http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام جلسه 9 بحث نفس زکیه ـ‌ درس خارج مهدويت ‌ – 89/02/20 - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  03 / 10 / 2012

جلسه ۹ بحث نفس زکیه ـ‌ درس خارج مهدویت ‌ – ۸۹/۰۲/۲۰

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداه.

روایت اول (دوازدهم):

اولین روایت که استدراکی است از روایات حضرت علی۷ روایتی است که آنرا مرحوم نعمانی در کتاب غیبت به سند خودش از عبایهبن ربعی اسدی نقل می‌کند؛

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنی علی بن الحسن عن علی بن مهزیار عن حماد بن عیسى عن الحسین بن المختار عن عبد الرحمن بن سیابه عن عمران بن میثم عن عبایه بن ربعی الأسدی قال دخلت على أمیر المؤمنین علی۷ و أنا خامس خمسه و أصغر القوم سنا[۱] فسمعته یقول حدثنی أخی رسول الله ص أنه قال إنی خاتم ألف نبی و إنک خاتم ألف وصی و کُلفت ما لم یکلفوا[۲] فقلت ما أنصفک القوم یا أمیر المؤمنین فقال لیس حیث تذهب بک المذاهب یا ابن أخی و الله إنی لأعلم ألف[۳] کلمه لا یعلمها غیری و غیر محمد ص و إنهم لیقرءون منها آیه فی کتاب الله عز و جل و هی وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّهً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ[۴] و ما یتدبرونها حق تدبرها أ لا أخبرکم بآخر ملک بنی فلان[۵] قلنا بلى یا أمیر المؤمنین قال قتل نفس حرام فی یوم حرام فی بلد حرام عن قوم من قریش[۶] و الذی فلق الحبه و برأ النسمه ما لهم ملک بعده غیر خمس عشره لیله قلنا هل قبل هذا أو بعده من شی‏ء فقال صیحه فی شهر رمضان تفزع الیقظان و توقظ النائم‏ و تخرج الفتاه من خدرها[۷]

این روایت، روایت قبلی(روایت دهم) را که می‌گفت، اولاهن الصیحه تایید می‌کند. برخی اشکال می‌کنند که در برخی دیگراز روایات خروج سفیانی ماه رجب گفته شده واین منافات دارد با این روایتی که این علامات را ماه رمضان بیان می‌کند؟

در جواب این اشکال توجیهی گفته شده مبنی بر اینکه، منافاتی بین این دودسته روایات وجود ندارد، به این ترتیب که بگوئیم اولین علامت صیحه آسمانی است ودرماه رمضان ودر رجب سال بعد خروج سفیانی اتفاق می‌افتد که دراینصورت فاصله بین خروج سفیانی تا ظهور حضرت با روایاتی که فاصله راحمل امرئه دانسته‌اند منطبق می‌شود. مگر اینکه بگوئیم فاصله زمانی صیحه تا ظهورحضرت را روایات چهار ماه واندی گفته‌اند که در اینصورت این توجیه کارساز نخواهد بود.

این روایت را عبایه بن ربعی نقل می‌کند. درمورد عبایه ذهبی می‌گوید:

روی عنه موسی بن الطریف کلاهما من غلاه الشیعه.

درنزد اهل سنت غالی شیعه به کسی می‌گویند که نه تنها نسبت به علی۷ حب دارد بلکه به مقدم بودن حضرت علی۷ بر دیگران نیزاعتقاد دارد. ذهبی علت اینکه اورا از غلاه شیعه می‌دانداینست که او روایتی که حضرت علی۷ راقسیم النارمعرفی می‌کند را نقل کرده است.[۸] پس هرکس حدیثی در فضائل نقل کند می‌شود غالی.

شیخ طوسی در رجالش او را جزء اصحاب امیرالمومنین نقل می‌کند. مبنای شیخ دررجال معاصرت است، به این معنا که هرکس معاصر با یکی از ائمه بود جزء اصحاب آن امام شمرده می‌شود. لذا ایشان زیاد بن ابیه راجزء اصحاب امام علی۷ وعمربن سعد را از اصحاب امام حسین۷ می‌داند. لذا نمی توان به گفته ایشان مبنی بر صحابی بودن عبایه اعتماد کرد.[۹] اما برخی دیگرعبایه را از خواص اصحاب علی۷ دانسته اند، واین مطلب مهمی است. عبایه روایتی را از حبابه نقل می‌کند او می‌گوید:

و روى محمد بن الحسین عن موسى بن سعدان عن عبد الله بن القاسم عن صباح المزنی عن صالح بن میثم الأسدی قال دخلت أنا و عبایه بن الربعی على امرأه من بنی والبه قد احترق وجهها من السجود فقال لها عبایه یا حبابه هذا ابن أخیک قالت و‌ای اخ؟ قال صالح بن میثم فقالت ابن أخی و الله حقا یا ابن أخی أ لا أحدثک بحدیث سمعته من الحسین بن علی۷ قلت بلى یا عمه قالت کنت زواره للحسین...فقال یا حبابه نحن و شیعتنا على الفطره و سائر الناس منها براء[۱۰].

من توثیق خاصی برای عبایه پیدا نکردم ولی می‌خواهیم از طریق نقل روایات او به این نتیجه برسیم که اوفرد مثبتی است، مضافا به اینکه ذهبی او را از غلات شیعه دانسته واین مطلب خود جای تامل دارد، وبدانید که هرکس را که ذهبی وامثال او بالمره رد می‌کنند بایددر او تامل کرد.

مطلب دیگری را که عبایه نقل می‌کند این است:

کَانَ عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ۷ کَثِیراً مَا یَقُولُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَوَ اللَّهِ مَا مِنْ أَرْضٍ مُخْصِبَهٍ وَ لَا مُجْدِبَهٍ وَ لَا فِئَهٌ تُضِلُّ مِائَهً أَوْ تَهْدِی مِائَهً إِلَّا وَ أَنَا أَعْلَمُ قَائِدَهَا وَ سَائِقَهَا وَ نَاعِقَهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه[۱۱].

این نمونه مطالبی ایست که عبایه با اعتقاد، آنهارا نقل می‌کند.

ابن طاووس در کتاب فرحه الغری به نقل از حبه عرنی می‌گوید: خرجت مع علی الی الظهر فوقف بوادی السلام کانه مخاطب لاقوام.

مدتی که حضرت به عراق آمده بودند تنها یا با برخی از افراد خاص کرارا به وادی السلام نجف می‌رفتند وبا ارواح صحبت می‌کردند[۱۲].

به نظر من عبایه مشکلی ندارد ومشکلش تنها کلام ذهبی در مورد او است که گفته: من غلاث الشیعه.

این متن متن قوی است ولذا نیاز به بررسی سندی ندارد.

روایت دوم از استدراکات (سیزدهم):

إن بنی أمیه لا یزالون یطعنون فی مسجل ضلاله و لهم فی الأرض أجل حتى یهریقوا الدم الحرام فی الشهر الحرام و الله لکأنی أنظر إلى غرنوق من قریش یتشحّطُ فی دمه فإذا فعلوا ذلک لم یبق لهم فی الأرض عاذر و لم یبق لهم ملک على وجه الأرض بعد خمس عشره لیله.[۱۳]

و الغُرْنُوقُ و الغِرْنَوقُ و الغِرْنَیْقُ و الغِرْنِیقُ و الغِرْناق‏و الغُرَانِق و الغَرَوْنَق، کله: الأَبیض الشاب الناعم الجمیل؛[۱۴]

مصادر این روایت:

ابن قتیبه در غریب الحدیث ج۱ص۳۷۰

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ج۱۹ص۱۳۱

مرحوم نمازی مستدرک سفینه، ج۴ص۳۶۳

این روایت مرسل است ولی موید روایت قبل است وروشن است که قاتل این شخص بنی امیه است[۱۵].

سومین روایت از استدراکات (چهاردهم):

حدثنا أبو معاویه عن الأعمش عن عمرو بن مره عن أبی البختری عن علی رضی الله عنه قال وددت أن النفس التی یذل الله عند قتلها قریشا ویخزیها قد قتلت.[۱۶]

قریشی‌ها با علی۷ سر جنگ داشته ودارند به تاریخ قریش در برخورد با حضرت مراجعه کنید که حضرت چگونه از دست آنها شکایت می‌کند ومی فرماید: مالی وقریش.

مصادر این روایت:

فتن ابن حماد ص۳۰۱ ح۱۱۵۹

نهج الخلاص فتلاوی ص۵۳۷

این روایاتی بود که اکثرا در کتب خاصه وجود داشت.باقی می‌ماند روایاتی که از پیامبر اکرم در این زمینه نقل شده وجمع بندی آنها.

والسلام علیکم ورحمه الله

[۱]. این شخص به دلیل صغر سن از اصحاب پیامبر نمی تواند باشد.

[۲]. مخاطب این عبارت یا حضرت علی است و یا سایر پیامبران. البته احتمال دوم صحیح تر به نظر می‌رسد.

[۳]. احتمال دارد این کلمه کنایه از کثرت باشد.

[۴]. نمل، آیه۸۲، به این آیه درباب مهدویت زیاد اشاره شده ودر حدود دوازده یا سیزده مورد است که برخی از آنها را حضرت به خودشان نسبت می‌دهند.

[۵]. به نظر من این بنی فلان ناشی از تصرف برخی از روات دربرخی شرایط همانند ترس است ویا ناشی از تعصب است همانند بخاری که در چندین مورد اسم افراد را نمی ورد. مثلا مغیره بن شعبه حرام فروشی می‌کرد وپیه مردار وشراب می‌فروخت خبر به خلیفه رسید خلیفه اورا لعنت کرد. بخاری اسم او را نمی آورد ولی شراح همه می‌گویند مراد مغیره است. عبایه شخصیتی بود از مریدان حضرت که دوران عباسیان را درک نکرد وبعید است که خودش تصرف کرده باشد. مطلب دیگر اینکه باید بدانیم مراد از ملک بنی فلان چیست؟آیا مرادملک بنی عباس است ویا بنی امیه؟

[۶]. این قیودی که اضافه شده جریان را از کلی بودن خارج می‌کند واین مطلب را روشن می‌کند که مراد از قتل نفس زکیه استباحه دماء و کشتار بی‌گناهان نیست.

[۷]. الغیبهللنعمانی، ص ۲۵۸

[۸]. میران الاعتدال، ۲/۳۸۷، رقم ۴۱۸۸ و لسان المیزان، ۳/۲۴۷، رقم۱۰۸۲٫

[۹]. رجال شیخ طوسی، ۷۲، رقم ۶۵۶، باب عین.

[۱۰]. دلائل‏الإمامه، ص ۷۷

[۱۱]. بحارالأنوار، ج ۴۰، ص ۱۳۱

[۱۲]. قصه صافی صفا اینگونه بوده که حضرت در وادی السلام قدم می‌زدند دیدند شخصی سوار بر شتر جنازه‌ای حمل می‌کند، حضرت از او پرسید که او کیست واز کجا آمده؟ عرض کرد: من از یمن آمده ام، پدرم وصیت کرده که او را در ظهر الکوفه دفن کنم. حضرت علت وصیت پدرش را پرسید. او در جواب گفت: چون پدرم گفته شخصی آنجا دفن می‌شود که یدخل بشفاعته مثل مضر و ربیع (این دو طائفه از طوایف پر جمعیت عرب بودند که وقتی می‌خواستند مثال به جمعیت زیاد بزنند به این دو طایفه مثال می‌زدند). فرمود: می‌دانی او کیست؟ به خدا قسم آن شخص من هستم. تا می‌توانید فضائل اهل بیت را نقل کنید و از متهم شدن به غلوتوسط آنها ابا نداشته باشید.

[۱۳]. نهج الخلاص، ص۵۳۷، ح۱۱۶۴٫

[۱۴]. لسان العرب، ج۱۰، ص۲۸۶و مجمع البحرین، ج۵، ص۲۲۲ و شرح نهج البلاغه، ۱۹/۱۳۱٫

[۱۵]. تاریخ آل سعود نوشته ناصر سعید که بعد اورا توسط جناح عرفات ـ فلسطینیها ـ گرفته و کشتند. اشاره به آل سعود کرده که ریشه آنها همان مرحب یهودی است واین را ثابت کرده است.

[۱۶]. الغارات، ص۳۹۳، چاپ دارالاضواء.

.

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7520