بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداه
قبل از شروع بحث کتابی را معرفی کنم مطالعه کنید، فعالیات صهیونیه وهابیه فی العراق حرکه احمد بن اسماعیل نموذجا، این شخص به نام یمانی الان در عراق خودش را مطرح کرده وآرمش هم ستاره داود است ودوازده دلیل بر اثبات خود می‌آورد و استناد به کاهن‌ها مثل سطیح می‌کند، اصل یمانی از مسلمات است آنچه که ما بحث می‌کنیم مثبت بودن چهره او ومکلف بودن مسلمین در برابر حرکت یمانی است.در این بحث بیشتر روایاتی را که اشاره به مثبت بودن این حرکت واین چهره یا تکلیفی که بر ما ایجاد می‌کند را ما بیشتر مورد بحث قرار می‌دهیم والا راجع به اصل آن بحثی نداریم.
روایت چهارم: از روایاتی که به آن استناد می‌کنند روایتی است که مرحوم طوسی آنرا فقط درامالی ص۶۶۱ نقل می‌کند(قال و بهذا الإسناد، عن هشام، عن أبی عبد الله، قال لما خرج طالب الحق قیل لأبی عبد الله نرجو أن یکون هذا الیمانی فقال لا، الیمانی یوالی علیا، و هذا یبرأ. ): لما خرج طالب الحق حالا طالب الحق اسم است یا وصف او، قیل لابی عبدالله نرجو ان یکون هذا الیمانی فقال لا، الیمانی یوالی علیا وهذا یبرأ.از این روایت ما چهره مثبتی از یمانی استفاده می‌کنیم.این نقل اگر سندش درست باشد ومتنش هم همین باشد مشکل حل می‌شود.اما اشکالاتی بر این روایت وارد است:( أمالی شیخ طوسی، ۶۶۱، مجلس ۳۵، ح۱۹، مسلسل۱۳۷۵٫)
اشکال اول: مرحوم مجلسی همین روایت را با نقل دیگری آورده‌اند، که درآن امام فرموده اند: لا، الیمانی یتوالی علیا، نه یوالی بلکه یتوالی، یعنی او ادعاوتظاهر پیروی از علی دارد.( بحارالأنوار، ۴۷/۲۹۷، ب۹، ح۲۱ و ۵۲/۲۷۵، ب۲۵، ح۱۷۱٫) ما فعلا فرض را بر همین نقل شیخ طوسی قرار می‌دهیم.
اشکال دوم: سند روایت اینست: حدثنا الشیخ أبو جعفر محمد بن الحسن بن علی بن الحسن الطوسی (رضی الله عنه)، قال أخبرنا أبو عبد الله الحسین بن إبراهیم القزوینی، قال أخبرنا أبو عبد الله محمد بن وهبان الهنائی البصری، قال حدثنی أحمد بن إبراهیم بن أحمد، قال أخبرنی أبو محمد الحسن بن علی بن عبد الکریم الزعفرانی، قال حدثنی أحمد بن محمد بن خالد البرقی أبو جعفر، قال حدثنی أبی، عن محمد بن أبی عمیر، عن هشام بن سالم.
در مورد هشام ابن ابی عمیر، خالد برقی مشکلی وجود ندارد ولی در مورد باقی افرادسند:
حسین بن ابراهیم قزوینی: ایشان اصلا توثیق ندارد بلکه اصلا مهمل است ودر کتب رجالی عنوان نشده است(اگر عنوان شده باشد ولی در موردش بحثی نشده باشد می‌شود مجهول.).فرزند مرحوم مامقانی در چاپهای جدید تلاش کرده که او را حسن معرفی کند، او می‌گوید: یظهر من شیخوخته للشیخ، (شیخ طوسی) واعتماده علیه ومن مضمون روایاته یظهر کون المعنون من علمائنا الابرار ورواه الاحادیث عن ائمه الاطهار فهو عند من یری وثاقه المشایخ لابد من عدّه ثقه والا فهو فی اعلی مراتب الحسن وروایاته تعد من الحسان(تنقیح المقال ج۵ ص۱۷۵) ، برفرض اینکه ما این مبنا یا حرف ایشان را بپذیریم توثیق متاخرین را برخی اشکال می‌کنند چه رسد به ایشان که از معاصرین است، زیرا توثیقات آنها حدسی است، لذا مشکل ایشان حل نمی‌شود مگر طبق مبنا(مبنایی ما درگذشته عرض کردیم به این بیان که کثرت روایت مشایخ از شخصی دلیل بر وثاقت آن شخص می‌شود، این کلام را ما در هر جائی نمی‌گوییم بلکه تنها در کتب اربعه این مطلب را بیان می‌کنیم، لذا گفته نشود که امالی بیش از پنجاه بار از این شخص نقل روایت کرده زیرا خود شیخ اولا این شخص را در تهذیب واستبصار نیاورده ثانیا، خود شیخ نیز تصریح ندارد به اینکه امالی دررتبه تهذیب واستبصار است. ثالثا، گفتار با نوشتار از حیث اعتبار فرق دارد وامالی گفتار است.).
حسن بن علی بن عبد الکریم زعفرانی: بر ایشان هم دلیلی بر وثاقت پیدا نکردیم وایشان هم مهمل است.اما نجل مرحوم مامقانی در مورد او می‌گوید:
یظهر من روایاته انه من الشیعه الامامیه، وانی اعده حسنا لمضمون روایاته، وکثره الروایات، وکون روایاته سدیده، فعلیه ینبغی الجزم بوثاقته وان کان قد اهمل ذکره العلماء(تنقیح المقال ج۲۰ص۱۸۶).
روایت پنجم: عبید بن زراره می‌گوید: ذکر عند ابی عبدالله السفیانی فقال انی یخرج ذلک ولما یخرج کاسر عینیه بصنعاء(بحارالأنوار، ۵۲/۲۴۶، ب۲۵، ح۱۲۳؛ حدثنا علی بن الحسین قال حدثنا محمد بن یحیى العطار قال حدثنا محمد بن حسان الرازی عن محمد بن علی الکوفی قال حدثنا محمد بن سنان عن عبید بن زراره قال ذکر عند أبی عبد الله ع السفیانی فقال أنى یخرج ذلک و لما یخرج کاسر عینیه بصنعاء، الغیبه للنعمانی ص۲۷۷ ) ،
این روایت را اولین کسی که نقل کرده نعمانی وبعد از آن بحار به نقل از غیبت ج ۵۲ص۲۴۵ وبعد از آن صاحب بشاره الاسلام سید حیدر کاظمی ص۱۲۳باب ۷وبعد ازآن احدی آنرا نقل نکرده است.
اما بررسی سندی این روایت:
عبید مشکل ندارد، محمد بن سنان به نظر من مشکل ندارداما مشهور او را غالی می‌دانند، اما مشکل سندحل نمی‌شودزیرا نجاشی درباره محمد بن حسان رازی فرموده: یعرف وینکر، واین از الفاظ ذم است یعنی این شخص بین بین است، کثیرالروایه عن الضعفاء(رجال نجاشی، ص۳۳۹، رقم ۹۰۳، محمد بن حسان، باید درمراجعات روائی اسناد را هم ببینیم، مثلا در مورد فتوحات اصرار دارند که امام حسن وامام حسین شرکت داشتند خب این روایت را تنها طبری از علی بن مجاهد نقل می‌کند او را خود مخالفین اینگونه معرفی می‌کنند:کذاب وضاع خوانده‌اند له کتاب فی المغازی،) شیخ طوسی اصلا توثیقی در مورد او ندارد وتنها طریق خودش را به کتابهای اوبیان می‌کند.بعد از آن ابن الغضائری او را تضعیف کرده است که ما فعلا با توثیقات وتضعیفات او کار نداریم.وحید بهبهانی تلاش دارد که این شخص را توثیق کند می‌فرماید: وصفه الصدوق بخادم الرضا وهو فی طریقه الی محمد بن مسلم ویروی عنه احمد بن محمد بن یحیی، وهو دلیل علی عدالته، بعد ایشان می‌فرماید: طریق دیگری نیز وجود دارد که اجلاء از ایشان نقل کرده‌اند.مرحوم خوئی کلام او را رد می‌کند ومی فرماید: توصیف الصدوق بخادم الرضا ریشه ندارد بله این توصیف مربوط به شخصی به نام رزامی است نه رازی واین شخص است که در طریق محمد بن مسلم قرار دارد، اما نقل عطار از این شخص نه کاشف از عدالت است ونه کاشف از وثاقت، بله کاشف از این است که ابن الولید بر او اعتماد دارد واعتماد ابن ولید نه دلیل بر وثاقت است ونه دلیل بر عدالت.
مرحوم خوئی در ادامه می‌فرماید: ذکرنا غیر مره أن روایه الاجلاء عن شخص لا دلاله علی وثاقته ولا علی حسنه(اما به نظر بنده روایت اجلاء دلیل بر وثاقت اشخاص می‌تواند باشد.) فالرجل لم تثبت وثاقته وان کان ضعفه ایضا لم یثبت، نه ضعف ونه وثاقت هیچ کدام قابل اثبات نیست لذا این شخص می‌شود مجهول.فان عباره النجاشی لا تدل علی ضعفه فی نفسه.( معجم الرجال، ۱۶/۲۰۳، رقم الترجمه، ۱۰۴۷۰، محمد بن حسان.)
تضعیف ابن غضائری را مااصلا قبول نداریم زیرا استناد کتاب به او معلوم نیست.نتیجه اینکه این شخص وثاقتش محرز نشد البته اگر روایت اجلاء از ایشان ثابت شود این شخص نزد بنده وثاقت دارد اما آیا این روایت دلالت دارد براینکه یمانی مثبت است یا خیر؟ اصلا این روایت بر فرض اینکه ما سند را بپذیریم هیچ دلالتی بر مثبت بودن یمانی ندارد بله امام اشاره کرد به اینکه یمانی خواهد آمد، کاسر به چشم نیمه باز گویند حال یا از روی غضب یا از روی تحقیر، در روایات آمده: در حدیث مختار فینقض علیه الحسین کانه عقاب کاسر العقاب یکسر جناحیه حالت هجوم به خود می‌گیرد ویرید الوقوع یقال کسر الطائر اذا ینضم جناحیه(مجمع البحرین ص۴۷۴ج۳).
نهایه ابن الاثیر مطلبی از خلیفه دوم می‌آورد که: لایزال احدهم کاسرا وساده عند امرئه، کاسره ‌ای یثنی وساده عندها،( ج۴ نهایه ص۱۷۲٫) را نگاه کنید که کاسر به معنای چشم نیمه باز از روی غضب یا تحقیر را گویند.آیا این روایت به هر معنا که باشد دلالت بر مثبت بودن چهره یمانی دارد!؟ والسلام علیکم ورحمه الله.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.