http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام در گفت‌وگوی تفصیلی با رسا مطرح شد؛ پاسخ مستدل آیت الله طبسی به شبهه ای تاریخی - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  12 / 11 / 2020

در گفت‌وگوی تفصیلی با رسا مطرح شد؛ پاسخ مستدل آیت الله طبسی به شبهه ای تاریخی

عضو جامعه مدرسین گفت: چرا برخی که اطلاع کافی و تخصص ندارند مطلبی را در رسانه می گویند و آدرس غلط می دهند و علما را ناچار به پاسخ دادن به شبهه و بیان حقایق می کنند؟

.

اشاره؛ با گذشت هزار و اندی سال از شهادت حضرت زهرا(س) شبهات زیادی مطرح و پاسخ داده شده است لکن این روزها شبهات جدیدی در فضای مجازی منتشر می شود که پاسخ دادن به آنها رصد، تأمل، کنشگری علمی دانشمندان اسلام شناس و فعالیت جدی علمای دین را می طلبد.

در شبهه ای که حسین دهباشی، مستندساز، درباره موضوع چگونگی شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) مطرح کرده است با قاطعیت وجود «در» را در آن زمان منکر شده و ادعا کرده است خانه های حجاز در صدر اسلام جز پارچه حائل اساساً در نداشتند چه رسد به در چوبی که آتش بگیرد و مسمار داشته باشد و شکسته شود.

با توجه به این که این ادعا بزرگتر از پرداختن به واقعه شهادت دخت نبی مکرم اسلام(س) است و تاریخ شناسان و آشنایان به معماری آن زمان مدینه منوره را برای ابراز نظر می طلبد؛ خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا با آیت الله نجم الدین طبسی از پژوهشگران برجسته تاریخ اسلام و از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به گفت‌وگوی تفصیلی در این خصوص نشسته است که نتیجه تحقیقات و دیدگاه های این عالم فرهیخته را درباره این ادعاها و پیامدهای فرامتن آن را با هم می خوانیم.

رسا ـ به عقیده حضرتعالی چرا برخی این روزها که جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری نیازمند وحدت و همدلی است، نسبت به طرح مباحث اختلافی اقدام و بویژه شبهات و مطالبی را درباره حضرت زهرا(س) مطرح می کنند؟ بهترین اقدام در مقابل این شبهات آن هم در شرایط حساس کنونی چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا ایام و اعیاد ماه ربیع بویژه ولادت نبی مکرم اسلام(ص)،  امام جعفر صادق(ع) و هفته وحدت را حضور همه ولایتمداران و پیروان مکتب حق تبریک و تهنیت عرض کرده و پیرامون اسائه ادبی که از ناحیه مجرمان و مدعیان حقوق بشر و آزادی بیان در غرب همچون مکرون نسبت به پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) شده، اظهار تأسف و تألم می کنم. آرزو دارم کسانی که در راه دفاع از مقدسات اسلام و نبی مکرم اسلام(ص) به سختی و تعب افتاده اند با خود ایشان محشور شوند و امیدوارم کسانی که در این راه مجروح شده اند هر چه زودتر شفا پیدا کنند.

در اظهار بعضی از مسائل باید “شرایط” و “ظرف زمانی” را سنجید و سپس آن را مطرح کرد؛ در این موقعیتی که جهان اسلام از شیعیان و اهل سنت مورد تهاجم دشمن مشترک قرار گرفته، یک خبرنگار مستند ساز یا هر شخص دیگری  مسائل اختلافی دست بگذارد، کار درستی نیست.

همچنین آن شخصی که در شبکه العراقیه با نسبت دادن مطالب کذب به فقهای شیعه بر طبل تکفیر اهل سنت کوبید و دروغی را جعل کرده و عدم فهم خود را به حساب فهم اعاظم شیعی گذاشت و گفت «همه علمای شیعه اهل سنت را کافر می دانند»، در پاسخ به او باید گفت که این حرف و ادعای اشتباه، بی اطلاعی و سطحی نگری است، زیرا در واقع نظر علمای شیعی اینگونه نیست؛ البته شاید برخی این تفکر را داشته باشند، اما غالب علمای شیعه اینگونه نیستند، ثانیاً بر فرض این که چنین تفکری در میان برخی علمای شیعه وجود داشته باشد، طرح این مسائل در حال حاضر به نظر شما مناسب است؟

در شرایطی که مسؤولان، عقلای قم و عقلای دنیا و جهان اسلام در راستای ایجاد و تحکیم وحدت و تقارب میان مسلمانان تلاش می کنند تا در رابطه با اختلافات خونی ریخته نشود و دشمن بیش از پیش میان آنان رخنه نکند و به اهداف شیطانی خود نرسد، طرح مسائل آیا در راستای خدمت به دین است یا در راستای خدمت به دشمنان؟

 

رسا ـ طرح این مسائل با چه اهدافی صورت می پذیرد؟

به نظر بنده و حداقل می توان گفت طرح مسائل در شرایط فعلی به مثابه نسنجیدن موقعیت است، زیرا این افراد موقعیت را نمی سنجند و نمی دانند چه نکته ای را در چه زمان و مکانی مطرح کنند؛ این مسأله که شخصی شبهه ای را مطرح کرده و فرضاً سپس عذرخواهی کند، از آن جهت که سبب شده عده ای در مواجهه با شبهه و دفاع از اعتقاداتشان یک سری حقایقی را مطرح کنند قابل تأمل است، زیرا افراد هنگامی که به اعتقاداتشان حمله صورت می گیرد نمی توانند آن را تحمل کنند و از آن جهت که این شبهات موجی ایجاد کرده و اعتقادات آنان را تضعیف می کند، حقایق را بیان می کنند.

طرح بعضی از مسائل جای خاص خود را دارد و هر جایی نباید هر چیزی را بر زبان جاری کرد؛ اگر بخواهیم با کسی که نسبت تکفیر اهل سنت را به کل علمای شیعه داد یا برخی خبرنگارانی که ماجرای هجوم به خانه حضرت زهرا(س) را با مطرح کردن این شبهه که در آن زمان «در» و «میخ» وجود نداشته از اساس منکر می شوند، برخورد کنیم، باید بگوییم این افراد اولا موقعیت را نمی سنجند و ثانیا بی اطلاع هستند.

ضرورت اظهار نظر توسط متخصصان 

درخواست متواضعانه دارم که هر کس در حیطه تخصص خودش صحبت کند؛ به عنوان مثال رسانه، فن خاص خود را دارد و بنده که آن را بلد نیستم در مسائل رسانه ای دخالت نمی کنم؛ همچنین پزشکی و مهندسی نیز تخصص خاص خودش را دارد و باید دانست که علوم نقلی، تفسیر، حدیث، تاریخ و کتابشناسی نیز نیازمند تخصص خاص خودش است؛ چگونه است که اگر ما در زمینه پزشکی یا مهندسی ورود پیدا کنیم به ما اعتراض می کنند و می گویند شما که در این زمینه تخصص ندارید، چرا راجع به آن اظهار نظر می کنید؟ پس شما چگونه به خودتان حق می دهید که در رشته تاریخ، حدیث و تفسیر ورود پیدا کنید و اظهار نظر داشته باشید؟ و افزون بر این به اظهار نظر یک سیدی که در شامات بوده و از سوی بسیاری از علمای شیعه رد شده استناد کنید؟ امروز هر شخصی باید در حد تخصص خودش صحبت کند و پای خود را از گلیمش درازتر نکند.

رسا ـ از نظر شما بهترین پاسخ برای این شبهه که «خانه حضرت زهرا(س) در نداشته است»، چه می تواند باشد؟

شواهد تاریخی مبنی بر وجود در در خانه های پیش از صدر اسلام

برخی در فضای رسانه مطرح کرده اند که خانه حضرت زهرا(س) «در» نداشته است؛ این شخص حداقل به «کشف الآیات» قرآن مراجعه کند تا بداند در این کتاب آسمانی چندین مرتبه تعبیر «باب» به کار رفته است؛ به عنوان مثال می توان به آیاتی همچون «وادخلوا الباب سجداً» در جریان بنی اسرائیل (آیه ۵۸ سوره بقره)، «وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِیصَهُ مِنْ دُبُرٍوَأَلْفَیَا سَیِّدَهَا لَدَى الْبَابِ» (آیه ۲۵ سوره یوسف)و «غَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ» (آیه ۲۳ سوره یوسف) در قصه زلیخا و حضرت یوسف(ع)، «یا بنی لا تدخلوا من باب واحد» (آیه ۶۷ سوره یوسف) در داستان حضرت یعقوب و فرزندانش، «لَها سَبْعَهُ أَبْوابٍ» (آیه ۴۴ سوره حجر) راجع به درهای جهنم، «جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَهً لَهُمُ الْأَبْوابُ» (آیه ۵۰ سوره ص) راجع به درهای بهشت، «لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَیْها یَتَّکِؤُنَ» (آیه ۳۴ سوره زخرف) راجع به خانه های بهشتی، «حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا» (آیه ۷۳ سوره زمر) راجع به کشیدن گناهکاران به سوی جهنم، اشاره کرد.

آیا در همه این موارد و نمونه های قرآنی مراد از «باب» پرده بوده که آن را کنار بزنند؟ آیا در داستان زلیخا و حضرت یوسف(ع) که در قرآن آمده «غَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ»، یعنی زلیخا هر چه پرده بود، انداخت؟ آیا در آیه شریفه «لَها سَبْعَهُ أَبْوابٍ» که راجع به درهای جهنم است، یعنی جهنم هفت تا پرده دارد؟

هر کس می خواهد حرفی بزند باید ابتدا مطالعه ای هم داشته باشد، چراکه اساساً در دوران گذشته «درب» وجود داشته است؛ افزون بر این مورخان شیعه و سنی می گویند حضرت علی بن ابی طالب(ع) درب قلعه خیبر را با یک دست از جا کنده و ۴۰ ذراع، یعنی ۲۰ متر آن طرف تر پرتاب کردند؛ آیا این یک پرده بوده که ۴۰ نفر آن را کنار می زدند؟ چیزی نگوییم که وقتی کسی آن را دید خنده اش بگیرد و بگوید فلان شخص چقدر بی سواد و بی اطلاع است!

یا این که خانه کعبه از ابتدا که توسط حضرت ابراهیم(ع) ساخته شد، «در» نداشت و پرده داشت؟ از قدیم رسم بوده برای این که روستاها، آبادی ها و شهرها از دستبرد راهزنان و دشمنان در امان باشند دور آن دیوار می کشیدند و آن را «سور» یا «دژ» می نامیدند؛ آیا این «سور» یا دیوار بزرگ «درب» نداشته و برایش پرده می گذاشتند؟ یعنی آن افراد برای در امان بودن از دست دشمن دیوارهای بزرگی را می ساختند و سپس برایش پرده می گذاشتند؟ پر واضح است که «درب» می گذاشتند و برای حفاظت از شهر خود افراد و محافظانی را می گماردند.

ضمن اینکه مرحوم فیض در کتاب نوادر الاخبار: ص ۱۸۳ می گوید: «فاختبئت فاطمه علیها السلام وراء الباب فدفعها عمر حتی ضغطها بین الباب و الحائط».

شواهد تاریخی مبنی بر وجود مسمار در سازه های چوبی پیش از صدر اسلام

نکته بعدی این است که گفته شده در آن زمان «میخ» وجود نداشته است؛ نکته ای که باید بدان دقت کرد این است که نباید گمان شود «میخ» در آن زمان حتما باید فلزی بوده باشد، زیرا ممکن است جنس میخ ها تفاوت داشته باشد، چراکه حلقه اتصال دو تخته یا دو چوب در آن زمان «چسب» نبوده، بلکه «میخ» بوده است.

آیا حضرت نوح(ع) کشتی خودشان را با چسب ساختند؟ خوب حتماً میخ هایی وجود داشته است که با آن چوب ها را به یکدیگر متصل کنند؛ حال ممکن است این میخ ها از جنس چوب و تخته بوده باشد؛ یا ممکن است عده ای مدعی شوند که درب خانه ها در آن زمان از جنس «سعف» یعنی شاخه های درخت خرما بوده است؛ اگر همین موضوع را هم قبول کنیم، باز هم اگر عکس این شاخه ها را مشاهده کنیم درمی یابیم که سیخ های خطرناکی دارد که اگر یک دانه از آنها به بدن کسی اصابت کند او را مجروح می کند.

ضمن اینکه ابن نجار و قسطلانی دو تن از علمای اهل سنت معتقدند حضرت علی چهارچوب و لنگه های در را با میخ به هم وصل کرده بود و می گویند: «ما عمل علی بن ابی طالب مصراعی داره الا بالمسار»(علی بن ابی طالب علیه السلام دو لنگه در خانه خویش را جز با مسمار نساخت). الدر الثمینه: ص ۲۰۵ و المواهب اللدنیه: ج ۳، ص ۴۰۹٫

از نظر تاریخی و از نظر تفسیری و حدیثی، این سخن که در آن زمان «میخ» وجود نداشته، حرفِ مطابق با مبانی و مصادر نیست، بلکه زاییده کم اطلاعی است؛ به قول مرحوم آقای فلسفی، برخی افراد خوب حرف می زنند، اما حرف خوب نمی زنند؛ افراد برای خوب حرف زدن و حرف خوب زدن باید تخصص لازم را داشته باشند.

 

رسا ـ با توجه به این که در آستانه وحدت قرار داریم، اگر توصیه هایی برای اهمیت این مسأله و راهکارهای تحکیم وحدت میان مسلمانان دارید، بفرمایید.

شکی نداریم که ما باید امروز در راستای وحدت و تقارب گام برداریم، اما به چه قیمتی؟ به قیمت این که از همه مبانی خود و از حقایق تاریخی و از مظلومیت اهل بیت(ع) بگذریم؟ این را کسی از ما نخواسته است؛ مگر رهبر معظم انقلاب برای ایام فاطمیه مراسم عزاداری بر پا نمی کنند و پای روضه نمی نشینند؟ حتی خود حضرت امام(ره) که پشتیبان وحدت اسلامی بودند نیز در روضه های فاطمیه شرکت می کردند و این موضوع را تعطیل نکردند.

 

تبیین مبنا و چگونگی وحدت

وحدت بنابر فرمایشات رهبر معظم انقلاب به این معنا است که شیعه و سنی به جان همدیگر نیفتند و درگیر نشوند و معنایش این نیست که از مبانی خودمان دست برداریم

ما باید بدانیم وحدت به چه معناست؛ وحدت بنابر فرمایشات رهبر معظم انقلاب به این معنا است که شیعه و سنی به جان همدیگر نیفتند و درگیر نشوند و معنایش این نیست که از مبانی خودمان دست برداریم؛ سنی ها بر مبنای خودشان باشند و شیعیان نیز بر مبنای خودشان عمل کنند؛ مشاهده می کنیم که سنی ها نماز تراویح می خوانند و ما نیز سخنی نمی گوییم، در حالی که از دیدگاه علمای شیعه این نماز بدعت است، اما چون جزء فقه و عقیده اهل سنت است به آن معترض نمی شوند.

وحدت به این معنا نیست که ما عقب نشینی کرده و از حقایق چشم پوشی کنیم؛ به اهل بیت(ع) ظلم شده و همه نیز همین را می گویند؛ کتاب «شرح مواقف» که علمای اهل سنت آن را نوشته اند و جزء کتب درسی آنها است تأکید می کند که بلاهای زیادی بر اهل بیت(ع) وارد آمده که در و دیوار برای این بزرگواران می گریند؛ این موضوع را علمای اهل سنت نقل می کنند.

نفی برخی ادعاهای خلاف واقع درباره تعامل امام علی(ع) با خلفا

آنگاه عده ای صورت مسأله را پاک کرده و می گویند «امیرمؤمنان(ع) در جبهه های خلفا به عنوان سرباز شرکت می کردند»؛ این موضوع را در کدام تاریخ مشاهده کرده اید؟ کجا امیرمؤمنان(ع) در جبهه ها شرکت کرده است؟ باید به آن خبرنگار گفت که شما از لحاظ تاریخی مرتکب اشتباه شده اید، زیرا حضرت علی(ع) در هیچ جنگی از جنگ های خلفا شرکت نکرده اند؛ البته باید دانست که گاهی که خلفا در یک جنگ نقشه های غلط می دادند، مانند قضیه نهاوند، حضرت علی(ع) از باب این که مبادا به اسلام آسیب برسد، آن نقشه را اصلاح می کردند، اما خودشان و حسنین(ع) قطعاً در هیچ جنگی از جنگ های خلفا شرکت نکرده اند.

علی بن مجاهد که از نظر متخصصین فن، دروغگویی بیش نیست در تاریخ طبری این موضوعات را مطرح کرده است؛ حال اگر آن شخص خبرنگار از روی بی اطلاعی این مباحث را مطرح کرده، ما به او می گوییم که این راوی شخصی دروغگو است، اما اگر نسبت به مخدوش بودن این سندها آگاهی داشته و باز این موضوع را نقل کرده، معلوم می شود که در حال کلاه گذاشتن سر دیگران است؛ ما به این خبرنگار می گوییم که حقایق را وارونه جلوه ندهید.

قضیه حضرت فاطمه زهرا(س) در کتاب های دست اول اهل سنت به طور کامل نقل شده است؛ ابن سلام متوفای سال ۲۲۳ قمری که در دوران امام رضا(ع) و امام جواد(ع) زندگی می کرده در کتاب الاموال: ص ۱۷۴ تصریح می کند که خلیفه اول در اواخر عمر خود از برخی از کارهایی که انجام داده بود پشیمان شده بود و می گفت «ای کاش به خانه حضرت زهرا(س) تعدی نمی کردم و درب آن را باز نمی کردم، اگر چه به عنوان مخالفت با من این در را بستند».

طبری متوفای ۳۱۰ قمری در کتاب تاریخ طبری: ج ۲، ص ۲۳۳، حوادث سال ۱۱ هجری، بلاذری متوفای ۲۷۹ قمری که ندیم متوکل است در کتاب انساب الاشراف: ج ۲، ص ۲۶۸ و ۲۶۹، ابن ابی شیبه که از قدمای اهل سنت و استاد بخاری و متوفای ۲۳۵ قمری است در کتاب المصنف فی الاحادیث و الآثار: ج ۸، ص ۵۷۲، کتاب المغازی، باب ما جاء فی خلافه أبی بکر، ح ۴، ابن عبدربه اندلسی که معروف به نصب و ناصبی گری است در کتاب العقد الفرید: ج ۴، ص ۲۶۰ و…. این موضوع را نقل کرده اند؛ همچنین در قرن هفتم و هشتم نیز جوینی متوفای ۷۳۰ قمری که استاد ذهبی است این مسأله را به صورت مفصل در کتاب فرائد السمطین: ج ۲، ص ۲۵، الباب السابع، ح ۳۶۶، نقل می کند.

چرا برخی که اطلاع کافی ندارند و تخصص هم ندارند مطلبی را در رسانه می گویند و آدرس غلط می دهند و علما را ناچار به موضع گیری و پاسخ دادن به شبهه و بیان حقایق می کنند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15756