http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام جلسه چهارم ـ‌ درس خارج مهدويت ‌ – 1/7/91 - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  ۰۵ / ۰۲ / ۱۳۹۲

جلسه چهارم ـ‌ درس خارج مهدویت ‌ – ۱/۷/۹۱

فایل صوتی جلسه چهارم:

images1

.

جلسه چهارم ـ‌   ۱/ ۷ /۹۱

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداه.

.

مقدمه

.

گفتیم که ما در مقام بررسی روایات رجعت ائمه و رسول اکرم : هستیم تا اینکه حدود و مقدار دلالت این روایات رابدست آوریم. از طرفی روایات ظهور امام زمان۴، به صراحت دلالت بر تشریف‌فرمایی و تشکیل حکومت جهانی ایشان دارد و تفصیلات و جزئیات حکومت وی را بیان می‌کند. تبیین برنامه‌های آن حضرت و مواردی از قبیل: محل ظهور، مرکز حکومت، مشخص بودن وزرا، مدت حکومت، چگونگی سیاست و نوع برخورد با دشمنان در روایات به صورت شفاف و بنحو تفصیل بیان شده است. روایات تصریح دارد که ایشان در رأس یک حکومت جهانی در مقام بَسط عدل و از بین بردن حکومت‌های ظلم و ظالمین، حاکمیت را بدست می‌گیرد، هرچند بعضی مدعی هستند که  حکومت امام زمان۷ مقدمه‌ی حکومت امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین: است. حال اگر چنین مسأله‌ای ثابت شود ما اِبایی از پذیرش آن، نداریم، ولی آیا واقعا از روایات چنین استفاده‌ای می‌شود؟

.

قدر متیقن روایات رجعت که مُسلّم و ضروری است رجعت اجمالی این بزرگواران است (رجعت پیامبر اکرم ۹، رجعت امیرالمؤمنین، رجعت امام حسین:.)؛ اما تشکیل حکومت معصومین : در روایات، یا روایات نسبت به این امر ساکت است و یا بعضی از روایاتی که اشاره به این مطلب دارد، از نظر سند خیلی محکم نیست و یا بعضی از آن روایات، وارد چنین جزئیاتی نشده است. لذا آنچه که ما به آن معتقد هستیم اصل رجعت است ولی تفصیل رجعت ائمه:، نیاز به ادله روشن‌تری داشته و اثبات این معنا، نیاز به ادله دیگری دارد.

.

روایت سیزدهم [۱]

.

«قال و حدثنی أبی عن الحسین بن خالد عن أبی الحسن الرضا ع قال…‏ قَوْلُهُ‏ حَتَّى إِذا رَأَوْا ما یُوعَدُونَ‏ قَالَ الْقَائِمُ وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی الرَّجْعَهِ فَسَیَعْلَمُونَ‏ مَنْ‏ أَضْعَفُ‏ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً

.

 (تاویل قول خداوند که می‌فرماید: تا آنکه وقتى آنچه بآنها وعده داده‏اند ببینند، مقصود قائم آل محمد و امیر المؤمنین علیهما السّلام در رجعت است و بزودی خواهند دانست که چه کسى یاورش ضعیف‏تر و در شماره اندک است)

.

  قَالَ هُوَ قَوْلُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ لِزُفَرَ: وَ اللَّهِ یَا ابْنَ صُهَاکَ! لَوْ لَا عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ کِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ‏ لَعَلِمْتَ أَیُّنَا أَضْعَفُ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً (وقتی که درگیری شد وفلانی به خانه امیرالمؤمنین حمله کرد، آقا آنجا این مطلب را به او فرمود که اگر پیمان و قراری از پیامبر اکرم و کتاب خدا نبود، می‌دانستی که ضعیف‌تر چه کسی است؟)

.

قَال فَلَمَّا أَخْبَرَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا یَکُونُ مِنَ الرَّجْعَهِ قَالُوا مَتَى یَکُونُ هَذَا- قَالَ اللَّهُ‏ قُلْ‏ یَا مُحَمِّدُ إِنْ أَدْرِی أَ قَرِیبٌ ما تُوعَدُونَ- أَمْ یَجْعَلُ لَهُ رَبِّی أَمَداً وَ قَوْلُهُ‏ عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً..(.پس هنگامی که پیامبر(ص) آن‌ها را از رجعت خبر داد گفتند: این رجعت چه زمانی است؟ خداوند فرمود: بگو: «من نمى‏دانم آنچه به شما وعده داده شده نزدیک است یا پروردگارم زمانى براى آن قرار مى‏دهد؟ داناى غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمى‏سازد.)

.

  قَالَ یُخْبِرُ اللَّهُ رَسُولَهُ الَّذِی یَرْتَضِیهِ- بِمَا کَانَ قَبْلَهُ مِنَ الْأَخْبَارِ- وَ مَا یَکُونُ بَعْدَهُ مِنْ أَخْبَارِ الْقَائِمِ ع وَ الرَّجْعَهِ وَ الْقِیَامَهِ»[۲]

دلالت روایت

روایت را مرحوم قمی نقل می‌کند و در درس قبل نیز به آن اشاره شد. در این روایت، رجعت امیرالمؤمنین۷ آمده است ولی از روایت مذکور تفصیلی بیش از این، استفاده نمی‌شود و نیازی به بررسی سندی هم ندارد.

.

روایت چهاردهم

.

«کان مجاهدا (مجاهرا ) فی الرجعه»[۳]

.

منابع روایت

.

  • · الرجال، لابن داود الحلی: ص ۳۵۸ الرقم ۱۵۹۹ – ” نجم بن أعین [ عق ] (‌ای عن علی بن أحمد العقیقی ) ق (‌ای یروی عن الصادق علیه السلام )
  • · الخلاصه، رجال العلامه الحلی: ص ۱۷۶ ف‍ ۲۴ ب‍ ۵ قال ” نجم بن أعین: روى العقیقی، عن أبیه عن عمران بن أبان، عن عبد الله بن بکیر، عن أبی عبد الله علیه السلام أنه یجاهر فی الرجعه”

 · مجمع الرجال، القهپائی: ج ۶ ص ۱۷۴ عن الخلاصه

  • · تلخیص المقال، للمیرزا محمد الأسترآبادی: على ما فی جامع الرواه

 · الایقاظ من الهجعه: ص ۲۶۹ ب‍ ۹ ح‍ ۷۳ – وقال ” ما رواه العلامه فی الخلاصه، وابن داود فی کتاب الرجال فی ترجمه نجم بن أعین، عن السید علی بن أحمد العقیقی، عن أبیه، عن عمران بن أبان، عن عبد الله بن بکیر، عن أبی عبد الله علیه السلام ” أنه – یعنی نجم بن أعین – ممن یجاهد فی الرجعه

  • · جامع الرواه: ج ۲ ص ۲۸۹ – عن تلخیص المقال، عن الخلاصه، وفیه ” إنه یجاهد (یجاهر ) فی الرجعه

 · تنقیح المقال: ج ۳ ص ۲۶۷ – عن الخلاصه، وابن داود، وقال ” وأقول قد مر فی میسر بن عبد العزیز الکلام فی مثل هذه العباره فلاحظ (فی ص ۲۶۴ – قال: وحکى العلامه (ره ) فی الخلاصه عن العقیقی أنه قال: أثنى علیه (میسر بن عبد العزیز ) آل محمد ۹ و هو ممن یجاهد فی الرجعه، انتهى. وفسر بعضهم ما فی الذیل بأنه یجاهد مع صاحب الامر عجل الله تعالى فرجه وجعلنا من کل مکروه فداه، وأنت خبیر بأن صاحب الامر روحی فداه یظهر أولا ثم یرجع بعد رجعه الأئمه علیهم السلام وجهاده إنما هو فی ظهوره لا فی رجعته، وإطلاق الرجعه على ظهوره أرواحنا فداه خلاف الظاهر، وإنما الظاهر من الرجعه حیث تطلق فی الاخبار هی رجعه النبی صلى الله علیه وآله والأئمه علیهم السلام التی هی من خواص مذهب الشیعه وضروریاتهم، والذی یظهر لی أن المراد من مجاهدته فی الرجعه: هو إصراره على إثبات رجعه الأئمه : بإقامه الدلائل والبراهین علیها عند منکریها والله العالم

  • · معجم رجال الحدیث: ج ۱۹ ص ۱۲۶ – عن الخلاصه، وفیه ” إنه یجاهد “. وفیها: عن ابن داود

.

توضیح روایت

ظاهر روایت، ارتباطی به رجعت ائمه ندارد بلکه راجع به رجعت یکی از اصحاب – نجم بن‌اعین – است. ابن داوود حلّی در کتاب رجال روایتی را از امام صادق۷ نقل می‌کند که  این شخص –  کانَ مجاهداً أو مجاهراًَ فی الرجعه – در رجعت، جهاد  یا مجاهره می‌کند. مجاهره به معنای سخنرانی  یا خطابه است، پس او در ارتباط با نشر اهل‌بیت: تبلیغات خواهد داشت.

.

بیان تنقیح المقال

 شاهد بنده، فرمایش مرحوم مامقانی[۴] می‌باشد.  ایشان این مطلب را از خلاصه و او هم از عقیقی– یکی از علماء رجالی زیدی –  نقل می‌کند و می‌فرماید: وحکى العلامه (ره ) فی الخلاصه عن العقیقی أنه قال: أثنى علیه (میسر بن عبد العزیز ) آل محمد صلى الله علیه وآله وهو ممن یجاهد فی الرجعه (اهل‌بیت: میسر بن عبد العزیز را مدح کرده‌اند. او جزء کسانی هستند که در رجعت جهاد می‌‌کنند.) وفسر بعضهم ما فی الذیل بأنه یجاهد مع صاحب الامر عجل الله تعالى فرجه وجعلنا من کل مکروه فداه.(بعضی گفته‌اند: او به همراه امام زمان۷ جهاد می‌کند. امامی که خداوند عزوجل ما را فدای او قرار بدهد)

.

وأنت خبیر بأن صاحب الامر روحی فداه یظهر أولا ثم یرجع بعد رجعه الأئمه علیهم السلام وجهاده إنما هو فی ظهوره لا فی رجعته (و تو آگاهی که امام زمان ۷ در ابتدا ظهوری دارد و سپس رجعت او پس از ائمه طاهرین رخ خواهد داد و جهاد مِیْسَر یا نجم بن أَعْیُن در زمان ظهور امام است نه در زمان رجعت آن بزرگوار)

.

 وإطلاق الرجعه على ظهوره أرواحنا فداه خلاف الظاهر، وإنما الظاهر من الرجعه حیث تطلق فی الاخبار هی رجعه النبی صلى الله علیه وآله والأئمه علیهم السلام التی هی من خواص مذهب الشیعه وضروریاتهم 

(برظهور امام، اطلاق رجعت نمی‌شود بلکه رجعت در مرحله بعد است بنابراین هر کجا رجعت گفته شد، منظور بازگشت پیامبر اکرم و ائمه طاهرین: است و چنین رجعتی از اختصاصات و ضرویات مذهب شیعه است.

.

والذی یظهر لی أن المراد من مجاهدته فی الرجعه: هو إصراره على إثبات رجعه الأئمه علیهم السلام بإقامه الدلائل والبراهین علیها عند منکریها والله العالم (- اگر منظور جهاد مِیْسَر یا نجم بن أَعْیُن در زمان ظهور امام است پس چرا تعبیر به رجعت (نه ظهور) شده است-  این تعبیر اشاره به این دارد که ائمه و پیامبر اکرم همه‌شان برمی‌گردند و از باب تاکید بر این امر و اقامه دلیل و برهان بر منکرین رجعت می‌باشد.

.

دلالت روایت

با استناد به این روایت، ائمه و پیامبر اکرم: همه‌شان برمی‌گردند و خود امام زمان۷ هم بعد از ظهور و بعد از فوت یا شهادت دوباره برمی‌گردند ولی به تفصیلات دیگری اشاره نشده است

.

روایت پانزدهم

.

«أول من تنشق الأرض عنه ویرجع إلى الدنیا الحسین بن علی علیهما السلام، وإن الرجعه لیست بعامه، وهی خاصه، لا یرجع إلا من محض الایمان محضا أو محض الشرک محضا»[۵]

(نخستین کسى که قبرش شکافته و به دنیا برمیگردد حسین بن على علیه السّلام است. و این رجعت عمومى نیست (که تمام مردگان زنده شده، سر از قبر درآورند) بلکه افراد خاصى به دنیا برمیگردند  که یا مؤمن خالص و یا مشرک محض باشند.)

.

منابع روایت

  • · بصائر الدرجات: لسعد بن عبد الله: على ما فی حلیه الأبرار
  • · مختصر بصائر الدرجات: ص ۲۴ – أحمد بن محمد بن عیسى ومحمد بن الحسین بن أبی الخطاب، عن أحمد بن محمد بن أبی نصر، عن حماد بن عثمان، عن محمد بن مسلم قال: سمعت حمران بن أعین وأبا الخطاب یحدثان جمیعا قبل أن یُحدِث أبو الخطاب ما أحدث.

ابوالخطاب، مشکل پیدا کرد ولی این روایت از نظر این شخص مشکل نخواهد داشت چون طریق دیگری هم داریم، هرچند گفته‌اند که این روایت قبل از انحراف ابوالخطاب بوده است.

.

  • · الایقاظ من الهجعه: ص ۲۷۷ ب‍ ۹ ح‍ ۸۸ – کما فی مختصر بصائر الدرجات، بعضه، وقال ” ما رواه أیضا (الحسن بن سلیمان بن خالد القمی فی رسالته فی باب الکرات وما جاء فیها نقلاً من کتاب مختصر بصائر الدرجات لسعد بن عبد الله “. وفی: ص ۳۶۰ ب‍ ۱۰ ح‍ ۱۰۹ – کما فی روایته السابقه
  • · البرهان: ج ۲ ص ۴۰۸ ح‍ ۱۲ – کما فی مختصر بصائر الدرجات، عن بصائر الدرجات لسعد بن عبد الله. · حلیه الأبرار: ج ۲ ص ۶۵۰ ب‍ ۴۶ – کما فی مختصر بصائر الدرجات، عن بصائر الدرجات لسعد بن عبد الله
  • · البحار: ج ۵۳ ص ۳۹ ب‍ ۲۹ ح‍ ۱ – عن مختصر بصائر الدرجات

 

.

بررسی کتاب بصائر الدرجات

کتاب بصائرالدرجات از سعد بن عبدالله بن ابی خلف اشعری قمی (متوفى سنه ۲۹۹ أو سنه ۳۰۱) بسیار قدیمی است. اشعری‌ها از عراق به قم هجرت کردند بنابراین  اشعری‌ها به یک معنی عراقی‌اند هرچند، اصالت شان یمنی است. این‌ها و آباء و اجدادشان جزء وفاداران و فدائیان، امیرالمؤمنین (ع) بودند. ‌در جریان رفع مصاحف (برسرنیزه کردن قرآن‌ها در جنگ صفین توسط سپاه معاویه علیه الهاویه) به امیرالمؤمنین گفتند هرچه شما بفرمائید، ما مطیع و تسلیم امر شما هستیم، فرمان جنگ یا صلح به اختیار شماست بعد از این، حضرت علی (ع) در حقشان دعا فرمود.اینها بعد از امیرالمؤمنین (ع) به خاطر محبت به حضرت، متحمل گرفتاریها، زندانها، شکنجه‌ها  شدند. از کار برکنارشان کردند و اذیت و آواره‌شان نمودند. شاید به همین خاطر مجبور به هجرت شدند. تعدادی از آن‌ها را به خراسان و شیراز تبعید کردند. چند نفرشان به قم آمده و قم را فتح کرده و تشیع را اعلام نمودند. کتاب معجم البلدان، در بخش قم تصریح می‌کند که بچه‌های مالک بن سعد اشعری (۵، ۶ تا جوان) سال ۸۳ هـ به قم آمدند و تشیع را اعلام کردند به گونه‌ای که کسی اجازه فعالیت تبلیغی بجز، مکتب اهل‌بیت را نداشت. عزت و عظمت امروز حوزه مقدسه قم ریشه‌دار است و از آن‌جا شروع شده است. بالاخره این‌ها درس خواندند و تلاش کردند و زحمت کشیدند و جزء محققین و مؤلفین و علماء شدند که یکی از آن‌ها همین آقای سعد بن عبدالله بن ابی خلف اشعری  می‌باشد.

.

بیان مرحوم نجاشی در مورد سعد اشعری

مرحوم نجاشی در مورد او می‌فرماید: «شیخ هذه الطائفه و فقیهها و وجهها کان سمع من حدیث العامه شیئا کثیرا و سافر فی طلب الحدیث لقی من وجوههم الحسن بن عرفه و محمد بن عبد الملک الدقیقی و أبا حاتم الرازی و عباس الترقفی

یکی از فقهای شیعه و چهره تشیع بود – یعنی کسی می‌خواست در مورد، شیعه صحبت کند با ایشان  صحبت می‌کردند- هم احادیث شیعه و هم احادیث اهل‌سنت را فراگرفته بود و برای اینکه به کمالات برسد سفرهای زیادی هم رفته بود و با شخصیت‌های اهل‌سنت نشست و برخاست داشت مانند:

و لقی مولانا أبا محمد علیه السلام. و رأیت بعض أصحابنا یضعفون لقائه لأبی محمد [علیه السلام‏] و یقولون هذه حکایه موضوعه علیه و الله أعلم. امام عسکری۷ را هم ملاقات کرده است. من (نجاشی) بعضی از اصحاب خودم را دیده‌ام که قائلند اشعری، موفق به ملاقات امام عسکری۷ نشده است.

.

بنده (استاد) اکنون از شما سؤال می‌کنم که به فرض، اشعری امام۷ را ملاقات نکرده باشد، آیا این تعبیر عدم ملاقات امام، مایه تضعیف اشعری می‌باشد؟ در منابع دست اول ما[۶] جریان ملاقات احمد بن اسحاق قمی با امام عسکری۷ در دورانی که امام زمان روحی فداه تقریباً کمتر از ۳ سال داشتند، آمده است. در این جلسه آقای سعد اشعری هم حضور داشت که سؤالات زیادی را مطرح می‌کند. امام عسکری۷  سؤالات تفسیری، تاریخی، فقهی و حدیثی اشعری را به فرزند بزرگوارشان یعنی امام زمان روحی فداه ارجاع می‌دهند. سعد اشعری، راوی روایت چنین ملاقاتی می‌باشد.  نجاشی در رجال خود ابتدا سعد را توثیق و تجلیل می‌کند و درباره او می‌گوید که مولایمان امام عسکری۷  را ملاقات کرده است ولی دوباره تشکیک می‌کند و می‌گوید که بعضی از دوستان و اصحابمان را دیدم که دیدار سعد را با ابومحمد۷ تضعیف می‌کردند و می‌گفتند، این ماجرا، ساختگی و غیرواقعی است.[۷] و به او نسبت داده‌اند.

حالا به فرض که این ماجرا ساختگی باشد، جریان ملاقات زیر سوال می‌رود، نه اینکه سبب تضعیف اشعری شود. ما این جریان و شبهات مربوط به آن را بطور مفصل در کتاب تا ظهور (ج۱، فصل ۷ و ۸) بیان نموده‌ایم که می‌توانید برای اطلاع بیشتر به این کتاب مراجعه فرمایید.

.

…و صنف سعد کتبا کثیره وقع إلینا منها کتب الرحمه کتاب الوضوء کتاب الصلاه کتاب الزکاه کتاب الصوم کتاب الحج کتبه فیما رواه مما یوافق الشیعه خمسه کتب: کتاب الوضوء کتاب الصلاه کتاب الزکاه کتاب الصیام کتاب الحج کتاب بصائر الدرجات… »[۸] مرحوم اشعری کتا‌ب‌های متعددی داشته و سپس اسم چندین کتاب را می‌برد که از جمله کتاب بصائرالدرجات است.

.

نظر الذریعه[۹] در مورد سعد اشعری

«بصائر الدرجات  فی المناقب فی أربعه اجزاء کما صرح به الشیخ فی الفهرست (بصائر ۴ جلد است و شیخ طوسی در فهرست خود آن را نقل می‌کند) وقال النجاشی (إنه لشیخ الطائفه أبی القاسم سعد بن عبد الله بن أبی خلف الأشعری القمی المتوفى سنه ۲۹۹ أو سنه ۳۰۱ ) ولم یعین عده اجزائه (نجاشی می‌فرماید که آقای سعد بن عبدالله اشعری القمی متوفی ۲۹۹ یا ۳۰۱ است، یعنی در دوران غیبت صغری بوده ولی نجاشی تعداد جلدها را نگفته است)

.

 قد اختصر البصائر هذا الشیخ حسن بن سلیمان ابن محمد بن خالد الحلی تلمیذ الشیخ الشهید وصاحب ” اثبات الرجعه ” کما مر (بصائر را شیخ حسن بن سلیمان ابن محمد بن خالد حلی شاگرد شهید و صاحب کتاب اثبات الرجعه تلخیص کرده است – شبیه تلخیص کتاب شافی سید مرتضی توسط شیخ طوسی – )

.

ومع تصریح الشیخ والنجاشی بأن بصائر الدرجات لسعد بن عبد الله لا وجه لما استظهره صاحب الریاض فی ترجمه الشیخ حسن بن سلیمان المذکور من أن أصل بصائر الدرجات لغیر سعد بن عبد الله وان سعد بن عبد الله اختصر البصائر فله مختصر البصائر، ثم إن الشیخ حسن بن سلیمان انتخب من هذا المختصر کتابه المشهور ب‍ ” منتخب البصائر ” (هنگامی که ۲ نفر از قدما –  شیخ طوسی و نجاشی – تصریح می‌کنند که بصائرالدرجات  از سعد بن عبدالله است، دیگر وجهی برای تشکیک صاحب ریاض وجود ندارد.صاحب ریاض، اصل بصائر را از سعد نمی‌داند و قائل است که سعد، بصائر را تلخیص کرده است لذا او کتابی بنام مختصر البصائر دارد و سپس  حسن بن سلیمان، مطالبی را از کتاب مختصر البصائر سعد، انتخاب کرده و نام آن را منتخب البصائر گذاشته است.

.

ومنشأ وقوع صاحب الریاض فی هذا الوهم قول الشیخ حسن فی أول کتابه ” اثبات الرجعه ” (انی قد رویت فی معنى الرجعه أحادیث من غیر طریق سعد بن عبد الله وأنا مثبتها فی هذه الأوراق ثم ارجع إلى ما رواه سعد فی کتاب مختصر البصائر(منشأ اشتباه صاحب ریاض این بوده که  شیخ حسن  در اول کتابش – اثبات الرجعه- مطلبی را گفته که این مطلب باعث اشتباه  صاحب ریاض شده است و آن مطلب این بوده است که شیخ حسن گفته است: من در معنای رجعت از غیر طریق سعد روایت نقل کرده‌ام و آن را در این اوراق ثبت می‌کنم و سپس برمی‌گردم و روایات سعد را در کتاب مختصرالبصائر نقل می‌کنم)

.

فقرأ صاحب الریاض ارجع بصیغه المتکلم ومقتضاه الوعد بان یذکر روایات سعد بعد روایات غیره فی هذا الکتاب مع أنه لم یذکر فیه شیئا من روایات سعد ابدا فیظهر منه أن قوله إرجع امر لمن أراد الاطلاع على أحادیث سعد أیضا برجوعه إلى کتابه الآخر الذی الفه وأورد فیه أحادیث سعد وهو مختصر کتاب البصائر کما یأتی بهذا العنوان فی حرف المیم. (۴۱۶: بصائر الدرجات ) لأبی جعفر محمد بن الحسن بن فروخ الصفار القمی المتوفى بها سنه ۲۹۰ » [۱۰](صاحب ریاض کلمه ارجع را به صیغه متکلم خوانده است – أرجعُ: رجوع می‌کنم که منشأ اشتباه صاحب ریاض همین بوده است   آقا بزرگ می‌فرماید که باید ارجع را به صیغه امر بخوانید – إرجِع:مراجعه کن – و دلیل آن این است که اگر به صیغه متکلم خوانده شود، پس باید شیخ حسن روایات سعد را بعد از روایات غیرسعد در کتابش بیاورد و به وعده‌اش وفا کند در حالیکه چنین روایاتی را نقل نکرده است پس معلوم می‌شود که باید به صیغه امر خوانده شود یعنی که  من روایات  از غیر طریق سعد را آوردم وتو خودت –‌ای مراجعه‌کننده – روایات سعد را مراجعه کن).

.

.

وَ آخِرُ دَعْوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین

.

——————————————————————————————————————————————
.

[۱]. ما در اینجا از چند کتاب نقل می‌کنیم ۱- تفسیر فُرات ۲-  تفسیر قُمی ۳-  بصائرالدرجات. لذا  نیاز داریم که خود کتاب و مؤلفین را بشناسیم. نسبت کتاب تفسیر فُرات و مؤلف آن بحث شد و تفسیر قمی و بصائرالدرجات را هم بحث خواهیم کرد روایات رجعت معمولاً از این سنخ کتاب‌ها می‌باشد.

[۲]. تفسیر القمی ؛ ج‏۲ ؛ ص۳۹۱

[۳]. معجم أحادیث الإمام المهدی (ع) – شیخ عاملی – ج ۵،ص ۳۵۰

[۴]. تنقیح المقال- ج۳،ص۲۶۷، چاپ‌ قدیم.

[۵]. معجم أحادیث الإمام المهدی (ع)، ج ۵،ص ۳۵۱

[۶]. کمال‌الدین، ج۱، ص۴۵۴ ؛ دلائل الامامه،ص ۲۷۴

[۷]. رجال نجاشی، ص۱۷۷

[۸]. رجال‏النجاشی ص:  ۱۷۷

[۹]. بنده ایشان را کرارا از نزدیک دیده‌ام و خدمتشان رسیده‌ام. البته آن زمان کوچک بودم و با مرحوم والا (تغمد الله برحمه)‌ محضر این بزرگوار می‌رسیدیم

[۱۰]. الذریعه – آقا بزرگ الطهرانی – ج ۳ – ص ۱۲۳ – ۱۲۵

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4363