http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام جلسه 5 بحث روايات دابة الارض ـ‌ درس خارج مهدويت ‌ – 90/09/26 - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  02 / 01 / 2013

جلسه ۵ بحث روایات دابه الارض ـ‌ درس خارج مهدویت ‌ – ۹۰/۰۹/۲۶

بحث ما راجع به دابه الارض، روایات فریقین، نظرات نسبت به دابه و مصداق دابه الارض بود.در حتمیت و وجود دابه الارض بحثی نیست چون آیه شریفه و روایات کثیری هم از فریقین داریم، آنچه که مهم ومورد بحث ماست این است که

اولاً آیا دابه الارض قبل از ظهور حضرت است که در این‌صورت جزء علامات می‌شود. و یا مقارن و هم زمان با ظهور حضرت می‌باشد و یا بعد از ظهور حضرت می‌باشد که بعضی آن را جزء رجعت می‌دانند؟

بحث دیگر اینکه دابه الارض از جنس انسان با ویژگی خاصی است یا غیر انسان است؟.

سوم اینکه این انسان با ویژگیهای فوق العاده آیا امیرالمؤمنین است یا طبق نظر بعضی از مفسرین امام زمان (عج) است؟ یا شخصی تحت امر حضرت علی است؟

همه این موارد قائل دارد وبه آن معتقد هستند.ولی بحث مهم تر ارائه ادله ومستندات برمدعاست مثلا کسی که می‌گوید امیرالمومنین مصداق دابه الارض است باید دلیل قوی ارائه کند.ظاهرا ما با بررسی در روایات خاصه دلیل متقنی نیافتیم.

این را هم بگوییم که نفی مصداقیت امیرالمؤمنین، با فضایل ایشان دو بحث جداگانه است یعنی قائل به نفی مصداقیت، فضایل ایشان را منکر نمی شود. و هیچ تلازمی با هم ندارند

بیان مجلسی اول در شرح زیارت امام علی

مجلسی اول در شرح (صاحب المیسم و صراط المستقیم) در زیارت امام علی که از شیخ صدوق نقل شده است می‌فرمایند:

«السلام علی الملائکه المقربین، السلام علیک یا امیرالمؤمنین، السلام علیک… أشهد أنک عمود الدین و وارث علم الأولین و الآخرین و صاحب المیسم والصراط المستقیم»[۱]

«و صاحب المیسم الذی یکون لدابه الأرض أی الشخص الذی یخرج من الأرض و له عصا یضرب على وجوه الکافرین و المنافقین فیُکتب علیها أنه کافر حقا و المیسم الذی یضع علی جباه المؤمنین فیکتب علیه: إنه مؤمن حقا و ذکر العامه فی تفاسیرهم أخبارا بأنه أمیر المؤمنین علیه السلام (أو) المراد به أنه مکتوب على وجوه قلوب شیعتهم، الإیمان فکأنه صلوات الله علیه وسمهم به على أن یکون دابه الارض غیره فإن خروج الدابه متیقن بنص القرآن و الأخبار و أما إنه أمیر المؤمنین علیه السلام فالأخبار التی وردت فیه ضعیفه عندنا و عندهم و لا استبعاد فی حقیتها.» [۲]

میسم [۳] آهن یا ابزاری است که به وسیله آن به پیشانی افراد می‌زنند، مومن و کافر بودن آنها بر پیشانی آنان نقش می‌بندد. ایشان (مجلسی) برای میسم دو تفسیر بیان کردند:

احتمال اول: میسم از ویژگیهای دابه الارض است که با آن صورت مؤمنان شناخته می‌شود، که تطبیق آن برامیرالمومنین درروایات ضعیفی از شیعه وسنی وجود داردکه این مطلب هم، ازحقیقت به دور نیست.

احتمال دوم: اینکه مولی، دابه الارض نیست بلکه از اول علامتگذاری کرده است، از همان اول در روز ازل روی قلب شیعیان نقش بسته است[۴]«انه مومن حقا».

یعنی ایشان در تطبیق اشکال کرده ولی اصل دابه الارض را مسلم دانسته است با اینکه ایشان دارای سعه ی مشرب است تطبیق این روایات را نپذیرفته اند، و ضعیف میدانند. ولی استبعاد از تطبیق هم نیست.

بیان مجلسی اول در ذیل جامعه کبیره

ایشان ذیل زیارت جامعه روایت (انا صاحب العصا و المیسم) نقل می‌کنند: و کان امیرالمؤمنین کثیرا ما یقول: انا قسیم الله بین الجنه و النار و انا الفاروق الاکبر و انا صاحب العصا و المیسم

«أما قوله علیه السلام أنا صاحب العصا و المیسم فالظاهر أنه إشاره إلى أنه صلوات الله علیه دابه الأرض کما روى العامه و الخاصه عن حذیفه أن النبی صلى الله علیه و آله و سلم قال: دابه الأرض طولها ستون ذراعا لا یفوتها هارب فتسم المؤمن بین عینیه و تسم الکافر بین عینیه، و معها عصا موسى و خاتم سلیمان فتجلو وجه المؤمن بالعصا و تختم أنف الکافر بالخاتم حتى یقال یا مؤمن و یا کافرو تسمیته علیه السلام بدابه الأرض باعتبار خروجها من الأرض.

و عن أمیر المؤمنین علیه السلام أنه سئل عن الدابه فقال أما و الله ما لها ذنب و إن لها لحیه قیل و فی هذا إشاره إلى أنها من الإنس و یظهر من هذا الخبر و غیره من الأخبار الکثیره فی الزیارات و غیرها أنه هو صلوات الله علیه و بالجمله فإنه صلوات الله علیه مظهر العجائب و لا استبعاد فی أمثال هذه‏.»[۵]

از این بیان ایشان « تسمیته علیه السلام بدابه الأرض باعتبار خروجها من الأرض » معلوم می‌شود که ایشان گویا آن بیان قبلی را اصلاح کرده و پذیرفته است که مصداق دابه الارض امیر المؤمنین است.ولی هیچ روایت صحیحی ارائه نکرده است.

بیان ملا صالح مازندرانی

مرحوم صالح مازندرانی (ج ۵) هم ذیل روایت امام باقر در کافی[۶] (ماجاء به آخذ و نهی عنه فانتهی…. انی لصاحب العصا والمیسم و الدابه التی تکلم الناس) بیاناتی دارند

« دابه عطف بر عصا و میسم است {یعنی انا صاحب العصا، انا صاحب المیسم، انا صاحب الدابه}دابه همان است که با مردم به گونه ای صحبت می‌کند که مردم می‌فهمند.{ودابه الارض جزء آخرین علامتهای قیامت است. (و ذکروا انها آخر علامات قیام الساعه) و روایتی از تفسیر علی بن ابراهیم به عنوان مؤید آورده و همان روایت (قم یا دابه الله است اخرجک الله فی احسن صوره) بعد حرف ابن اثیر در «النهایه» را ذکر می‌کند }که طول آن دابه ۶۰ ذراع و..در شب جمعه از صفا سربر می‌آورد، در حالی که مردم به سوی منا هستند{قبل از ایام ذی حجه وهمچنین قبل ازمحرم می‌شود ممکن است از علائم است}ونیز گفته شده از طایف می‌آید.»[۷]

و روایتی ازحرف قاضی عیاض را نقل می‌کند: قال المفسرون انها خلق عظیم یخرج.. »سپس حرفهای عجیب وغریب بعضی از مفسرین را نقل می‌کند انه ثعبان، یا اینکه دابه چهار پا دارد که اگر تطبیق دهیم اینها اهانت به مقام امیرالمؤمنین است وحق همان صحبت علامه طباطبایی است که از آوردن آنها خودداری کرد.

در پاورقی شر ح ملا صالح مازندرانی در انتهای کلام او یک حرفی از معلق دارد که سخن متین و جالبی است:

قوله: ” من أشراط الساعه دابه الأرض ” ورد ذکر دابه الأرض فی القرآن الکریم وورد ما یشبهه فی مکاشفات یوحنا من کتب النصارى أیضا واختلف فی تفسیرها والحق الإیمان بظاهرها والتسلیم لما أراد الله منها ورد علم ذلک إلى أهله وعدم التکلم فیه بغیر برهان ظاهر وحجه قاطعه وما ورد من أن المراد بها أمیر المؤمنین (علیه السلام) فإن ثبت صدوره عن الأئمه (علیهم السلام) فهو الحق الذی لا یمترى فیه وإن لم نعلم حقیقته ووجه التعبیر عنه وإن لم یثبت إلا بطریق ظنی فالوجه التوقف. وأما نفس هذه الروایه فضعیفه جدا لا حجیه فیها لأن أبا صامت وأبا عبد الله الریاحی مجهولان وعلی بن حسان مشترک بین رجلین أحدهما ضعیف غال کذاب قالوا فی حقه: إنه لا یتعلق من الإسلام بشئ. وإنما یقتصر فی هذه الروایات على القدر الذی یوافق أصول المذهب وکذلک فی جمیع الروایات الضعیفه، وعلی بن حسان الذی قلنا إنه مشترک بین رجلین إذا صرح بروایته عن عبد الرحمن بن کثیر فهو تصریح بکونه الضعیف الغالی وقد مر مثله فی هذا الکتاب إلا أنه لم یکن مضمونه مخالفا للأصول.»

«اصل دابه الارض در قرآن آمده است ونظیر این قضیه در مکاشفات یوحنا در کتب نصاری آمده است فقط اختلاف در تفسیر آن است که به ظاهرش ایمان داشته باشیم و تسلیم آن باشیم ولی این دابه چه است انسان یا غیر انسان ؟باید به اهلش برگردانیم، وبدون دلیل صحبت نکنیم.اگر صدورش ثابت شود ما می‌پذیریم اما نفس روایت کافی شریف ضعیف است ابو صامت، ابوعبدالله ریاحی مجهول و علی بن حسان مشترک است ما قائل به توقف می‌شویم.»[۸]

در ادامه نظرات معاصرین و سپس بیانات عامه را بررسی می‌کنیم

خلاصه

بحث در دابه الارض و مصداق آن بود اصل این مسأله با توجه به آیه قرآن و روایات متعدد فریقین مسلم است.

بحث در این است که آیا قبل یا بعد و یا مقارن ظهور است؟ آیا دابه الارض انسان است با ویژگی خاص یا غیر انسانست ؟ مصداق این دابه کیست؟ امام مهدی یا امیرالمومنین و یا…

با توجه به ده روایات گذشته روایت و دلیل متقنی بر ترجیح هیچ یک از این اقوال یافت نشد.هرچند قائلانی دارد.در این جلسه سخن مجلسی اول وملا صالح مازندرانی را هم بررسی کردیم اما دلیل متقنی نیافتیم. و ما بر تطبیق آن بر حضرت علی تأمل و توقف داریم ولی نیافتن دلیل بر تطبیق :

۱٫انکار دابه الارض نیست

۲٫انکار فضایل امیرالمؤمنین نیست. و بگوییم حالا که روایت ثابت نشد باید فضایل را بزنیم و رد کنیم!! خیر، دشمن، فضایل علی را از روی حقد و دوست از روی ترس مخفی کرد ولی با همه اینها، فضایل حضرت زمین وزمان را خافقین پر کرده است.

[۱].کتاب المزار، باب الفعل والقل عند دخول الکوفه و مصبا ح المجتهدج۲،ص۸۳، و بحارالانوار در اعمال دخول کوفه جز ۹۷،ص۳۱۸

[۲]. روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏۵، ص:۴۱۲

[۳]. : المِیسَمُ اسم للآله التی یُوسَم بها، و اسْمٌ لأَثَرِ الوَسْمِ أَیضا(لسان العرب ج۱۲، ص۶۳۶)

[۴].قلب شیعیان آکنده از محبت اهل بیت است چنانچه شاعر معروف عرب می فرماید:

لو فتشوا قلبی وسطه سطرین قد خطا بلاکاتب    العدل والتوحید فی جانب و حب اهل بیتی فی جانب

[۵].روضه المتقین ج۵ص۴۶۱

[۶].توضیحات آن در قسمت روایات (روایت دومی) ذکرشد.

[۷]. من أشراط الساعه دابه السابقین والثانی. قوله: (وإنی صاحب الکرات) الکره: المره والجمع الکرات وهو صاحب الکرات لعرض کل أحد علیه مرات مره عند کونه روحا مجردا نورانیا فی عالم القدس حیث عرض علیه الملائکه فوحدوه لتوحیده وسبحوه لتسبیحه وهللوه لتهلیله. ومره فی المیثاق أخذ منهم العهد بولایته ومره فی الرحم إذ لا یتصور أحد إلا بحضوره. ومره فی غدیر خم حیث أخذ له الولایه من الحاضرین وأمر بتبلیغ ذلک إلى الغائبین. ومره عند الموت فإنه یحضر موت کل أحد ومره فی القیامه فإنه یعرض علیه کل أحد فمن قبله فهو مقبول ومن رده فهو مردود. أو لکونه صاحب حملات فی الحروب. أو لکونه صاحب الرجعه والله أعلم بحقیقه کلام ولیه.: (والدابه) التی تکلم الناس بکلام یفهمونه، الظاهر أنه عطف على العصا قال فی النهایه: من أشراط الساعه دابه الأرض قیل إنها دابه طولها ستون ذراعا ذات قوائم أربع ووبر وقیل: هی مختلفه الخلقه تشبه عده من الحیوانات ینصدع جبل الصفا فتخرج منه لیله الجمعه والناس سائرون إلى منى، وقیل: من أرض الطائف ومعها عصا موسى وخاتم سلیمان (علیه السلام) لا یدرکها طالب ولا یعجزها هارب، یضرب المؤمن بالعصا ویکتب فی وجهه مؤمن ویطبع الکافر بالخاتم ویکتب فی وجهه کافر، وقال عیاض: قال المفسرون: إنها خلق عظیم یخرج من صدع من الصفا لا یفوتها أحد فتسم المؤمن فینیر وجهه ویکتب بین عینیه مؤمن وتسم الکافر فیسود وجهه ویکتب بین عینیه کافر. وعن ابن عباس أنها الثعبان الذی کان بین الکعبه فاختطفته العقاب. وذکروا أنها آخر الآیات لقیام الساعه ویغلق عندها باب التوبه والعلم والعمل. ویحتمل أن یکون عطفا على قوله لصاحب العصا ویؤیده ما رواه علی بن إبراهیم فی تفسیره قال: حدثنی أبی عن ابن أبی عمیر، عن أبی بصیر، عن أبی عبد الله (علیه السلام) قال: ” انتهى رسول الله (صلى الله علیه وآله) إلى أمیر المؤمنین وهو نائم فی المسجد قد جمع رملا..»شرح اصول کافی ملا صالح مازندرانی ج۸ص۳۰۹

[۸] . پاورقی شرح اصول کافی ملا صالح مازندرانی، ج۸، ص۳۰۹٫

.

.

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6829