئت اریتک من تربه تقتل فیها قاروه فاذا هی ارض کربلا.

همچنین کتاب مجروحین ابان را تضعیف کرده است.

ابن قتیبه در معارف می‌گوید: انه کان تفخر عبد قیس بأن من موالیها ابان ابن ابی عیاش الفقیه؛ یک طایفه به او افتخار می‌کردند. از لابلای این مطالب به این نتیجه می‌رسیم که این شخص فقیه، صالح و راوی احادیث است و از او احادیث نقل می‌کردند. کلاس درس و شاگردان خوبی داشت و اصلا مرجع معتقدات مردم بوده اما لما حل عنده سلیم بن قیس و عرفه حقیقه ما وقع به رسول الله، بالاخره کتابت و نقل احادیث ممنوع بوده و تنها یک صنف خاصی از احادیث نقل میشده است. وقتی هم که امر به کتابت حدیث شد این زهری بود که شروع به کتابت نمود. کسی که بنا به قول ابن‌حبان مجروحین دو نفر هستند که سراغ ندارم حتی یک حدیث در فضیلت اهل بیت علیهم السلام نقل کنند، یکی از آنها زهری و دیگری مالک بوده است.

تاریخ دمشق نقل می‌کند: شخصی به دمشق آمد تا از یک زن راویه حدیث نقل کند، زهری که در آنجا حضور داشته می‌گوید: این زن را می‌شناسی او خواهر من است از او روایت نقل نکن او خرفت است، زن برگشت و گفت: من خرفت شدم یا تو که فضایل اهل بیت را کتمان می‌کنی؟ و[۷] نان به نرخ روز می‌خوری؟

ابان بن ابی عیاش اینگونه بوده، او در این زمینه اطلاعی نداشت تا زمانی که سلیم را دید. او اصرار بر اشتباه ندارد و لذا وقتی با منطق به او توضیح داده شد حقیقت را قبول کرد. او وقتی حقیقت خلافت را شنید استبصر فتشیع و قال بالحق فتنکر له القوم بکل مالدیهم من حول، با تمام توان وارد شدند تا شخصیت او را بشکنند. فضعفوه و استنقصوه و بذلوا جهدهم فیه و تشویه صنعته حتی بلغ بهم من الوقاحه وضعه؛ تا جائی که بگویند لان ازنی احب الی من… ابان هم راوی است هم جلیل است، هم ثقه است و شخصیتی است که از او حدیث نقل می‌کردند. و هذا لیس بغریب ما از اینها توقع نداریم توقع ما از امثال ابن الغضائری است، اگر کتاب مال خود او باشد. به نظر بنده کتاب سلیم از اصول است و خود شخصیت سلیم از شخصیتهای بسیار بزرگ است و راوی آن هم مشکلی ندارد و اینکه گفته شده کتاب موضوع است اشتباه گفته اند و وجود برخی مسائل خلاف معتقدات مضر نیست زیرا در هر کتاب دیگری هم ممکن است باشد.

والحمد لله رب العالمین.

[۱]. معجم رجال الحدیث ج۸ ص۲۲۱

[۲]. معجم‏رجال‏الحدیث ج : ۸ ص : ۲۲۲

[۳]. الغیبهللنعمانی ص : ۷۴

[۴]. الغیبهللنعمانی ص : ۷۵

[۵]. الغیبه للنعمانی ص ۸۶

[۶]. همان ص ۸۲

[۷]. تایخ مدینه دمشق، ج۵۸، ص۲۲۰٫

.

.

.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *