http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام جلسه 6 بحث رایات سود ـ‌ درس خارج مهدويت ‌ – 89/07/26 - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  02 / 11 / 2012

جلسه ۶ بحث رایات سود ـ‌ درس خارج مهدویت ‌ – ۸۹/۰۷/۲۶

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداه

در جلسه قبل گفته شد که رایات سود را بعضی از معاصرین (مرحوم صدر) حمل بر ابو مسلم خراسانی و قیام عباسیان کرده‌اند. (البته نه از روی قطع بلکه به عنوان ظنی که مقابلش احتمال ضعیف است) ایشان دیدگاه خود را در کتاب تاریخ الغیبه الکبری (صفحه ۴۵۰ به بعد) میاورد و دوباره این نظریه را در (ص ۵۰۲) تکرار می‌کند: وقد سبق أن تکلمنا عن مفهومها و حددناه بثوره أبی مسلم الخراسانی، سپس روایاتی در این زمینه و روایاتی که احتمال معارضه با نظریه خودشان دارد بیان می‌کند.

عمده روایتی که احتمال معارضه دارد (عدم تطبیق رایات سود بر ابو مسلم و قیام عباسیان) روایت شیخ طوسی در الغیبه است:

الْفَضْلُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ أَحْمَدَ السَّمَّاکِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَاشِمِیِّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَانِئٍ عَنْ نُعَیْمِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ سَعِیدٍ عَنْ أَبِی عُثْمَانَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ تَنْزِلُ الرَّایَاتُ السُّودُ الَّتِی تَخْرُجُ مِنْ خُرَاسَانَ إِلَى الْکُوفَهِ فَإِذَا ظَهَرَ الْمَهْدِیُّ بُعِثَ إِلَیْهِ بِالْبَیْعَه [۱]

مرحوم صدر روایت شیخ طوسی را معارض تطبیق رایات سود بر ابو مسلم و قیام عباسیان می‌داند، چون مفاداین روایت قریب بودن ظهور امام زمان با رایات سود را می‌رساند، (در حالیکه اززمان ابومسلم تا کنون فاصله زیادی گذشته است) هرچند دوباره می‌فرماید:

باتوجه به مبنای ما در رعایت تشدد سندی روایت مذکور به تنهائی نمی‌تواند اثبات چیزی نماید. بله! اگر فرض شود که روایت صحیح است دلالت می‌کند که رایات سود غیر از رایات ابو مسلم خراسانی است. پایان کلام مرحوم صدر

بررسی سندی روایت

روایت در معجم الاحادیث المهدی ج ۴ ص ۳۰۹ آمده است ومنابع زیادی از اهل سنت و شیعه نقل کرده‌اند.

از اهل سنت اولین کسی که نقل کرده، ابن حماد در کتاب فتن، ج۱، ص۳۱۴، ح۹۰۹ است و بعد از او عقد الدرر، عرف الوردی السیوطی، برهان المتقی،و… نقل کرده‌اند. ازشیعه بعد از غیبت طوسی از فضل بن شاذان، خرائج، ملاحم ابن طاووس، إثبات الهداه و بشاره الاسلام نقل کرده‌اند.

کثرت نقل، مشکلی را حل نمی‌کند، سند سیخ طوسی این است: الفضل بن شاذان، عن محمد بن علی، عن عثمان بن أحمد السماک، عن إبراهیم بن عبد الله الهاشمی، عن إبراهیم بن هانی، عن نعیم بن حماد، عن سعید، عن أبی عثمان، عن جابر، عن أبی جعفر علیه السلام، مصادر شیعه و سنت هردو به ابن حماد میرسد وما قبلا گفتیم که مولِف و مولَف هردو نزد ما مشکل دارد.

اگر از این اشکال سندی هم اغماض کنیم با مشکل اساسی دیگری برخورد می‌کنیم، در سند، فضل بن شاذان ازمحمد بن علی از عثمان بن أحمد سماک… روایت را نقل می‌کند، فضل متوفی ۲۶۰ و عثمان بن أحمد سماک متوفی ۳۴۴ است؛ این دو طبقه اشان به هم نمی‌خورد (فضل متقدم است). بعضی مثل ابن حجر عسقلانی گفته اند ابن سماک چند نفر ازاو روایت کرده اند یکی از آنها ابوعلی ابن شاذان است پس فضل ابن شاذان همان ابوعلی است که متوفی ۴۲۶ است که وی هم نمی‌تواند از ابن سماک روایت نقل کند؛ پس سند خیلی روشن نیست.

اگر به جز این روایت، روایت دیگری وجود نداشت، روایت مذکور قدرت معارضه با روایاتی که تطبیق بر ابومسلم می‌شود، ندارد، هرچند ما روایات دیگری برخلاف تطبیق بر ابو مسلم داریم. (البته در این زمینه تعدد روایات داریم «حد استفاضه» لذادر بررسی سندی سخت گیری نمی‌کنیم. واستفاضه در اصل خروج رایات سود؛ و اما قرب و نزدیک بودن رایات سود با زمان ظهور استفاضه ندارد.)

روایت هفتم:

۹ – وعنه، عن علی بن أسباط، عن الحسن بن الجهم قال: سأل الرجل أبا الحسن علیه السلام عن الفرج، فقال: ما ترید، الاکثار أو أجمل لک ؟. فقال: أرید تجمله لی. فقال: إذا تحرکت رایات قیس بمصر ورایات کنده بخراسان. أو ذکر غیر کنده. [۲]

آیا این روایت دلالت بر رایات سود و ظهور امام زمان دارد؟ چون فَرَج اعم است؛ شیعه در سختیها و مشکلات زیادی بوده است لذا سوال از زمان گشایش درامور می‌کردند پس روایت صراحتی در رایات سود و ظهور امام زمان ندارد.

روایت هشتم:

” یخرج رجل من ولد الحسین من قبل المشرق، لو استقبلته الجبال لهدمها واتخذ فیها طرقا “[۳]

مصادرروایت

منابع متعددی از اهل سنت روایت را نقل کرده‌اند. اولین نفر ابن حماد در الفتن: ج۱ ص ۳۷۱ ح ۱۰۹۵ با سند: حدثنا الولید ورشدین، عن ابن لهیعه، عن أبی قبیل، عن عبد الله بن عمر قال: ولم یسنده إلى النبی صلى الله علیه وآله. یعنی روایت را به پیامبر اکرم (ص) نسبت نمی‌دهد. ناقلین از شیعه عمده آنهاملاحم ابن طاووس است. {سید ابن طاووس متوفی ۶۶۴ با استفاده ازکتب ملاحم و فتن اهل سنت کتاب التشریف بالمنن معروف به الملاحم و الفتن را جمع آوری کرده است و روایات را از سه کتاب نقل می‌کند:

بخش اول: گزیده فتن ابن حماد (م ۲۲۸)

بخش دوم: فتن ابوصالح سلیلی (نوشته سال ۳۰۷ ق) (این کتاب در دسترس ما نیست)

بخش سوم: فتن زکریا بزاز (نوشته سال۳۹۱) (این کتاب در دسترس ما نیست)

بخش آخر کتاب که از ملحقات آن به شمار می‌رود از کتب مختلف شیعه و سنت نقل شده است} بعد از کتاب ابن طاووس، نباطی در الصراط المستقیم از ابن حماد، إثبات الهداه از صراط المستقیم، منتخب الاثراز بیان شافعی و ملحقات احقاق الحق از ابن حماد نقل می‌کند. ولی در بحارالانوار این روایت را ذکر نکرده است.

نکته: این روایت هیچ اشاره به رایات سود ندارد علاوه براینکه مشکل سندی هم دارد.

روایت نهم:

یخرج رجل من وراء النهر یقال له الحارث بن حراث على مقدمته رجل یقال له منصور یوطئ، أو یمکّن، لآل محمد کما مکنت قریش لرسول الله صلى الله علیه وسلم وجب على کل مؤمن نصره[۴]

متن «کما مکنت قریش لرسول الله صلى الله علیه وسلم» مشکل دارد، تاریخ قریش خلاف این عبارت است، سنگ اندازیهای قریش در دوران پیامبر و بعد او بر کسی مخفی نمی‌باشد.

پیامبر از چه کسی پناه به طائف برد و سپس به مدینه هجرت کرد؟ مسلمین از اذیت چه کسانی به حبشه هجرت کردند؟ موضعشان همیشه مخالف بوده است. شکوه‌های امیرالمومنیننسبت به قریش را ببینید؛ حضرت میفرماید:

قَالَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلَامُ: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَعْدِیکَ عَلَى قُرَیْشٍ فَإِنَّهُمْ قَطَعُوا رَحِمِی وَ وَضَعُوا إِنَائِی، وَ صَغَّرُوا عَظِیمَ مَنْزِلَتِی، وَ أَجْمَعُوا عَلَى مُنَازَعتی [۵]

بالاخره منابع زیادی از اهل سنت مثل سنن ابی داوود، نسائی، ملاحم ابن المنادی، البیهقی، مصابیح السنه، الجامع بین الصحاح، جامع الاصول و… روایت نهم را نقل کرده‌اند.

از شیعه توجه چندانی به این روایت نشده است، بعضی مثل: زین الفتی، العمده (کتاب خوبی است. روش او این است که از کتب اهل سنت نقل می‌کند)، اثبات الهداه، غایه المرام و حلیه الابرارو ملحقات احقاق الحق نقل کرده‌اند. روایت در بحارالانوار نیامده است، (بااینکه ناقل روایت ابوداوود و سند را نیز نقل می‌کند):… عن أبی الحسن، عن هلال بن عمرو، قال: سمعت علیا رضی الله عنه یقول: قال النبی صلى الله علیه و آله وسلم، این روایت منابع سنی زیادی دارد.

نکته: منابع شیعه همه از اهل سنت نقل کرده، و روایت ربطی به رایات سود ندارد

روایت دهم:

” تخرج من المشرق رایات سود لبنی العباس، ثم یمکثون ما شاء الله، ثم تخرج رایات سود صغار تقاتل رجلا من ولد أبی سفیان وأصحابه، من قبل المشرق یؤدون الطاعه إلى المهدی “[۶]

این روایت را ابن حماد از پیامبر نقل می‌کند و منابع دیگر (عقدالدرر، عرف السیوطی، جمع الجوامع، جامع الاحادیث، القول المختصر و برهان متقی هندی) از ابن حماد نقل میکنند. از شیعه هم، ابن طاووس ازفتن ابن حماد نقل می‌کند. (هیچ منبع شیعی ندارد و بحارالانوار هم به این روایت اعتنائی نکرده است)

وآخر دعوا نا أن الحمد لله رب العالمین

[۱]. الغیبه طوسی ص۳۳۶ // بحارالانوار، ج‏۵۲، ص۲۱۷

[۲]. الغیبه شیخ طوسی، ص ۴۴۸، معجم، ج۵، ص۴۰۶

[۳]. معجم أحادیث الإمام المهدی (ع)، ج۲، ص ۲۱۸

[۴]. معجم أحادیث الإمام المهدی (ع)، ج۲، ص ۲۲۰

[۵]. بحارالانوار، ج‏۲۹، ص ۶۲۹، ح۴۴ (ویا موارد دیگری: روز روشن حضرت علی (ع) به سوی کوفه امدند. فقط ۵ نفر همراه او بودند که ۳ نفرشان فامیل حضرت بودند. هنگام حرکت ابی عبدالله یک نفر از مکه همراه او بیرون نیامد)

[۶]. معجم أحادیث الإمام المهدی (ع)، ج۲، ص ۲۲۲

.

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7218