http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام جلسه 5 بحث نفس زکیه ـ‌ درس خارج مهدويت ‌ – 89/02/12 - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  03 / 10 / 2012

جلسه ۵ بحث نفس زکیه ـ‌ درس خارج مهدویت ‌ – ۸۹/۰۲/۱۲

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداه.

بحث پیرامون بررسی روایات قتل نفس زکیه بود، گفتیم اصل این جریان از مسلمات است یعنی در علائم ظهور قطعا یکی از علامات قتل نفس زکیه است. واین مطلب مستند است به روایات کثیری از اهل بیت۷واهل سنت. لذا در بحث نفس زکیه به خاطر تفنن در بحث، از رجال اسناد بحث می‌کنیم.

مساله‌ای که اینک بررسی می‌کنیم اینست که آیا درمورد نفس زکیه همانگونه که اصلش از علامات است آیا قتل او از حتمیات است یا یکی از علامات ظهور است؛ همانند دهها علامت دیگر.

چهار روایت در این زمینه وجود دارد که به حتمیت این قتل اشاره دارد:

روایت اول از ابو حمزه ثمالی است که کتابهای الارشاد، کمال الدین والغیبه همگی از او نقل می‌کنند.

روایت دوم که دوطریق دارد، روایتی است که نعمانی از عبدالله بن سنان وعن غیر واحد من اصحابنا نقل می‌کند، ولی راوی آن زیادقندی است که باید طبق مبنای رجالی از آن بحث کرد.

روایت سوم ازمرحوم نعمانی به نقل از حمران بن اعین.

روایت چهارم از مرحوم شیخ طوسی به نقل از عمر بن حنظله.

در مجموع چهار روایت داریم که اشاره به حتمیت قتل نفس زکیه دارد. حال اگر ازاین چهار روایت استفاضه استفاده شود مشکل سندی حل می‌شود وعلاوه بر این حتمیت آن نیز ثابت می‌شود، ولی اگر استفاضه ثابت نشود، در حتمیت این قتل جای تامل وجود خواهد داشت، البته همانگونه که نفس زکیه از علامات است، حتمیت قتل اوهم از علامات است.

البته در مسائلی همانند محل قتل، زمان قتل وتعداد نفس زکیه و… بحث‌های وجود دارد که بعد از جمع بندی مباحث باید به آنها پرداخته شود.

روایت ششم:

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید[۱] بإسناده[۲] عن هارون بن مسلم عن أبی خالد القماط عن حمران بن أعین[۳] عن أبی عبد الله۷ أنه قال من المحتوم الذی لا بد أن یکون من قبل قیام القائم خروج السفیانی و خسف بالبیداء و قتل النفس الزکیه و المنادی من السماء[۴]

از زمان نعمانی تا زمان مرحوم مجلسی[۵] وتا امروز کسی غیراز آیت الله صافی این روایت را نقل نکرده است. این روایت حتمیت قتل نفس زکیه را بیان می‌کند که باید به سایر روایات حتمی دراین بحث ضمیمه شود.

روایت هفتم:

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنا القاسم بن محمد قال حدثنا عبیس بن هشام قال حدثنا عبد الله بن جبله عن أبیه عن محمد بن الصامت عن أبی عبد الله۷قال قلت له ما من علامه بین یدی هذا الأمر[۶] فقال بلى قلت و ما هی قال هلاک العباسی[۷] و خروج السفیانی و قتل النفس الزکیه و الخسف بالبیداء و الصوت من السماء، فقلت جعلت فداک أخاف أن یطول هذا الأمر فقال لا إنما هو کنظام الخرَز[۸] یتبع بعضه بعضا[۹]

از این روایت حتمیت قتل نفس زکیه استفاده نشد زیرا تنها اشاره به علامت بودن آن دارد.

سند این روایت را بررسی نمی‌کنیم ولی فقط به ناقلین این روایت اشاره می‌کنیم. این روایت را مرحوم مجلسی دربحارالانوار[۱۰]از کتاب الغیبه مرحوم نعمانی نقل کرده است وغیراز کتاب ملحقات احقاق الحق[۱۱] کسی آنرا نقل نکرده است، که نقل ملحقات هم از کتاب عقدالدرراست. مبنا وروش احقاق الحق اینست که روایات را از کتب اهل سنت می‌آورد.

اما ناقلین این روایت ازاهل سنت:

سفارینی در لوائح به نقل ازعقدالدرر[۱۲]

عقدالدرر[۱۳] به نقل از محمد بن صامت

همان متن روایات مذکوردراین کتاب نیزهست اما شاهد مطلب که عبارت قتل نفس الزکیه بود، دراین نقل نیست، لذا این روایت شاهدی برای بحث ما نخواهد بود.

متقی هندی درکتاب برهان ص۱۱۴، با متن عقدالدرر

فرائدالسمطین با نقل عبارت عقد الدرر

بنابراین متن روایت غیبت نعمانی از امام صادق۷در کتب عامه نیامده است واگر آمده بدون نفس زکیه که شاهد بحث است آمده واز کتب ما فقط مرحوم مجلسی آنرا نقل می‌کند[۱۴].

روایت هشتم:

أخبرنا علی بن أحمد البندنیجی قال حدثنا عبید الله بن موسى العلوی عن یعقوب بن یزید عن زیاد بن مروان عن عبد الله بن سنان عن أبی عبد الله۷أنه قال النداء من المحتوم و السفیانی من المحتوم و الیمانی من المحتوم و قتل النفس الزکیه من المحتوم و کف یطلع من السماء من المحتوم قال و فزعه[۱۵] فی شهر رمضان توقظ النائم و تفزع الیقظان و تُخرج‏ الفتاه من خدرها[۱۶].[۱۷]

ناقلین این روایت ازمنابع شیعی عبارتند از:

اثبات الهداه ج۳ص۷۳۵ به نقل از غیبت نعمانی بدون ذکر جمله «والیمانی من المحتوم»

مرحوم مجلسی ج۵۲ ص۲۳۳ به نقل از غیبت بدون ذکرعبارت «والیمانی»

مرحوم کاظمی در بشاره الاسلام ص۴۱۵

محتوای روایت حتمیت قتل نفس زکیه است لکن چون روایاتی می‌خواهیم که اوصاف و ویژگیها را بیان کند باید این ویژگیها به حد تواتر یا استفاضه برسد والا اگر در حد اخبار آحاد باشد، مستغنی از بررسی سندی نیستیم. وچون این روایت حتمیت را که از ویژگیهای مورد نظراست بیان می‌کند لذا سندآن را بررسی می‌کنیم.

بررسی سندی:

علی بن احمد بندنیجی:

ابن الغضائری: ضعیفٌ متهافتٌ، لا یلتفت الیه[۱۸]. اگر ما به کتاب ابن الغضائری اعتماد کنیم نتیجه تضعیف این شخص است والا شخص مجهول است. البته مرحوم خوئی نیزدرج۱۱ص۲۵۶ کتاب معجم رجال متعرض ایشان شده است.

عبیدالله بن موسی علوی: مجهول است.

یعقوب بن یزید: ثقه

زیاد بن مروان: مشکل دارد

پس سه نفر در این سند وجود دارند که مبتلا به اشکال‌اند.

روایت نهم:

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنی علی بن الحسن عن علی بن مهزیار عن حماد بن عیسى عن الحسین بن المختار قال حدثنی ابن أبی‏ یعفور قال قال لی أبو عبد الله۷أمسک بیدک[۱۹] هلاک الفلانی اسم رجل من بنی العباس و خروج السفیانی و قتل النفس[۲۰] و جیش الخسف و الصوت قلت و ما الصوت أهو المنادی فقال نعم و به یعرف صاحب هذا الأمر ثم قال الفرج کله هلاک الفلانی من بنی العباس[۲۱]

تتمه مطلب در جلسه بعدانشاء الله. والحمدلله رب العالمین.

[۱]. ابن عقده را مرحوم نعمانی ودیگران توثیق می‌کنند.

[۲]. اگر بخواهیم خیلی دقیق بررسی کنیم، باید سند ابن عقده به هارون را نیز بررسی کنیم.

[۳]. همه رجال این سند ثقه هستند.

[۴]. الغیبهللنعمانی ص : ۲۶۴باب ۱۴ح۲۶

[۵]. بحارالانوار ج۵۲ ص۲۹۴، منتخب الاثر ص۴۵۵، معجم احادیث الامام المهدی، ج۵ص۱۶۸

[۶]. مراد از امر قیام قائم است.

[۷]. آیا این شخص است یا جریان است؟ روایاتی وجود دارد که عباسیان قبل از ظهور روی کار آمده ولی حکومتشان منقرض می‌شود.

[۸]. خرز به معنای دانه‌های تسبیح است.

[۹]. الغیبه للنعمانی، ص۲۶۲ باب۱۴ح۲۱

[۱۰]. بحار الانوارج۵۲ص۲۳۵

[۱۱]. ملحقات احقاق الحق، ج۲۹ص۵۳۷

[۱۲]. لوائح ج۲ص۸

[۱۳]. قلت لابی عبدالله(الحسین بن علی)…استاد: به نظر من ازجانب محقق کتاب اشتباهی شده و ابو عبدالله در اصطلاحِ روایات را بر امام حسین تطبیق داده است. البته عقدالدرر روایات زیادی از امام حسیننقل می‌کند ولی در اینجا مراد از ابا عبدالله امام صادقاست.

[۱۴]. معجم احادیث الامام مهدی ج۵ص۱۶۸

[۱۵]. معلوم می‌شود فَزعه غیر از نداء است.

[۱۶]. مرحوم طریحی در مجمع البحرین الخدر ستر اعد للجاریه البکر فی ناحیه البیت، والجمع الخدور، جاریه مخدره اذا الزمت الخدر.

[۱۷]. الغیبهللنعمانی ص : ۲۵۲، ح۱۱

[۱۸]. ابن‏الغضائری ج : ۱ ص : ۸۲

[۱۹]. یعنی بشمار

[۲۰]. آیا مراد بی‌حرمتی به خون است یا اینکه مراد شخص خاصی است.

[۲۱]. الغیبهللنعمانی ص : ۲۵۸ح۱۶

.

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7512