http://velaseddighah.com/fa پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام جلسه سی ام ‌-درس خارج مهدویت ‌- 4 / 10 /91 - پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی و پژوهشی ولاء صدیقه کبری علیها السلام
 
 
 
 
  ۱۱ / ۰۲ / ۱۳۹۲

جلسه سی ام ‌-درس خارج مهدویت ‌- ۴ / ۱۰ /۹۱

.

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین سیما امام زماننا روحی وارواح من سواه لتراب مقدمه الفداه.

.

مقدمه

.

بحث درباره حکومت اولیاء بعد از امام زمان ۴  بود. برخی مدعی بودند که حکومت اولیاء به دست اولاد امام زمان است. ادله ای ارائه دادند که عمده آن ها، روایت شیخ طوسی بود. این روایت، مشکل سندی داشت. البته به دلیل دیگری که از ادعیه بود، تمسک کردند که عرض کردیم در آن دعا عبارت بصورت، «الائمه من بعده» است نه «الائمه من ولده». ظاهرا عبارت «من ولده» در دعای دیگری، وارد شده است.

.

جزیره خضراء

.

هر چند، صاحب کتاب تاریخ ما بعد الظهور، جهت اثبات اولاد برای امام زمان۴ به جزیره خضراء تمسک نکرده ولی بعضی، برای اثبات اولاد به جزیره خضراء هم استناد کرده‌اند.

.

[قبلا اشاره شد که] مرحوم تستری در قاموس الرجال، این جریان را مجعول و موضوع می داند. پذیرش اصل جریان جزیره خضراء به معنای قبول وجود اولاد برای امام زمان۴ در دوران غیبت است. این فرزندان حضرت مهدی۴ در بعضی از مناطق دور دست دنیا، مشغول حکومت هستند. ظاهرا مرحوم نوری به این جریان اعتماد دارد هر چند مخالفین این موضوع، کم نیستند.

.

بیان کاشف الغطاء در مورد جزیره خضراء

.

مرحوم کاشف الغطاء در کتاب الحق المبین خود، ضمن اعتراض و گله از کسانی که به هر روایتی استناد می کنند می فرماید:

.

« ومنها: اعتمادهم على کل روایه حتى إن بعض فضلائهم رأى فی بعض الکتب المهجوره الموضوعه لذکر ما یرویه القصاص من إن جزیره فی البحر تدعى الجزیره الخضراء فیها دور لصاحب الزمان فیها عیاله وأولاده فذهب فی طلبها حتى وصل إلى مصر، فبلغه إنها جزیره فیها طوائف من النصارى وکأنه لم یر الأخبار الداله على عدم وقوع الرؤیه من أحد بعد الغیبه الکبرى ولا تتبع کلمات العلماء الداله على ذلک.

بعضی به هر خبری، اعتماد می کنند. حتی بعضی از فضلاء – ظاهرا منظورش اخباری هاست- اموری را که در بعضی از کتب متروک و کنار گذاشته شده می یابند و چیزی را که داستان سراها و قصه گو‌ها نقل می کنند که در دریاها جزیره ای هست که نامش جزیره خضراء است و در آن جزیره خانه هایی برای امام زمان و همسر و فرزندانش می باشد،این‌ها را نقل می کنند…   [کسانی که چنین مطالب بی اساسی را نقل می کنند] گویا، روایاتی را که می فرماید: در دوران غیبت کبری، رؤیت امام زمان میسور نیست، ندیده اند [البته منظورشان ملاقات های اختیاری است] و حرفهای علماء را هم، که بر همین معنا دلالت دارند، تتبع نکرده‌اند.

.

*بعضی باز تمسک به کلمات بعضی از علماء برای اثبات جزیره خضراء می کنند. ما اجمالا،کلمات آن علماء را اشاره می کنیم ولی باید بدانیم که قصه جزیره خضراء از حد یک داستان خارج نیست. نمی‌توان گفت یک روایت است و با آن معامله روایت بکنیم. بلکه داستانی است که یک داستان سرا نقل کرده و علماء هم در برابر آن، موضع گرفته‌اند.

.

بیان علامه مجلسی در مورد جزیره خضراء

.

بعضی می گویند این داستان در بحارالانوار، آمده است. علامه مجلسی، مؤلف کتاب شریف بحارالانوار  همان ابتدای این قصه، می فرماید:

.

«أقول وجدت رساله مشتهره بقصه الجزیره الخضراء فی البحر الأبیض أحببت إیرادها لاشتمالها على ذکر من رآه و لما فیه من الغرائب و إنما أفردت لها بابا لأنی لم أظفر به فی الأصول المعتبره و لنذکرها بعینها کما وجدتها»[۱]

کتابچه ای  به دست آوردم مشتمل بر داستان مشهور جزیره خضراء در دریای سفید. من نیز آن را ذکر می کنم زیرا مشتمل بر ذکر کسانی است که آن حضرت را دیده اند و هم بخاطر این که متضمن امور غریبی است، آن را در یک باب مستقل قرار دادم زیرا این داستان را در کتاب معتبری نیافتم بنابراین همان طور که یافته ام در این جا بیان می کنم.

.

 جزیره خضراء در حدیقه الشیعه

.

صاحب کتاب حدیقه الشیعه[۲]، این جریان را در جلد دوم کتاب خود بیان می دارد. مشکلی که در این جا وجود دارد این است که انتساب این کتاب به مقدس اردبیلی معلوم نیست بنا براین اول، باید چنین انتسابی، معلوم گردد تا بعد، درباره جریان مذکور صحبت گردد.

.

 جزیره خضراء در إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات

.

مرحوم حر عاملی، جریان جزیره خضراء را در کتاب اثبات الهداه خود ذکر می کند. اگر جریان جزیره خضراء مورد اعتنای حر عاملی بود، اولا: باید، آن را در کتاب وسائل تقطیع کرده و بیان می کرد چون این قصه، احکام و مستندات شرعی – مثل خمس – دارد، لااقل، فقرات مربوط به بحث خمس را باید در وسائل ذکر می کرد. ثانیا: مرحوم حر عاملی می گوید:

.

«قد أوردها بتمامها مؤلف بحار الأنوار، اقتصرت‏ منها على‏ محل‏ الحاجه و هو ما تضمن معجزا للمهدی علیه السّلام و کذا ما قبلها و ما بعدها من الحکایات و الأحادیث، میلا إلى الاختصار ثم قال مؤلف البحار: و لنلحق لتلک الحکایه بعض الحکایات التی سمعتها عمن قرب من زماننا»[۳]

این قصه را من از بحارالانوار نقل می کنم ( جناب حر عاملی و علامه مجلسی، با هم معاصر بوده اند) ولی همه آن را نقل نمی‌کنم بلکه به مقدار نیاز، بیان می کنم.پس به گونه ای نبوده که بصورت مستقل بیان کرده و در وسائل به آن اعتماد نمایند.

.

جزیره خضراء در بیان وحید بهبهانی

بعضی قائلند که مرحوم وحید بهبهانی بر این قصه اعتماد کرده است. بنابراین کلام ایشان را در حاشیه بر مدارک الاحکام، ذکر می کنیم تا صحت و سقم چنین نسبتی معلوم گردد. جناب وحید بهبهانی در بحث حرمت نماز جمعه در دوران غیبت امام زمان۴، ادله ای را ذکر می کنند و می فرمایند:

.

«هذا مضافا إلى الإجماعات المنقوله الکثیره جدّا المتأیّده بالآثار و الاعتبار التی أشرت إلیها فی الرساله (مع أنّ المنقول بخبر الواحد یشمله ما دل على حجّیه خبر الواحد) و من الآثار حکایه المازندرانی الذی وصل إلى جزیره الصاحب علیه السّلام  و هی تنادی بالاختصاص بالإمام و منصوبه»[۴]

 [علاوه بر آن روایات]، اجماعات منقوله زیادی [اجماعات مدرکی یا محتمل المدرکیّه ] که بوسیله آثار تایید شده است [دلیل بر همین مطلب است،] و از آن آثار، خبر حکایت مازندرانی است که به جزیره امام زمان۴ برخورد می کند و در این حکایت، با صدای بلند اعلام می کند که اقامه نماز جمعه از اختصاصات امام معصوم یا شخص منصوب از ناحیه ی اوست.

.

 *  آثار غیر از روایت است. اثر، یعنی بعضی کلمات و عبارات را که روایت نیست به عنوان مؤید می آورند که مفاد آن آثار، حرمت نماز جمعه در زمان غیبت است. پس حد اعتبار آن فقط به عنوان مؤید است. اگر روایت بود، مؤید نبود و خودش دلیل بود. پس مرحوم وحید بهبهانی در حد موید، آن هم به عنوان یک اثر چنین مطلبی را نقل کرده اند ولی بعضی می گویند که ایشان به این قصه اعتماد کرده است.

.

جزیره خضراء در بیان سید بحرالعلوم

.

سید بحرالعلوم در فوائدالرجالیه خود می فرماید:

.

«و فی قصّه جزیره الخضراء و البحر الأبیض و هی حکایه طویله أوردها العلامه المجلسی فی کتاب الغیبه من البحار ما یدل علی فضل عظیم للسید… لو صح النقل»[۵]

.

 * جناب بحرالعلوم می فرماید: اگر این خبر صحیح باشد، پس ما چگونه، بیانی را به بزرگان نسبت می دهیم؟ یا عبارات شان را ندیده ایم و یا می خواهیم تمویه و حقایق را مخفی کنیم. اگر ندیده ایم مراجعه کنیم و دوباره حرفشان را ببینیم  تا فردای قیامت گرفتار نشویم.

.

جزیره خضراء در بیان مرحوم تستری

.

 آقا بزرگ تهرانی در کتاب الذریعه (ج ۵ ص ۱۰۶) راجع به کتابی در موضوع اثبات وجود صاحب الزمان- که در این کتاب، قصه جزیره خضراء هم نقل شده است – آورده است که  مرحوم قاضی شوشتری فرموده اند: «و هی رساله جلیله یجب علی المؤمنین محافظتها» کتاب ارزشمندی است باید توسط مؤمنین نگهداری شود.

.

* بعضی مدعی هستند که قاضی نور الله شوشتری  فرموده اند: بر هر مؤمنی محافظت بر این کتاب – جریان جزیره الخضراء –  لازم است. ایشان در کجا چنین مطلبی را فرموده اند؟ آیا ایشان راجع به جزیره خضراء این گونه گفته اند؟

.

 ایشان چه چیز را تأیید کرده اند؟ کتاب را یا داستان را؟ یعنی اگر کسی فرمود فلان کتاب ارزشمند است و از آن نگهداری کنید، آیا بدین معناست که سطر سطر و کلمه کلمه آن مورد وثوق است؟ خیر! بلکه من حیث المجموع معتبر است.

.

کتاب اثبات وجود امام زمان، مؤلفش مرحوم محمد بن اسد الله شوشتری است که به دستور سلطان صاحب قِران، آن را تألیف کرده است که مرحوم قاضی نورالله تستری هم، چنین عبارتی را در رابطه با کتاب فرموده اند هر چند بعضی می گویند، عبارت «و هی رساله جلیله یجب علی المؤمنین محافظتها»

.

کلام قاضی نور الله شوشتری نیست بلکه بیان شمس الدین محمد بن اسد الله شوشتری است که در این صورت اصل انتساب هم جای تردید و بحث است.

.

مرحوم شبر و جزیره خضراء

.

بعضی گفته اند سید شبّر – بخاطر همین نقل‌ها – ادعای تواتر در این قصه کرده است.

.

آن چه می توان گفت این است که: اولا: کتاب ایشان به دست ما نرسیده است. ثانیا: شاید در آن کتاب در مقام رد چنین جریانی بر آمده است. الان هم در نوشته‌های بعضی از معاصرین بزرگی که کتاب راجع به جزیره خضراء نوشته اند، موجود است ولی در مقام رد و نقد قضیه، کتاب نوشته‌اند. پس صرف اینکه مرحوم شبر، کتابی در این زمینه دارد، نمی‌توان او را جزء مؤیدین قرار بدهیم.

.

جزیره خضراء در بیان الذریعه

.

مرحوم اقا بزرگ تهرانی در الذریعه درباره این جریان، انصافا سنگ تمام گذاشته‌اند. ایشان در پاورقی الذریعه، جلد پنج – پاورقی از خودشان است- به جزئیات این موضوع پرداخته‌اند. ایشان می فرماید:

.

« وبالجمله لم تصل هذه الحکایه إلینا الا بالوجاده ( این حکایت، اصلا سندی ندارد، وجاده است، یعنی آن را یافته ایم) ولم نعرف من أحوال الحاکی لها الا أنه کان رجلا محترما فی ذلک المجلس، و قد اشتمل سندها على عده تواریخ تناقض ما فی متنها واشتمل متنها على أمور عجیبه قابله للانکار (سند این جریان مشتمل بر چند تاریخ است که با هم تناقض دارد و متن آن محتوی امور عجیبه ای است که قابل انکار است.) و ما هذا شأنه لا یمکن أن یکون داعی العلماء من ادراجه فی کتبهم المعتمده. بیان لزوم الاعتماد علیها أو الحکم بصحتها مثلا أو جعل الاعتقاد بصدقها واجبا حاشاهم عن ذلک (چنین چیزی جای انکار دارد که نپذیریم،[ پس اگر اینگونه است چرا بعضی از علماء نقل کرده اند؟]  انگیزه علماء از نقل این قصه در کتاب هایشان، اعتماد و قبول آن نبوده است، زیرا که شأن شان اجل از این است.)

بل انما غرضهم من نقل هذه الحکایات مجرد الاستیناس بذکر الحبیب وذکر دیاره، والاستماع لآثاره مع ما فیها من رفع الاستبعاد عن حیاته فی دار الدنیا، وبقائه متنعما فیها فی أحسن عیش وأفره حال، بل مع السلطنه والملک له ولا ولاده، واستقرارهم فی ممالک واسعه هیأ، الله لهم لا یصل إلیها من لم یرد الله وصوله (بلکه غرض علماء از نقل چنین داستان هایی، ذکر نام و یادی از حضرت است و می خواهند روی این نکته تأکید کنند که حیات طولانی امام و بقاء امام ایراد و استبعادی ندارد  و اینکه آن حضرت، زندگی شان خوب و دارای حکومت و کسی را که خدا نخواهد به آنجا نمی‌تواند برسد.)

 وقد احتفظ العلماء بتلک الحکایات فی قبال المستهزئین بالدین بقولهم ( لم لا یخرج جلیس السرداب بعد الف سنه وکیف تمتعه بالدنیا وما اکله وشربه ولبسه وغیرها من لوازم حیاته ) وهم بذلک القول یبرهنون على ضعف عقولهم ( و علماء چنین حکایاتی را آورده اند تا حرف کسانی را که استهزاء به دین می کنند – مثل اینکه: چرا کسی که در سرداب نشسته بیرون نمی‌آید مثل وهابی ها-  باطل سازند)

فمن کان عاقلا مؤمنا بالله ورسوله وکتابه یکفیه فی اثبات قدره الله تعالى على تهیئه جمیع الأسباب المعیشه فی حیاه الدنیا له علیه السلام قوله تعالى فی الصافات ( آیه – ۱۴۱ ) ( ولولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه ( الحوت ) إلى یوم یبعثون ) الصریح فی أن یونس لو لم یکن من المسبحین لکان یلبث فی بطن الحوت على حاله إلى یوم یبعث سائر البشر. فأخبر الله تعالى بقدرته على ابقاء الحوت الذی التقم یونس، وعلى ابقاء یونس على حاله فی بطنه، ولبثه فیه کذلک إلى یوم بعث الناس، واحتمال إراده موت یونس بأَزهاق روحه ولبث جسده فی بطن الحوت إلى یوم بعثه واحیائه مخالف للظاهر من جهات کما لا یخفى»[۶] (کسی که اعتقاد داشته باشد، برای او کفایت می کند نقل برخی مسائل مثل همین مسأله و باز کفایت می کند بر او این ایه شریفه، «لو لا کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون » این آیه صراحت دارد بر قدرت خداوند متعال بر زنده نگه داشتن شخصی در شکم حوت تا روز قیامت. وقتی خود آیه اشاره دارد، چه استبعادی دارد از اینکه، حضرت مهدی در همین دنیا و زنده در شکم حوت باشد، تا خداوند عزوجل به او اذن ظهور بدهد.

.

* پس صاحب الذریعه، جریان را اینگونه نقل کرده و زیر سوال می برند.

.

جزیره خضراء در بیان مرحوم خوئی

.

مرحوم اقای خوئی قبل از رحلت شان، دو کتاب استفتائات به نام های: منیه المسائل و مسائل و ردود از ایشان چاپ شده است. در کتاب مسائل و ردود از ایشان سوال می شود که: که در جریان جزیره خضراء، خمس برای شیعه، مباح شده. نظر شما چیست؟ ایشان صریحا، جزیره خضراء را رد می کند. آقای خوئی می فرماید: «الروایه المذکوره  لیست معتبره» (جریان جزیره خضرائی که شما گفتید اعتبار ندارد) «و قد وردت الروایات المعتبره أیضاً» (ما روایات معتبر هم داریم که مفادش این است که خمس مباح است) «لکن لم یکن مفادها الحلیّه للمکلف بأداء الخمس»[۷] ولی مفادش این نیست آن کسی که مکلف به ادای خمس است لازم نیست خمس بدهد. ایشان بیان مفصلی در این مورد دارند. مرحوم خوئی در کتاب خمس شان این روایات را بررسی کرده و چند وجه بیان کرده‌اند.

.

مرحوم سبزواری هم در کتاب خمس شان این مسئله را مطرح کرده و بیان نموده‌اند. بنده نیز در کتاب دانشنامه جهان اسلام[۸] از آقای حداد عادل همین بحث – در ارتباط با این روایت و مسئله خمس –  را مطرح کرده ام. و ضمناً تفصیل این تحقیق را در جلد اوّل کتابمان به نام «تا ظهور» مطرح کرده‌ام.[۹]

.

آقای حسن‌زاده آملی به نقل از علامه شعرانی می‌فرماید: «الجزیره الخضراء من بلاد الأندلس و الحکایه موضوعه لاریب فیه و کان الأصل فیها أنّ رجلاً سافر من المشرق اِلی المغرب الأقصی علی عهد السلاطین العبیدیین قبل أن یملکوا مصر… و حکی هذا المسافر دوله اولاد المهدی الفاطمی محتمله بعض عوام الشیعه الاثنی عشریه علی صاحب الامر.»[۱۰]

(داستان یعنی جزیره خضراء در بلاد اندلس جعلی و کذب است و شکی در آن نیست…).

.

.

وَ آخِرُ دَعْوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین

.

————————————————————————————————————————————————


[۱]. مجلسی، بحار الأنوار، ج‏۵۲، ص ۱۵۹،باب ۲۴ نادر فی ذکر من رآه ع فی الغیبه الکبرى قریبا من زماننا

[۲]. حدیقه الشیعه، ج ۲، ص۱۰۰۸

[۳]. حر عاملی، إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، ج۵، ص۳۳۶

[۴]. وحید بهبهبانی، حاشیه بر مدارک الاحکام،ج‏۳، ص: ۱۸۷

[۵]. بحرالعلوم، الفوائد الرجالیّه، ج ۳،ص ۱۳۶

[۶]. الذریعه – آقا بزرگ الطهرانی – ج ۵ – پاورقى ص ۱۰۶

[۷]. خوئی، مسائل و ردود، ص ۱۲۵ مسأله، ۳۵۱

[۸]. دانشنامه جهان اسلام، ج۱۶: ۱۴۹٫

[۹]. کتاب تا ظهور، ج۲، ص۴۱۱٫

[۱۰]. هزار و یک نکته: ص۸۱۲٫ نکته۹۹۰٫ مرکز نشر فرهنگی رجاء چاپ ششم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4970