http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام جلسه 8 بحث رایات سود ـ‌ درس خارج مهدويت ‌ – 89/08/02 - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  02 / 11 / 2012

جلسه ۸ بحث رایات سود ـ‌ درس خارج مهدویت ‌ – ۸۹/۰۸/۰۲

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زمانناروحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداه

سخن پیرامون بررسی روایات نبوی در موضوع رایات سود است.

روایت سیزدهم:

” یدخل السفیانی الکوفه فیسبیها ثلاثه أیام ویقتل من أهلها ستین ألفا، ثم یمکث فیها ثمانیه عشر (کذا ) لیله، یقسم أموالها. ودخوله مکه بعد ما یقاتل الترک والروم بقرقیسیا، ثم ینفتق علیهم خلفهم فتق فیرجع طائفه منهم إلى خراسان فتقبل خیل السفیانی وتهدم الحصون حتى تدخل الکوفه وتطلب أهل خراسان، ویظهر بخراسان قوم یدعون إلى المهدی، ثم یبعث السفیانی إلى المدینه فیأخذ قوما من آل محمد حتى یرد بهم الکوفه. ثم یخرج المهدی ومنصور من الکوفه هاربین ویبعث السفیانی فی طلبهما، فإذا بلغ المهدی ومنصور مکه نزل جیش السفیانی البیداء فیخسف بهم، ثم یخرج المهدی حتى یمر بالمدینه فیستنقذ من کان فیها من بنی هاشم. وتقبل الرایات السود حتى تنزل على الماء (فرات) فیبلغ من بالکوفه من أصحاب السفیانی نزولهم فیهربون، ثم ینزل الکوفه حتى یستنقذ من فیها من بنی هاشم. ویخرج قوم من سواد الکوفه (اطراف کوفه) یقال لهم العصب لیس معهم سلاح إلا قلیل، وفیهم نفر من أهل البصره (اهل بصره خصوصا بعداز جنگ جمل به خاطر تاثیر سران اهل فتنه در بصریون، موضعشان نسبت به اهل بیت منفی بود و این وضع کم و بیش تا زمان ظهور ادامه دارد) فیدرکون أصحاب السفیانی فیستنقذون ما فی أیدیهم من سبی الکوفه. وتبعثبه الرایات السود بالبیعه إلى المهدی ” [۱]

بررسی سندی:

ابن حماد: حدثنا الحکم بن نافع، عن جراح، عن أرطاه قال: ولم یسنده إلى النبی صلى الله علیه وآله

روایت را ابن حماد از ارطاه نقل کرده، وبه پیامبر هم نسبت نمی‌دهد. ارطاه از تابعین است ما چند ارطاه در اهل سنت داریم که یکی از انها به نام ارطاه بن المنذر نزدشان بسیار معتبر است. ولی‌متن مقداری مشوش است مثل عبارت:« فیرجع طائفه منهم إلى خراسان فتقبل خیل السفیانی وتهدم الحصون حتى تدخل الکوفه وتطلب أهل خراسان» و همچنین بعض عبارات مثل: «ثم یخرج المهدی ومنصور من الکوفه هاربین ویبعث السفیانی فی طلبهما» چون عقب نشینی و فرار با مسلمات ما در مورد امام زمان سازگاری ندارد مگر اینکه بگوییم مهدی در عبارت، مربوط به عباسیان است که اتفاق افتاده است. در این اثر (چون اسناد به پیامبر داده نشده) دو بار صحبت از رایات سود شده است، هرچند مکان خروج آنان را ذکر نکرده است ولی به عنوان زمینه سازان حکومت امام زمانمعرفی شده‌اند.

ظاهر عبارت این است که غیر از رایات سودِ دوران عباسیان، رایات سود دیگری است که زمینه سازان حکومت امام زمانهستند.

نتیجه:

این نقل، روایت نیست، بلکه اثر است (به پیامبر اسناد داده نشده) که از ارطاه نقل شده و ایشان مورد قبول ما نیست. اما از شیعه ملاحم ابن طاووس و ملحقات احقاق الحق از فتن ابن حماد نقل میکنند. و از اهل سنت هم ابن حماد، و بعد از او عرف السیوطی و الحاوی و برهان متقی هندی[۲] هر سه از ابن حماد نقل میکنند. (فتن ابن حماد، مولِفا و مولَفا نزد ما مشکل دارد)

روایت چهادهم:

” تدخل مدینه الزوراء (بغداد) فکم من قتیل وقتیله ومال منتهب وفرج مستحل، رحم الله من آوى نساء بنی هاشم یومئذ وهن حرمتی، ثم ینتهی إلى ذکر السلطان بذی الغریین، فیخرج إلیهم فتیان من مجالهم علیهم رجل یقال له صالح، فتکون الدائره على أهل الکوفه، ثم تنتهی إلى المدینه فتقتل الرجال وتبقر بطون النساء من بنی هاشم، فإذا حضر ذلک فعلیکم بالشواهق (بلندیها و دور دست) وخلف الدروب، وإنما ذلک حمل امرأه، ثم یقبل الرجل التمیمی شعیب بن صالح، سقى الله بلاد شعیب، بالرایه السوداء المهدیه (هدایت گر) بنصر الله وکلمته حتى یبایع المهدی بین الرکن والمقام “[۳]

این روایت را فقط ابن طاووس آورده، و تصریح دارد که از فتن سلیلی نقل می‌کند. (سلیلی در منابع ما نیامده و مورد اهمال قرار گرفته است)، وقال ” وذکر إسناد هذا الحدیث إلى معاذ بن جبل (ابن طاووس سند روایت را به معاذ بن جبل[۴] می‌رساند؛ معاذ چقدر پیش ما اعتبار دارد؟) ثم قال (معاذ بن جبل): بینما أنا وأبو عبیده الجراح وسلمان جلوس ننتظر رسول الله صلى الله علیه وآله إذ خرج علینا فی الهجیر (اوج گرما) مرعوبا متغیر اللون، فقال: من ذا أبو عبیده، معاذ، سلمان ؟ قلنا: نعم یا رسول الله، فذکر الفتن ثم قال: (روایت فوق را ذکر می‌کند)

این روایت اشاره به رایات سودی دارد که مقارن با حرکت سفیانی و کشتار مسلمین و شیعیان و قریب حکومت امام زمان است

روایت پانزدهم:

” یبعث السفیانی خیله وجنوده، فیبلغ عامه الشرق من أرض خراسان وأرض فارس فیثور بهم أهل المشرق فیقاتلونهم، ویکون بینهم وقعات فی غیر موضع، فإذا طال علیهم قتالهم إیاه بایعوا رجلا من بنی هاشم، وهم یومئذ فی آخر الشرق فیخرج بأهل خراسان على مقدمته رجل من بنی تمیم. مولى لهم، أصفر، قلیل اللحیه، یخرج إلیه فی خمسه آلاف إذا بلغه خروجه فیبایعه فیصیره على مقدمته، لو استقبله الجبال الرواسی لهدها، فیلتقی هو وخیل السفیانی فیهزمهم ویقتل منهم مقتله عظیمه، ثم تکون الغلبه للسفیانی، ویهرب الهاشمی، ویخرج شعیب بن صالح مختفیا إلى بیت المقدس یوطئ للمهدی منزله، إذا بلغه خروجه إلى الشام ” [۵]

بررسی سندی:

ابن حماد: حدثنا محمد بن عبد الله التیهرتی، عن معاویه بن صالح، عن شریح بن عبید وراشد بن سعد وضمره بن حبیب ومشایخهم قالوا: ولم یسندوه إلى النبی (ص ).

روایت را ابن حماد نقل و به پیامبر هم اسناد نمی‌دهند. منابع دیگر اهل سنت: عقد الدرر، عرف السیوطی، الحاوی، القول المختصر، برهان المتقی، فرائد فوائد الفکر؛ همه روایت را از ابن حماد نقل می‌کنند. از شیعه فقط ملحقات احقاق الحق که او هم از ابن حماد نقل می‌کند.

محتوای روایت اشاره ای به رایات سود ندارد، هر چند ازقرائنی مثل شعیب بن صالح و… می‌توان حدس زد که منظور روایت، همان رایات سود باشد.

این مجموعه روایات نبوی و یا منسوب به آن حضرت در موضوع رایات سود بود که در کتب عامه و خاصه نقل شده بود. در جلسات آینده إن شاءالله روایات اهل بیت را پیرامون رایات سود بررسی می‌کنیم.

وآخر دعوا نا أن الحمد لله رب العالمین

[۱]. معجم احادیث الامام المهدی، ج۲، ص ۲۲۸

 

[۲]. برهان متقی هندی معمولا از عرف السیوطی نقل، و کنز العمال وی هم تنظیم شده جامع الاحادیث سیوطی است.

[۳]. معجم احادیث الامام المهدی، ج۲، ص ۲۲۹

[۴]. از دست یاران غاصبین می‌باشد (نگا: قاموس الرجال، ج۱۰، ص۹۸)

[۵]. معجم احادیث الامام المهدی، ج۲، ص ۲۳۱

.

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7222