http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام جلسه 7 بحث نفس زکیه ـ‌ درس خارج مهدويت ‌ – 89/02/18 - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  03 / 10 / 2012

جلسه ۷ بحث نفس زکیه ـ‌ درس خارج مهدویت ‌ – ۸۹/۰۲/۱۸

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداه.

زیاد بن مروان قندی که در سند برخی از روایات نفس زکیه وغیرآن بود از حیث وثاقت مورد بحث است و تا مشکل این شخص حل نشود روایاتی را که از او نقل می‌شود قابل اعتماد نیست، مگر اینکه یا مضمون آن روایت قوی باشد وبه عبارتی قوت متن داشته باشد، ویا اینکه آن روایت به حد تواتر یااستفاضه برسد و یا اینکه آن روایت را به عنوان موید قرار دهیم، در غیر این سه صورت نمی توان به روایات او اعتماد کرد، مخصوصا با توجه به فرمایش علامه حلی در «خلاصه الاقوال» که او را مردود الروایه می‌داند.

مرحوم خوئی بین ورع ووثاقت شخص فرق گذاشته و می‌فرماید:

أن المعلوم بزواله من الرجل هو ورعه و أما وثاقته فقد کانت ثابته و لم یعلم زوالها، هذا و فی شهاده جعفر بن قولویه بوثاقته غنى و کفایه[۱].

البته همانگونه که قبلا گفته شد، ایشان ازمبنایشان درمورد کتاب کامل الزیارات برگشتند ودراین صورت زیادبن مروان قندی حتی بر مبنای مرحوم خوئی هنوز بر مشکلی که داشت باقی می‌ماند.

مرحوم مامقانی در این باره تحقیقی دارد، ایشان درصدد جمع بین قول به قبول روایات او قبل از انحراف و وقف و بین قول به مردود بودن روایات اومی باشدولذا تفصیل می‌دهد بین روایات زیاد قبل از انحراف وبعد از انحراف.

این کلام، کلام خوبی است لکن درصورتی که احراز شود این روایات قبل از انحراف نقل شده است، ولی بحث در این احراز است. ایشان اصرار دارد که بعد از انحراف، نقل روایتی از جانب زیاد وجود نداشته است، ایشان دراین باره می‌گوید:

تحقیق الحال ان وقف الرجل حقیقه ممنوع. لکشف قوله ویحک[۲] فتبطل هذه الاحادیث التی رویناها عن اعتقاده بامامه الرضا۷ بسبب سماعه التنصیص علیه من الکاظم۷، نعم لا شبهه فی فسقه بغصبه اموال الکاظم علیه السلام و عدم تسلیمه إیاها الی الرضا۷. کما لا ینبغی الشبهه فی عدالته فی زمان الکاظم۷ ومما ذکرنا یظهر النظر فی وصف الفاضل المجلسی ایاه بالموثقیه لانه فی زمان الکاظم ثقه بشهاده الشیخ المفید.

و قبل از آن فرمود: فروایاته التی رواها فی زمن الکاظم محکومه بالصحه. لصدورها منه فی حال الاعتدال وعروض الزندقه لایسقطها عن الحجیه والظاهر انه لا روایه له بعد وفاه الکاظم بل باع دینه بدنیاه جزافاً واِن اتفقّت له روایه عن الکاظم بعد وفاته لم یندرج فی الصحیح و لا الموثق لفقد الوثاقه المعتبره…نعم یکون خبره من القوی[۳].

نتیجه اینکه زیاد در دوران امام رضا قطعا فاسق بوده و دردوران امام کاظم قطعا عادل بوده است واینکه ایشان تظاهربه واقفی بودن می‌کرده ودرواقع امامت امام رضا را قبول داشته و تحرز از کذب داشته است. شاهد این مطلب اینست که از او می‌پرسند آیا این روایت راجع به امام رضاست؟ و اودرجواب این مطلب را تایید می‌کند.

پس نتیجه اینکه روایات قبل از انحراف مقبول وروایات بعد از انحراف ممکن است قوی باشداما موثق نیست لذا اگر احراز کردیم روایتی مربوط به قبل از انحراف است همان فرمایش مرحوم مامقانی خواهد بود والا قبول روایات اومشکل خواهد بود و باید از طریق یکی ازطرق ثلاثه فوق ازروایاتش استفاده کنیم.

روایت دهم:

أخبرنا علی بن الحسین قال حدثنا محمد بن یحیى العطار قال حدثنا محمد بن حسان الرازی قال حدثنا محمد بن علی الکوفی قال حدثنا عبد الله بن جبله عن علی بن أبی حمزه عن أبی بصیر عن أبی عبد الله۷ قال قلت له جعلت فداک متى خروج القائم۷ فقال یا أبا محمد إنّا أهل بیت لا نوقّت و قد قال محمد ص کذب الوقاتون یا أبا محمد إن قدام هذا الأمر خمس علامات أولاهن النداء فی شهر رمضان و خروج السفیانی و خروج الخراسانی و قتل النفس الزکیه و خسف بالبیداء ثم قال یا أبا محمد إنه لا بد أن یکون قدام ذلک الطاعونان الطاعون الأبیض و الطاعون الأحمر قلت جعلت فداک و‌ای شی‏ء هما فقال أما الطاعون الأبیض فالموت الجارف[۴] و أما الطاعون الأحمر فالسیف[۵] و لا یخرج القائم حتى ینادى باسمه من جوف السماء فی لیله ثلاث و عشرین فی شهر رمضان لیله جمعه قلت بم ینادى قال باسمه و اسم أبیه ألا إن فلان بن فلان قائم آل محمد فاسمعوا له و أطیعوه فلا یبقى شی‏ء خلق الله فیه الروح إلا یسمع الصیحه فتوقظ النائم و یخرج إلى صحن داره و تخرج العذراء من خدرها و یخرج القائم مما یسمع و هی صیحه جبرئیل ع[۶]

آیا مراد از «اولاهن» در روایت، اولای زمانی است؟ از اینکه حضرت فرمود، پنج علامت است که اولاهن النداء، ظاهراین است که حضرت در مقام بیان ترتب به حسب زمان است که اولین آنها صیحه آسمانی است. اگر این مطلب درست باشد با روایات دیگر تعارض پیدا می‌کند؛ زیرا در روایات دیگر خروج سفیانی در ماه رجب گفته شده وخروج سفیانی وخراسانی ویمانی رادرسایرروایات کنظام الخَرَز(پشت سر هم) توصیف شده است. واگر روایتی که خروج سفیانی را ماه رجب می‌داند، مشکل نداشته باشد، باید خروج خراسانی ویمانی هم درماه رجب باشد، در حالی که طبق روایت دهم بعد از صیحه آسمانی بیان شده که البته ممکن است در ماه رجب یا ماههای دیگر قبل ازمحرم باشد. بنابراین بین صیحه وظهور حضرت کمتر از چهار ماه فاصله خواهد بود. وروایاتی وجود دارد که فاصله بین سفیانی وظهوررا به اندازه حمل امرئه دانسته اند[۷].

شاهد کلام درعبارت وقتل النفس الزکیه است. درمقدار فاصله این علامت که بعد از صیحه آسمانی قراردارد تا ظهوربحثی نیست، چون برخی از روایات فاصله آنراتاظهور تنها۱۵روز گفته‌اند.

این روایت قوت متن دارد وشواهد زیادی بر صحت این روایت وجود دارد ولی بحث سندی مختصری در این باره می‌کنیم:

این روایت را اولین بارمرحوم نعمانی نقل می‌کند، بعد از ایشان مرحوم مجلسی در بحارالانوا[۸]ر نقل می‌کند. در فاصله زمانی بین مرحوم نعمانی ومجلسی کسی این روایت را نقل نکرده است. بعد از آندومرحوم کاظمی درکتاب بشاره الاسلام[۹] به نقل از الغیبه مرحوم نعمانی وبعد مرحوم قمی درکتاب الانوارالبهیه[۱۰] وبعد از آن آیت الله صافی گلپایگانی درکتاب منتخب‌الاثر[۱۱]و[۱۲] از کتاب غیبت نعمانی نقل می‌کند. از نظر فنی این روایت مبتلابه اشکال سندی است.

در مورد ابوبصیر و عبد الله بن جبل بحثی نیست که ثقه هستند. در مورد علی بن ابی حمزه به نظر ما روایاتش مقبول است زیرادرحدود ۷۰۰ روایت در کتب اربعه دارد. واین کثرت روایت دلیل براعتمادصاحبان این کتب به علی بن ابی حمزه می‌باشد.

اما اشکال درسند مربوط به دونفراست:

  1. محمد بن علی کوفی: نجاشی درمورد او می‌گوید: محمد بن علی بن إبراهیم بن موسى أبو جعفر القرشی مولاهم صیرفی: ابن أخت خلاد المقری و هو خلاد بن عیسى و کان یلقب محمد بن علی أبا سمینه، ضعیف جدا، فاسد الاعتقاد، لا یعتمد فی شی‏ء و کان ورد قم و قد اشتهر بالکذب بالکوفه و نزل على أحمد بن محمد بن عیسى مده، ثم تشهر بالغلو فخفی و أخرجه أحمد بن محمد بن عیسى عن قم و له قصه[۱۳]

۲٫ ابن حسان رازی: نجاشی درباره او می‌گوید: محمد بن حسان الرازی أبو عبد الله الزینبی (الزبیبی) یعرف و ینکر، بین، بین، یروی عن الضعفاء کثیرا[۱۴] توضیح این عبارت در جلسه بعد انشاء الله. والحمد لله رب العالمین.

[۱]. معجم رجال‏الحدیث، ج ۷، ص ۳۱۹٫

[۲]. روایتی است که زیاد راجع به امامت امام رضا از امام کاظم نقل می‌کند وخود این روایت کاشف از قبول این روایت است.

[۳]. تنقیح المقال، ج۲۹، ص۴۴٫

[۴]. وقتی سیل می‌آید هرآنچه سر راهش باشد با خود می‌برد جارف نیزبه این معنا ست یعنی موتی است که هر کس در راهش قرار گیرد با خود می‌برد.

[۵]. سیف نماد جنگ ودر گیری است.

[۶]. الغیبهللنعمانی، ص ۲۹۰و۲۸۹

[۷]. در موردمیزان حمل امرئه نظر شیعه با اهل سنت فرق دارد تنها برخی از علمای شیعه همانند مرحوم مجلسی دوم حمل راتا دوسال هم گفته‌اند که البته نظر شاذی است ونظر مشهور نه ماه ویکسال است.اما عامه تا هفت سال نیز گفته‌اند. از مالک پرسیدند می‌شود انسان تا بیش از یکسال در رحم مادرباشد؟ او در جواب می‌گوید: من خودم تا سه سال در رحم مادرم بوده ام. البته قرافی در فروق این بحث را مطرح کرده وتعارض اصل وظاهر را هم مطرح کرده ومرادازهفت سال را بیان کرده است. مساله حمل امرئه اگرطبق مبانی ما باشد، نه ماه تا یکسال بین سفیانی وظهور بیشتر فاصله نخواهد بود، ولی اگرآنچه که درروایات آمده اقل حمل امرئه باشد، اقل حمل شش ماه می‌شود.

[۸]. بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۱۹

[۹]. بشاره الاسلام، ص۱۵۰

[۱۰]. الانوار البهیه، ص ۳۶۷

[۱۱]. منتخب الاثر، ص۴۵۲

[۱۲]. معجم، ج۵، ص۱۹۷

[۱۳]. معجم الرجال، رجال نجاشی، ۳۳۲، رقم ۸۹۴، ذیل ترجمه محمد بن علی بن ابراهیم بن موسی، ج۱۶، ص۲۹۷، ۱۷/۳۱۹، رقم ۱۱۲۸۶، ذیل ترجمه محمد بن علی بن ابراهیم بن موسی.

[۱۴]. همان، ج۱۵، ص۱۹۱

.

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7516