بحث ما دنباله بررسی روایات ندای سماوی بود. عرض شد روایات در این زمینه متعدد است و از حد استفاضه گذشته و متواتر است، لذا باید بحث در تفصیلات بشود. زمان این ندا، محتوای این ندا، انعکاس و بازخورد این ندا، تاثیر این ندا، هدف از این ندا، آیا این ندا متعدد است؟ اینها را باید بیشتر بحث کنیم.

حالا چند روایت نقل می‌کنیم در ارتباط با اصل ندا و محتوای ندا و خود منادی، منادی کیست؟ آن کسی که ندا را سر می‌دهد کیست؟

روایت بیستم

مرحوم صدوق در کمال الدین روایتی از ابان بن تغلب نقل می‌کند مضمون این است که جبرئیل نازل می‌شود و با امام زمان بیعت می‌کند و بعد هم ندا سر می‌دهد.

متن روایت

«حدثنا محمدبن الحسن بن أحمدبن الولید رضی الله عنه قال: حدثنا محمد ابن الحسن الصفار، عن یعقوب بن یزید، عن محمدبن أبی عمیر، عن أبان بن عثمان عن أبان بن تغلب قال: قال أبوعبدالله علیه السلام: أول من یبایع القائم علیه السلام جبرئیل ینزل فی صوره طیر أبیض فیبایعه، ثم یضعْ رِجلا على بیت الله الحرام ورجلا على بیت المقدس ثم ینادی بصوت طلق تسمعه الخلائق ” أتی أمر الله فلا تستعجلوه»[۱]

بررسی سند: ظاهرا این روایت مشکل سندی هم نداشته باشد

در این روایت وارد تفصیلات می‌شود بدین معنی که ندا بعد از بیعت جبرئیل است. خوب بیعت جبرئیل هم بعد از اعلان ظهور است.

«أَوَّلُ‏ مَنْ‏ یُبَایِعُ‏ الْقَائِمَ جَبْرَئِیلُ یَنْزِلُ فِی صُورَهِ طَیْرٍ أَبْیَضَ فَیُبَایِعُهُ» به شکل و شمایل یک پرنده است لازم نیست پرنده که می‌گوییم فورا ذهن به کبوتر منتقل بشود؛ بلکه یک پرنده سفید است که به این شکل و شمائل نازل می‌شود و بیعت می‌کند

ثُمَّ یَضَعُ رِجْلًا عَلَى بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ وَ رِجْلًا عَلَى بَیْتِ الْمَقْدِس ظاهر روایت این است که یک پا اینجا می‌گذارد و یک پا آنجا می‌گذارد ولی شاید کنایه و اشاره باشد. اما اگر ظاهر آن هم باشد یعنی به اذن و امر خداوند عزوجل کل دنیا تحت تصرف اینهاست. روایتی که راجع به جریان حضرت عزرائیل است را نگاه کنید که یک وقت دیدند پاره چوبی دست اوست و زیر و رو می‌کند بعد گفتند این چیست؟ گفت این دنیاست در کف دست است هر لحظه هر کجا خواسته باشم بروم می‌روم تعبیر می‌کنند الدنیا کالدرهم مثل سکه پولی که در دست یکی از شما باشد. دنیا در اختیار ملائکه موکَل است. خوب اگر ظاهرش را هم بگیریم که یَضَعُ رِجْلًا عَلَى بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ وَ رِجْلًا عَلَى بَیْتِ الْمَقْدِس یعنی دنیا در اختیار اینهاست و مسافت برایشان مطرح نیست. ولی شاید کنایه باشد که ندا از این دو جا شنیده می‌شود.![۲]

ثُمَّ یُنَادِی بِصَوْتٍ طَلِقٍ با یک لحن رسا و بیانی روشن تَسْمَعُهُ الْخَلَائِقُ همه این صدا را می‌شنوند ‏ أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ خوب این روایت که اگر از نظر سند مشکلی نداشته باشد محتوا و مضمون این روایت همان نداست اما زمان ندا بعد از بیعت جبرئیل است با حضرت مهدی و شاید بعد از ظهور باشد چون بیعت جبرئیل بعد از اعلان ظهور است. خوب روایات ندا که یکی دوتا نیست. اگر بخواهیم جمع کنیم این روایت را با روایات دیگر باید قائل به تعدد ندا بشویم و دیدیم بعضی روایات ماه رمضان دارد، بعضی روایات ماه رجب، بعضی روایات ماه محرم است و…. حتی بعضی تا ۶ ندا رسانده‌اند.

اشکال یکی از دانش پژوهان

استاد: اینجا لفظ بیت المقدس دارد.

این روایت خیلی صریح و روشن است که منادی جبرئیل است و محور ندا این دو جا است بیت المقدس و بیت الله الحرام

روایت بیست و یکم

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال: حدثنا محمد بن المفضل بن إبراهیم ; وسعدان بن إسحاق بن سعید ; وأحمد بن الحسین بن عبدالملک ; ومحمد بن أحمد بن الحسن القطوانی قالوا جمیعا: حدثنا الحسن بن محبوب الزراد، قال: حدثنا عبدالله بن سنان، قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: ” یشمل الناس موت وقتل حتى یلجأ الناس عند ذلک إلى الحرم فینادی مناد صادق من شده القتال فیم القتل والقتال؟ صاحبکم فلان”.[۳]

بررسی سند:

روایتی است که مرحوم نعمانی در الغیبه نقل می‌کند از عبدالله بن سنان به سند خودشان که از ابن عقده شنیده است. ابن عقده هم از مُحَمَّدُ بْنُ الْمُفَضَّلِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ وَ سَعْدَانُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ سَعِیدٍ وَ أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْقَطَوَانِیُّ یعنی آقای ابن عقده چهار طریق دارد و از چهار نفر شنیده است. اگر یکی از اینها مشکل داشته باشد دیگری مشکل ندارد. ما نسبت به خود ابن عقده هم بحث کردیم. ابن عقده ظاهرا نزد نعمانی و شیخ طوسی مشکلی نداشته باشد و موثق است. ابن عقده از چهار نفر و این چهار نفر از حسن بن محبوب نقل می‌کنند که شخصیت و جلالت او روشن است و ایشان از عبدالله بن سنان که در جلالت عبدالله بن سنان کسی بحثی ندارد و اگر بحثی هست در مورد محمدبن سنان است و آن را هم ما حل کردیم و او هم مشکلی ندارد. اما اینجا عبدالله بن سنان است که موثق و معتبر است. پس سند روایت مشکلی ندارد.

بررسی دلالت

عبدالله می‌گوید از آقا امام صادق شنیدم که فرمود یَشْمَلُ‏ النَّاسَ‏ مَوْتٌ‏ وَ قَتْلٌ، یا در اثر مرگ‌ها یا در اثر کشتارها ‏انسانها از بین می‌روند.[۴]

این روایت یکی از آن روایات است که می‌گوید یَشْمَلُ‏ النَّاسَ‏ مَوْتٌ‏ وَ قَتْلٌ همه جا کشتار و مرگ فراگیر است و مردم دیگر خسته می‌شوند حَتَّى یَلْجَأَ النَّاسُ عِنْدَ ذَلِکَ إِلَى الْحَرَمِ نه به خاطر اینکه در حرم اولیاء امورش انسان‌هایی هستند که برای خون مسلمین حرمت قائلند نه خیر. بلکه به حساب اینکه خود حرم جای امن است. می‌گوید مردم ناچار می‌شوند که پناه ببرند به طرف حرم و در آن لحظات فَیُنَادِی این تفریع است و بعد از حوادث و کشتار و مرگ‌ها و نا امنی‌ها و پناه بردن مردم به حرم فَیُنَادِی مُنَادٍ صَادِقٌ این منادی صادق کیست؟ این منادی مِنْ شِدَّهِ الْقِتَالِ‏ فریاد می‌زند فِیمَ الْقَتْلُ وَ الْقِتَالُ برای چه اینقدر خون می‌ریزید؟ و چرا اینقدر درگیری و کشتار؟ صَاحِبُکُمْ فُلَانٌ یعنی آقا از راه رسیده است.»

نتیجه: پس این روایت اشاره به ندا؛ محتوای ندا و ظرف ندا دارد؛ ولی در چه ماهی و چه روزی معین نکرد. وقتی که کشتار و درگیری شدت گرفت و اوج کشتار بود آن وقت با ندای آسمانی فرج می‌رسد، ولی ماه و روز مشخص نکرده است، البته گفته «مناد صادق» که به قرینه‌ی روایات دیگر همان حضرت جبرئیل است.

روایت بیست و دوّم

مرحوم خزاز قمی در کفایه الاثر[۵] نقل می‌کند. صفحه ۱۴۷ از این کتاب روایت مفصلی را از عبدالرحمن بن ابی لیلی نقل می‌کند. اگر لازم باشد شرح حال او را بیان می‌کنم ولی در مقام تضعیف این روایت نیستم این روایت مضمونش متواتر است.

می‌گوید قال علی بن ابیطالب (روحی فداه) روزی خدمت پیامبر اکرم نشسته بودیم فِی بَیْتِ أُمِّ سَلَمَهَ ظاهرا نوبت ام سلمه بوده إِذْ دَخَلَ عَلَیْنَا جَمَاعَهٌ مِنْ أَصْحَابِهِ عده ای اذن ورود خواستند و به ملاقات پیامبر داخل آمدند. آن جماعت که بودند؟ آقا اسم چهار نفر را می‌برد و می‌فرماید مِنْهُمْ‏ نه اینکه همه‌ی آنها این چهار نفر بودند منهم سَلْمَانُ‏ وَ أَبُوذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ[۶] این چهار نفر جزو آن جماعت بودند. حضرت می‌فرماید من نشسته بودم خدمت حضرت، عده ای آمدند به ملاقات پیامبر که این چهار نفر جزو آنها بودند. سلمان فارسی سوال مطرح کرد. فَقَالَ سَلْمَانُ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ لِکُلِّ نَبِیٍّ وَصِیّاً وَ سِبْطَیْنِ فَمَنْ وَصِیُّکَ وَ سِبْطَاکَ؟ واقعا سلمان انسان عارف و ولایتمداری است، سؤالات او بی خود نیست و روی او حساب بود که پیامبر فرمود سلمان منا اهل البیت. سلمان این را از پیامبر پرسید و عرض کرد تا امثال عبدالرحمن که آن مشکل را ابجاد کردند متوجه بشوند و حجت برایشان تمام بشود. فَأَطْرَقَ سَاعَهً پیامبر سر به زیر انداخت و تامل کردند؛ ثُمَّ قَالَ یَا سَلْمَانُ إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ أَرْبَعَهَ ألف [آلَافِ‏] نَبِیٍّ شاید اشاره و کنایه از کثرت باشد وَ کَانَ لَهُمْ أَرْبَعَهُ ألف [آلَافِ‏] وَصِیٍّ یعنی هر یک از آنها یک وصی داشتند وَ ثَمَانِیَهُ ألف [آلَافِ‏] سِبْطٍ یعنی چهارهزار وصی و هشت هزار سبط داشته‌اند.

پیامبر فرمودند: «فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَأَنَا خَیْرُ الْأَنْبِیَاءِ وَ وَصِیِّی خَیْرُ الْأَوْصِیَاءِ وَ سِبْطَایَ خَیْرُ الْأَسْبَاطِ ثُمَّ قَالَ یَا سَلْمَانُ أَ تَعْرِفُ مَنْ کَانَ وَصِیَّ آدَمَ» این حدیث مفصلی است و اوصیا آدم را بیان می‌کند تا می‌رسد به انبیاء دیگر مثل حضرت عیسی و زکریا و… تا اینجا که می‌فرماید وَ أَنَا أَدْفَعُهَا إِلَى عَلِیٍّ هر یک از پیامبران امور را به اوصیاء وصیت کردند و تحویل دادند من هم امور را به علی تحویل می‌دهم.

فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَهَلْ بَیْنَهُمْ أَنْبِیَاءُ وَ أَوْصِیَاءُ أُخَرُ؟ سلمان پرسید: آیا انبیاء و اوصیاء دیگر هم بودند؟ قَالَ نَعَمْ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ تُحْصَى

سپس پیامبر فرمودند:

وَ أَنَا أَدْفَعُهَا إِلَیْکَ یَا عَلِیُّ این بار دوم است بار اول مخاطب سلمان بود و بار دوم آقا امیرالمؤمنین می‌فرمایند مخاطب من بودم پیامبر به من فرمود أَدْفَعُهَا إِلَیْکَ یَا عَلِیُّ وَ أَنْتَ تَدْفَعُهَا إِلَى ابْنِکَ الْحَسَنِ وَ الْحَسَنُ یَدْفَعُهَا إِلَى أَخِیهِ الْحُسَیْنِ وَ الْحُسَیْنُ‏ یَدْفَعُهَا إِلَى ابْنِهِ عَلِیٍّ وَ…………. یک یک ائمه را اسم می‌برند وَ عَلِیٌّ یَدْفَعُهَا إِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ وَ الْحَسَنُ یَدْفَعُ إِلَى ابْنِهِ الْقَائِمِ این خصوصیت کفایه الاثر است که روایاتی را نقل می‌کند که معمولا در روایات تفصیل اسماء ائمه معصوم آمده است. این از کتابهای قدیمی قرن ۳و ۴ است آنها که می‌گویند اسم دوازده وصی در روایات نیست؛ درست نمی‌گویند بلکه هم در کتب شیعه و هم در کتب اهل سنت آمده است.

به هر حال پیامبر اشاره به غائب شدن حضرت هم کردند و فرمودند

ثُمَّ یَغِیبُ عَنْهُمْ إِمَامُهُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ هر مقداری که خداوند اراده کند. بعد وارد تفصیلات می‌شوند و می‌فرمایند وَ یَکُونُ لَهُ غَیْبَتَانِ أَحَدُهُمَا [إِحْدَاهُمَا] أَطْوَلُ مِنَ الْأُخْرَى باز کسانی که مدعی‌اند مساله غیبت امام زمان از دوران امام صادق مطرح شد فرض کنیم حرف شما درست باشد و احادیث غیبت از زمان امام صادق باشد اَولاً امام معصوم است و شخصیتی است که ندیدم کسی از اهل سنت نسبت به ایشان نظر منفی داشته باشد. از نظر ما امام معصوم است و از نظر اهل سنت هم شخصیت بزرگی است و کسی نیست که بشود نعوذ بالله در مورد او تامل کرد، آن بزرگوار را همه قبول دارند. ثانیا این ادعا درست نیست بلکه غیبت از زمان خود پیامبر مطرح بوده و روایات متعدد داریم که پیامبر به دوازدهمین امام اشاره داشتند و به غائب شدن او و به دو تا غیبت اشاره دارند. این روایت یکی از آنهاست. بعد مولی می‌فرمایند پیامبر به ما روکردند ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ و با صدای بلند رَافِعاً صَوْتَهُ فرمودند: الْحَذَرَ إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ مِنْ وُلْدِی در روایات قبلی تعبیر من ولدک بود که مقداری روایت مشکل شده بود اما اینجا نه، (من ولدی) است. از فاطمه زهرا شروع کنیم، نفر هفتم می‌شود امام کاظم. حضرت به گونه‌ای تعبیر می‌کنند که جای هیچ تشکیک نیست و به اصطلاح مو لای درزش نرود. (الخامس من ولد السابع) فقط بر امام زمان قابل انطباق است.حضرت می‌فرماید الحذر یعنی در دوران فقدان خیلی مراقب باشید.

قَالَ عَلِیٌّ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا تَکُونُ هَذِهِ الْغَیْبَهُ؟ قَالَ أصبت حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَهُ بِالْخُرُوجِ غائب خواهد شد تا زمانی که خداوند اذن خروج بدهد فَیَخْرُجُ مِنَ الْیَمَنِ این عبارت قابل تامل است. بعضی‌ها روی روایات یمانی تامل دارند و می‌گویند معمولا راویانش یمنی‌اند و چون یمنی هستند، نقل آنان مورد شبهه است. آقای ابن عقده هم خودش یمنی است اما او جلیل القدر است و شخصی نیست که کسی به او اتهام جعل حدیث بزند. اما این متن از اینجا به بعد یک مقدار تامل دارد.

اشکال دانش پژوه: در مورد تعداد انبیاء و بود.

جواب استاد: که باید بین انبیاء اولوالعزم و غیر اولوالعزم فرق بگذاریم و…

اینجا یَخْرُجُ مِنَ الْیَمَنِ جای تامل است چون خروج حضرت از مکه معظمه است.

اشکال دانش پژوه

جواب استاد: پس باید بگوییم این مهدی در روایات یکی از همان مهدیان محلی است مثل مهدی سودانی والا مهدی موعود نه از کرعه است و نه از یمن

مِنْ قَرْیَهٍ یُقَالُ لَهَا أکرعه عَلَى رَأْسِهِ عِمَامَهٌ مُتَدَرِّعٌ بِدِرْعِی او سپر من را دارد مُتَقَلِّدٌ بِسَیْفِی ذِی الْفَقَارِ آیا واقعاً خود سیف ذو الفقار به دست ایشان است و یا نماد اقتدار است؟ ظاهر حدیث خود سیف است.

شاهد ما اینجاست که فرمود وَ مُنَادٍ یُنَادِی هَذَا الْمَهْدِیُّ خَلِیفَهُ اللَّهِ فَاتَّبِعُوهُ مهدی آل محمد ایشان است خلیفه الله ایشان است یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً این عبارت اشاره به همان مهدی فاطمه است اما محل خروجش با روایات دیگر و با مسلمات مطابقت ندارد ذَلِکَ عِنْدَ مَا یَصِیرَ الدُّنْیَا هَرْجاً وَ مَرْجاً وَ یَغَارُ [یُغِیرُ] بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ فَلَا الْکَبِیرُ یَرْحَمُ الصَّغِیرَ وَ لَا الْقَوِیُّ یَرْحَمُ الضَّعِیفَ این حکومت به آن حکومت و این گروه به آن گروه و… ظلم می‌کنند و دیگر اخلاق سقوط می‌کند و نه بزرگ به کوچک رحم می‌کند و نه قوی به ضعیف فَحِینَئِذٍ یَأْذَنُ اللَّهُ لَهُ بِالْخُرُوجِ.

اللهم ارنا الطلعه الرشیده و الغره الحمیده… پایان

[۱]. کمال الدین و تمام النعمه، ج‏۲، ص ۶۷۱؛ بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۸۵٫

[۲]. وَ قَالَ الصَّادِقُ ع- قِیلَ لِمَلَکِ الْمَوْتِ ع- کَیْفَ تَقْبِضُ الْأَرْوَاحَ وَ بَعْضُهَا فِی الْمَغْرِبِ وَ بَعْضُهَا فِی الْمَشْرِقِ فِی سَاعَهٍ وَاحِدَهٍ فَقَالَ أَدْعُوهَا فَتُجِیبُنِی قَالَ فَقَالَ مَلَکُ الْمَوْتِ ع- إِنَّ الدُّنْیَا بَیْنَ یَدَیَّ کَالْقَصْعَهِ بَیْنَ یَدَیْ أَحَدِکُمْ یَتَنَاوَلُ مِنْهَا مَا شَاءَ وَ الدُّنْیَا عِنْدِی کَالدِّرْهَمِ‏فِی‏کَفِ‏ أَحَدِکُمْ یُقَلِّبُهُ کَیْفَ یَشَاءُ. (من لا یحضره الفقیه، ج‏۱، ص ۱۳۴)

[۳]. الغیبه (للنعمانی)، النص، ص ۲۶۷

[۴]. متاسفانه شبکه‌‌های ماهواره یی وهابیت بنا گذاشته‌اند که تشکیک کنند و عقاید را زیر سوال ببرند ولو به جعل اکاذیب. اینها روششان همین است. می‌گویند امام زمان شیعه از هرصد نفر، نود نفر را می‌کشد. این نیست، این روایاتِ «قتل و موت» همه قبل از ظهور است و ربطی به دوران ظهور ندارد. در اینجا می‌فرماید یَشْمَلُ‏ النَّاسَ‏ مَوْتٌ‏ وَ قَتْلٌ، اصلا این حوادث قبل از ظهور است و هیچ ارتباطی با دوران ظهور و سیاست حضرت در برخورد با دیگران ندارد. دیگر اینکه اینها در روایات خودتان آمده، در کتاب مجمع الزوائد (جلد۵، ص۱۸۸) هست که از هر ده هزار نفر، نه هزار و نهصد نفر از بین می‌روند. خودتان باید جوابگو باشید. در کتابهای شما آمده و اگر در کتابهای ما آمده از آنجا نقل شده و کتاب مجمع الزوائد از کتابهای معتبرشان است. ثالثا این حوادثی که نقل شده به دست کسانی انجام می‌گیرد که شما آنها را اولیاء امور، ولی امر می‌دانید و می‌گویید اطاعتشان لازم است. این به دست آنها انجام می‌گیرد. عجیب است اشکال به خودتان وارد است و چشمهایتان را هم می‌گذارید و شروع می‌کنید به اشکال کردن به دیگران

[۵]. من کرارا گفته‌ام و تاکید کرده‌ام این کتاب کفایه الاثر را بخوانید که معنویت خاصی دارد. همه اش تاکید بر امامت ائمه اثنی عشر است. مستند است. از صحابه و صحابیات به طرق مختلف نقل می‌کند، که پیامبر اکرم فرمود ائمه دوازده نفر هستند و دوازده نفر را معرفی می‌کند.

[۶]. جالب اینکه عبدالرحمن کسی است که سبب تاخیر در خلافت حضرت شد با این که خود ناظر و شاهد این قضیه بود و شنیده بود که پیامبر اکرم بر امامت و ولایت امیرالمومنین تاکید کردند ولی باز هم گیر داد و سبب شد بعد از خلافت دومی دوباره امور به دست حضرت نیفتد و دور کرد و به دست امویان انداخت، به خاطر یک کلمه که آن شرط عمل به سیره‌ی شیخین بود. یک نفر نبود به او بگوید یعنی کتاب خدا کفایت نمی‌کرد، شما می‌گویید حسبنا کتاب الله، آیا کتاب خدا و سیره‌ی پیامبر کفایت نمی‌کرد، شما که به ما ایراد می‌گیرید. ما می‌گوییم آیه‌ی شریفه‌ی الیوم اکملت لکم دینکم و….. راجع به امیرالمومنین است و کمال دین و تمام نعمت با ولایت حضرت علی علیه السلام بود شما ایراد می‌گیرید. مگر دین خدا تا آن روز ناقص بوده؟ خوب اگر شما دین خدا را تا زمان حیات پیامبر اکرم کامل می‌دانید علی بن ابیطالب فرمود من به همین قرآن و سنت عمل می‌کنم. پس باید به نظر شما دین خدا ناقص باشد تا مکمل آن سیره‌ی شیخین باشد. حضرت زیر بار نرفتند و شما هم دوازده سال دوباره خلافت حضرت علی را تاخیر انداختید. این آقای عبدالرحمن بن عوف است شرح حال او را ببینید.

.

.

.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *